ابوالحسن داوودی فیلمساز در روزنامه اعتماد نوشت: بعد از چند دهه زندگی در ایران گاهی اوقات گیج میشویم که با چه نوع تفکری در کشور مواجه هستیم. جهتگیریها و هدفگذاریها حتی در بین برخی مسوولان هم گاهی تناقضهای عجیبی دارد.
در حالی که همه سخن از همدلی و دفاع از وطن و تفکر جمعی و گسترش ارتباطات اجتماعی میکنند و این اضطرار که برای حفظ وحدت هم که شده باید شرایط کمی سهلتر شود، اما گاه رفتارهایی میبینیم که آگاهانه یا ناآگانه برخلاف شعارهای درست عمل میکند و مسیرها را از هم جدا میکند.
این درحالی است که تقسیمبندی نهادهای اداره کشور قواعد و قوانینی دارد و سلسله مراتب مسوولیتی که باید به آن پایبند باشیم، هر قوهای و هر نهادی باید قانون اساسی را مدنظر قرار دهد و به قوانین تمکین کند و برمبنای آن رفتار کند.
اینکه در سازمان سینمایی و وزارت فرهنگ و در طول دههها با درنظر گرفتن همه قواعد قانونی به فیلمها پروانه نمایش داده میشود، چه موافق باشیم و چه مخالف، جریانهای مختلف فکری باید به آن احترام بگذارند و نه اینکه به یکباره با بالاترین مقام اجرایی آن رفتاری توهینآمیز شود و به شکلی زشت درباره مقام فرهنگی مسوول یک کشور صحبت شود.
طبیعتا وقتی احترام زیر پا گذاشته میشود ولو اگر خطایی صورت گرفته باشد، بدون درنظر گرفتن اصول اجرایی و سلسله مراتب مسوولیتی، باعث میشود که تصور کنیم در کشور با جهتگیریهای متناقضی روبهرو هستیم که اثرات هم را خنثی میکنند.
در این روزهای سخت و سرنوشتساز، چه در سینما، چه در گونههای دیگر ارتباط فرهنگی و در حالی که نیاز اول وطنمان نزدیک شدن مردم به هم است و باید در رابطه و رفتار مسوولان هم بیشترین ارتباط و تعامل با مردم شکل بگیرد ولی گاه متاسفانه به گونه دیگر رقم میخورد که طبعا نتایج منفی هم به بار میآورد.
پرسش این است کسانی که به این روشهای خشونتآمیز در کشور متوسل میشوند دیدگاهشان چیست؟ و چرا آشتی سینما و تفکر عمومی را تاب نمیآورند؟ متاسفانه چنین رفتارهای متناقضی نشان میدهد که عدهای گاه چنان بر طبل اختلافات و حقنه کردن سلائقشان میکوبند که اجازه تصمیمگیری به مسوولان کشور نمیدهند.