پلیس ایران از دستگیری برادرزنی خبر داد که با ساخت کلید یدک و اطلاع از سفر خانواده، وارد خانه خواهرش شده و اموال میلیاردی را سرقت کرده است. او در اعترافاتش گفت: «حسادت و آرزوی خرید ماشین خارجی» او را به این جرم وادار کرد.
به گزارش نورنیوز، چندی قبل با دریافت گزارشی مبنی بر سرقت میلیاردی از خانهای در جنوب استان تهران، موضوع بهطور ویژه در دستور کارپلیس قرار گرفت.
مالباخته پس از حضور در دادسرای مربوطه ماجرا را اینطور توضیح داد: به همراه خانواده برای چند روز به ترکیه رفته بودیم اما وقتی برگشتیم، متوجه شدیم گاوصندوق خانه تخریب و مقدار زیادی طلا و سکه سرقت شده است.
به دنبال این شکایت، تیم بررسی صحنه جرم راهی خانه موردنظر شدند و در تحقیقات اولیه مشخص شد هیچ اثری از تخریب در ورودی منزل وجود ندارد و سارق یا سارقان با استفاده از کلید وارد خانه شدهاند.
همچنین گاوصندوق تخریب شده بود که این فرضیه را برای پلیس پررنگ کرد که عامل سرقت از افراد نزدیک و آشنا به خانواده مالباخته است.
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با اقدامات اطلاعاتی و بررسی رفتوآمدهای اطراف خانه، به برادرزن مالباخته مشکوک شدند. بررسیها نشان داد متهم از وضعیت مالی شاکی اطلاع کامل داشته و حتی از طریق خواهرش متوجه زمان خالی بودن خانه شده است.
بدین ترتیب متهم که پس از سرقت مخفی شده بود، با هماهنگی مقام قضایی در مخفیگاهش در یکی از محلههای جنوب استان تهران دستگیر شد.
در بازرسی از مخفیگاه وی، بخشی از طلاجات مسروقه کشف شد و متهم، در جریان تحقیقات به سرقت اعتراف کرد.
او در اعترافاتش گفت؛ با ساخت کلید یدک و اطلاع از زمان سفر خانواده شاکی، وارد خانه شده و پس از تخریب گاوصندوق، طلاجات و سکهها را سرقت کرده است.
چرا از خانه خواهرت سرقت کردی؟
از وضعیت مالیش خبر داشتم. همیشه میدیدم وضعش خوبه و هرچی بخواد میخره. کمکم حسادت توی دلم زیاد شد.
چطور فهمیدی خانه خالی است؟
خواهرم حرف زده بود که چند روزی سفر میروند. همان موقع نقشه سرقت به ذهنم رسید.
کلید خانه را چطور تهیه کردی؟
قبلاً چند بار به خانهشان رفته بودم. یک بار مخفیانه از روی کلید، یدک ساختم.
وقتی وارد خانه شدی استرس نداشتی؟
خیلی زیاد. دست و پایم میلرزید اما فکر پولها وسوسهام کرده بود.
چرا گاوصندوق را تخریب کردی؟
رمزش را بلد نبودم. مجبور شدم لولایش را ببرم.
ارزش طلاها را میدانستی؟
تقریباً میدانستم طلا زیاد دارند اما فکر نمیکردم اینهمه باشد.
میخواستی با پول طلاهای سرقتی چه کار کنی؟
دلم میخواست یک ماشین خارجی بخرم. همیشه آرزوی داشتنش را داشتم و فکر میکردم با فروش طلاها میتوانم به آرزویم برسم.
سابقه کیفری هم داری؟
نه، تا حالا نه دستگیر شده بودم و نه سابقهای داشتم.
مواد مخدر مصرف میکنی؟
نه، سمت مواد نرفتم اما مشروبات الکلی مصرف میکنم.
فکر میکردی مالباخته متوجه تو شود؟
نه، چون از افراد نزدیک خانواده بودم تصور میکردم هیچوقت به من شک نمیکند.
بعد از سرقت عذاب وجدان داشتی؟
اوایل نه، اما وقتی دستگیر شدم و خواهرم را ناراحت دیدم، تازه فهمیدم چه اشتباهی کردهام.
اگر به عقب برگردی باز هم این کار را انجام میدهی؟
نه، هیچ پولی ارزش از بین رفتن آبرو و خانواده را ندارد.