آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با مبینا محمدی- روز سیام به مرور دروس اول تا بیستونهم اختصاص دارد.
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
اینجا فرصتی است که تمامی لغات 29 درس قبلی را یکجا مشاهده کنید، بازخوانی سریع در ذهن خود داشته باشید و بدون رجوع به صدای ضبط شده تمامی جملات را به انگلیسی تلفظ کنید. هر جا احساس کردید مشکلی وجود دارد، در آرشیو دروس به آن درس مراجعه و صدا را هم گوش و رفع اشکال کنید.
|
|||||
|
من یک گربه می بینم |
I see a cat |
||||
|
|||||
|
من یک سیب دارم |
I have an apple |
||||
|
|||||
|
این کتاب درباره حیوانات است |
This book is about animals |
||||
|
|||||
|
تصویر بالای تخت است |
The picture is above the bed |
||||
|
|||||
|
او از خیابان عبور می کند |
He walks across the street |
||||
|
|||||
|
عمل مهم است |
Action is important |
||||
|
|||||
|
ما هر روز در کلاس یک فعالیت سرگرمکننده انجام می دهیم |
We do a fun activity in class every day |
||||
|
|||||
|
او یک بازیگر (مرد) است |
He is an actor |
||||
|
|||||
|
او یک بازیگر (زن) است |
She is an actress |
||||
|
|||||
|
لطفاً کمی شکر به چای من اضافه کن |
Please add some sugar to my tea |
||||
|
|||||
|
آدرس تو چیست؟ |
What is your address |
||||
|
|||||
|
او یک بزرگسال است. |
He is an adult. |
||||
|
|||||
|
او توصیههای خوبی میدهد. |
She gives good advice. |
||||
|
|||||
|
من از عنکبوت میترسم. |
I am afraid of spiders. |
||||
|
|||||
|
ما بعد از ساعت ۷ شام میخوریم. |
We eat dinner after 7 p.m. |
||||
|
|||||
|
من بعدازظهر به پیادهروی می روم. |
I go for a walk in the afternoon. |
||||
|
|||||
|
میتونی دوباره بگی؟ |
Can you say that again? |
||||
|
|||||
|
او ده ساله است. این سن اوست. |
She is 10 years old. That is her age. |
||||
|
|||||
|
من با او دو سال پیش ملاقات کردم. |
I met him two years ago. |
||||
|
|||||
|
من با تو موافقم. |
I agree with you. |
||||
|
|||||
|
هوا امروز تازه است. |
The air is fresh today. |
||||
|
|||||
|
ما زود به فرودگاه میرویم. |
We go to the airport early. |
||||
|
|||||
|
همه بچهها خوشحال هستند. |
All the children are happy. |
||||
|
|||||
|
او همچنین فرانسوی صحبت میکند. |
She also speaks French. |
||||
|
|||||
|
او همیشه صبحها قهوه مینوشد. |
He always drinks coffee in the morning. |
||||
|
|||||
|
آن فیلم فوقالعاده است. |
That movie is amazing. |
||||
|
|||||
|
او از برادرش عصبانی است. |
She is angry with her brother. |
||||
|
|||||
|
سگ حیوان مورد علاقه من است. |
The dog is my favorite animal. |
||||
|
|||||
|
میتوانم یک فنجان چای دیگر داشته باشم. |
Can I have another cup of tea. |
||||
|
|||||
|
لطفاً به سؤال پاسخ بده. |
Please answer the question. |
||||
|
|||||
|
آیا سوالی داری. |
Do you have any questions. |
||||
|
|||||
|
هر کسی میتواند به گروه بپیوندد. |
Anyone can join the group. |
||||
|
|||||
|
الان هیچچیز نمیخواهم. |
I don’t want anything now. |
||||
|
|||||
|
من هر روز یک سیب میخورم. |
I eat an apple every day. |
||||
|
|||||
|
تولدم در ماه آوریل است. |
My birthday is in April. |
||||
|
|||||
|
این منطقه خیلی ساکت است. |
This area is very quiet. |
||||
|
|||||
|
او روی بازویش تتو دارد. |
She has a tattoo on her arm. |
||||
|
|||||
|
آنها دور میز مینشینند. |
They sit around the table. |
||||
|
|||||
|
ما ساعت ۸ به مدرسه میرسیم. |
We arrive at school at 8 a.m. |
||||
|
|||||
|
او هنر مدرن را دوست دارد. |
She loves modern art. |
||||
|
|||||
|
من یک مقاله آنلاین خواندم. |
I read an article online. |
||||
|
|||||
|
او یک هنرمند عالی است. |
She is a great artist. |
||||
|
|||||
|
او به عنوان معلم کار میکند. |
He works as a teacher. |
||||
|
|||||
|
میتوانم یک سؤال از تو بپرسم. |
Can I ask you a question. |
||||
|
|||||
|
او الآن در خانه است. |
She is at home now. |
||||
|
|||||
|
تعطیلات من در ماه اوت شروع میشود. |
My holiday starts in August. |
||||
|
|||||
|
عمهام در شهر دیگری زندگی میکند. |
My aunt lives in another city. |
||||
|
|||||
|
پاییز فصل مورد علاقه من است. |
Autumn is my favorite season. |
||||
|
|||||
|
او از ما دور است. |
He is away from us. |
||||
|
|||||
| نوزاد خوابیده است. |
The baby is sleeping. |
||||
|
|||||
|
او ساعت ۵ به خانه برمیگردد. |
She comes back home at 5. |
||||
|
|||||
|
این غذا مزه ی بد می دهد. |
This food tastes bad. |
||||
|
|||||
|
او یک کیف سنگین حمل میکند. |
He carries a heavy bag. |
||||
|
|||||
|
توپ زیر میز است. |
The ball is under the table. |
||||
|
|||||
|
من هر روز یک موز میخورم. |
I eat a banana every day. |
||||
|
|||||
|
او در یک گروه موسیقی پیانو میزند. |
she plays piano in a music band. |
||||
|
|||||
|
من جمعهها به بانک میروم. |
I go to the bank on Fridays. |
||||
|
|||||
|
او هر روز صبح حمام میکند. |
He takes a bath every morning. |
||||
|
|||||
|
حمام کنار آشپزخانه است. |
The bathroom is next to the kitchen. |
||||
|
|||||
|
مهربان بودن خوب است. |
It is good to be kind. |
||||
|
|||||
|
گلها خیلی زیبا هستند. |
The flowers are very beautiful. |
||||
|
|||||
|
او آهسته غذا میخورد چون خسته است. |
She eats slowly because she is tired. |
||||
|
|||||
|
آنها وقتی معلم میآید، ساکت میشوند. |
They become quiet when the teacher comes. |
||||
|
|||||
|
او ساعت ۱۰ شب به رختخواب میرود. |
He goes to bed at 10 p.m. |
||||
|
|||||
|
اتاق خواب من همیشه تمیز است. |
My bedroom is always clean. |
||||
|
|||||
|
او همراه شامش آبجو مینوشد. |
He drinks beer with his dinner. |
||||
|
|||||
|
او قبل از خواب دندانهایش را مسواک میزند. |
She brushes her teeth before bed. |
||||
|
|||||
|
آنها کار را ساعت ۸ شروع میکنند. |
They begin work at 8 o’clock. |
||||
|
|||||
|
شروع فیلم خستهکننده است. |
The beginning of the movie is boring. |
||||
|
|||||
|
مدرسه پشت پارک است. |
The school is behind the park. |
||||
|
|||||
|
من به تو باور دارم. |
I believe in you. |
||||
|
|||||
|
کفشها زیر تخت هستند. |
The shoes are below the bed. |
||||
|
|||||
|
این بهترین روز زندگی من است. |
This is the best day of my life. |
||||
|
|||||
|
او امروز حالش بهتر است. |
He feels better today. |
||||
|
|||||
|
گربه بین صندلیهاست. |
The cat is between the chairs. |
||||
|
|||||
|
من هر صبح دوچرخهسواری میکنم. |
I ride my bicycle every morning. |
||||
|
|||||
|
آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند. |
They live in a big house. |
||||
|
|||||
|
او با دوچرخه به مدرسه میرود. |
She rides her bike to school. |
||||
|
|||||
|
میتوانم الان صورتحساب را پرداخت کنم. |
Can I pay the bill now. |
||||
|
|||||
|
هر صبح یک پرنده پشت پنجرهام آواز میخواند. |
A bird sings outside my window every morning. |
||||
|
|||||
|
ما همیشه برای تولدش کیک میپزیم. |
We always bake a cake for her birthday. |
||||
|
|||||
|
او یک ژاکت مشکی به محل کار میپوشد. |
He wears a black jacket to work. |
||||
|
|||||
|
او درباره غذا و سفر وبلاگ مینویسد. |
She writes a blog about food and travel. |
||||
|
|||||
|
دختر بلوند کنار پنجره مینشیند. |
The blonde girl sits near the window. |
||||
|
|||||
|
او هر تابستان درب را آبی، رنگ میکند. |
He paints the door blue every summer. |
||||
|
|||||
|
عمویم یک قایق کوچک دارد. |
My uncle owns a small boat. |
||||
|
|||||
|
بدن شما هر روز به آب نیاز دارد. |
Your body needs water every day. |
||||
|
|||||
|
من هر هفته از کتابخانه کتاب قرض میگیرم. |
I borrow a book from the library every week. |
||||
|
|||||
|
او بعد از راه رفتن در گل، بوتهایش را تمیز میکند. |
She cleans her boots after walking in the mud. |
||||
|
|||||
|
او حوصله اش سر رفته است. |
She is bored. |
||||
|
|||||
|
این فیلم برای بچهها حوصله سربر است. |
This movie is boring for kids. |
||||
|
|||||
|
من در ماه ژانویه به دنیا آمدهام. |
I am born in January. |
||||
|
|||||
|
هر دو خواهرم انگلیسی صحبت میکنند. |
Both my sisters speak English. |
||||
|
|||||
|
او هر ساعت یک بطری آب مینوشد. |
He drinks a bottle of water every hour. |
||||
|
|||||
|
او کفشهایش را در جعبه میگذارد. |
She puts her shoes in the box. |
||||
|
|||||
|
پسر هر آخر هفته فوتبال بازی میکند. |
The boy plays football every weekend. |
||||
|
|||||
|
او با دوستپسرش تلفنی صحبت میکند. |
She talks to her boyfriend on the phone. |
||||
|
|||||
|
ما برای صبحانه نان با پنیر میخوریم. |
We eat bread with cheese for breakfast. |
||||
|
|||||
|
او ظهر یک استراحت کوتاه میکند. |
He takes a short break at noon. |
||||
|
|||||
|
او همیشه برای صبحانه تخممرغ میخورد. |
She always eats eggs for breakfast. |
||||
|
|||||
|
آنها هر روز ناهارشان را از خانه میآورند. |
They bring their lunch from home every day. |
||||
|
|||||
|
برادرم در تکالیفم به من کمک میکند. |
My brother helps me with my homework. |
||||
|
|||||
|
او در زمستان یک ژاکت قهوهای میپوشد. |
He wears a brown jacket in winter. |
||||
|
|||||
|
آنها خانههایی نزدیک دریاچه میسازند. |
They build houses near the lake. |
||||
|
|||||
|
این ساختمان ده طبقه دارد. |
This building has ten floors. |
||||
|
|||||
|
من هر صبح با اتوبوس به مدرسه میروم. |
I take the bus to school every morning. |
||||
|
|||||
|
او یک کسبوکار کوچک آنلاین دارد. |
She runs a small business online. |
||||
|
|||||
|
او همیشه در طول هفته مشغول است. |
He is always busy during the week. |
||||
|
|||||
|
ما کره را روی نان گرم میگذاریم. |
We put butter on warm bread. |
||||
|
|||||
|
آنها هر شنبه سبزی تازه میخرند. |
They buy fresh vegetables every Saturday. |
||||
|
|||||
|
او بعد از ناهار کنار رودخانه قدم میزند. |
He walks by the river after lunch. |
||||
|
|||||
|
او بعد از کلاس از دوستانش خداحافظی میکند. |
She says bye to her friends after class. |
||||
|
|||||
|
ما در کافه نزدیک ایستگاه همدیگر را ملاقات می کنیم. |
We meet at the cafe near the station. |
||||
|
|||||
|
او برای خواهرش کیک شکلاتی درست میکند. |
He makes a chocolate cake for his sister. |
||||
|
|||||
|
من می توانم با پدرت تماس بگیرم. |
I can call your father. |
||||
|
|||||
|
من نمی توانم با این دوربین کار بکنم. |
I can’t work with this camera. |
||||
|
|||||
|
من میتوانم خیلی خوب شنا کنم. |
I can swim very well. |
||||
|
|||||
|
او امشب نمیتواند به مهمانی بیاید. |
He cannot come to the party tonight. |
||||
|
|||||
|
پاریس پایتخت فرانسه است. |
Paris is the capital of France. |
||||
|
|||||
|
او با یک ماشین کوچک به محل کار میرود. |
She drives a small car to work. |
||||
|
|||||
|
او با کارتش برای ناهار پرداخت میکند. |
He uses his card to pay for lunch. |
||||
|
|||||
|
من شغلی در طراحی می خواهم. |
I want a career in design. |
||||
|
|||||
|
او با هر وعده غذا هویج میخورد. |
He eats a carrot with every meal. |
||||
|
|||||
|
او کتابش را در کولهپشتی اش حمل میکند. |
she carries her book in her backpack. |
||||
|
|||||
|
گربه هر روز روی مبل میخوابد. |
The cat sleeps on the sofa every day. |
||||
|
|||||
|
او با دستگاه پخش CD موسیقی گوش میدهد. |
She listens to music on a CD player. |
||||
|
|||||
|
این خودکار پنجاه سنت قیمت دارد. |
This pen costs fifty cents. |
||||
|
|||||
|
ما هر جمعه در مرکز شهر همدیگر را میبینیم. |
We meet in the city centre every Friday. |
||||
|
|||||
|
او در یک شهر بزرگ زندگی میکند. |
She lives in a big city. |
||||
|
|||||
|
کلاس من ساعت ۹ شروع میشود. |
My class starts at 9 a.m. |
||||
|
|||||
|
دانشآموزان در کلاس آرام مینشینند. |
The students sit quietly in the classroom. |
||||
|
|||||
|
من هر آخر هفته اتاقم را تمیز میکنم. |
I clean my room every weekend. |
||||
|
|||||
|
آنها یکشنبهها از تپه بالا میروند. |
They climb the hill on Sundays. |
||||
|
|||||
|
ساعت، ساعت ۳ را نشان میدهد. |
The clock shows 3 o’clock. |
||||
|
|||||
|
او همیشه شبها پنجرهها را میبندد. |
He always closes the windows at night. |
||||
|
|||||
|
او برای مهمانی لباس جدیدش را میپوشد. |
She wears her new clothes to the party. |
||||
|
|||||
|
آنها هر جمعه در باشگاه ورزشی ملاقات میکنند. |
They meet at the sports club every Friday. |
||||
|
|||||
|
او قبل از بیرون رفتن پالتویش را میپوشد. |
He puts on his coat before going out. |
||||
|
|||||
|
او هر صبح قهوه سیاه مینوشد. |
He drinks black coffee every morning. |
||||
|
|||||
|
او وقتی هوا سرد است، ژاکت میپوشد. |
She wears a jacket when it is cold. |
||||
|
|||||
|
من در کالج انگلیسی میخوانم. |
I study English at college. |
||||
|
|||||
|
آبی رنگ مورد علاقه من است. |
Blue is my favorite color. |
||||
|
|||||
|
آنها ساعت ۸ به محل کار میآیند. |
They come to work at 8 a.m. |
||||
|
|||||
|
انگلیسی یک زبان رایج در سراسر جهان است. |
English is a common language around the world. |
||||
|
|||||
|
او برای یک شرکت بزرگ کار میکند. |
She works for a big company. |
||||
|
|||||
|
ما قبل از خرید، قیمتها را مقایسه میکنیم. |
We compare prices before buying anything. |
||||
|
|||||
|
او همیشه تکالیفش را بهموقع تمام میکند. |
He always completes his homework on time. |
||||
|
|||||
|
این کامپیوتر کار نمی کند. |
This computer is not working |
||||
|
|||||
|
ما امشب به کنسرت می رویم |
We are going to his concert tonight. |
||||
|
|||||
|
آنها الان دارند گفتگو میکنند. |
They are having a conversation now. |
||||
|
|||||
|
او امروز شام نمیپزد. |
He is not cooking dinner today. |
||||
|
|||||
|
آیا الان داری پاستا میپزی؟ |
Are you cooking pasta now? |
||||
|
|||||
|
هوا دارد خنک میشود. |
The weather is getting cool. |
||||
|
|||||
|
او دارد تکالیفم را تصحیح میکند. |
She is correcting my homework. |
||||
|
|||||
|
هزینه اش چقدر است؟ |
What is its cost? |
||||
|
|||||
|
میتوانی الان به من کمک کنی؟ |
Could you help me now? |
||||
|
|||||
|
ما داریم به کشور دیگری سفر میکنیم. |
We are visiting another country. |
||||
|
|||||
|
او دارد دوره زبان انگلیسی میگذراند. |
He is taking an English course. |
||||
|
|||||
|
پسرعمویم الان دارد به من زنگ میزند. |
My cousin is calling me now. |
||||
|
|||||
|
گاو الان دارد علف میخورد. |
The cow is eating grass now. |
||||
|
|||||
|
آیا داری روی کیک خامه میزنی؟ |
Are you putting cream on the cake? |
||||
|
|||||
|
او دارد یک طرح جدید میسازد. |
He is creating a new design. |
||||
|
|||||
|
ما داریم درباره یک فرهنگ جدید یاد میگیریم. |
We are learning about a new culture. |
||||
|
|||||
|
او از فنجان نمینوشد. |
She is not drinking from the cup. |
||||
|
|||||
|
مشتری پشت پیشخوان منتظر است. |
The customer is waiting at the counter. |
||||
|
|||||
|
بابا الان دارد ماشین را تعمیر میکند. |
Dad is fixing the car now. |
||||
|
|||||
|
آیا آنها در مهمانی میرقصند؟ |
Are they dancing at the party? |
||||
|
|||||
|
رقصنده دارد روی صحنه تمرین میکند. |
The dancer is practicing on the stage. |
||||
|
|||||
|
ما امشب نمیرقصیم. |
We are not dancing tonight. |
||||
|
|||||
|
آن جاده دارد خطرناک میشود. |
That road is becoming dangerous. |
||||
|
|||||
|
بیرون دارد تاریک میشود. |
It is getting dark outside. |
||||
|
|||||
|
آیا امشب سر قرار(عاشقانه) میروی ؟ |
Are you going on a date tonight? |
||||
|
|||||
|
دخترم دارد در اتاقش درس میخواند. |
My daughter is studying in her room. |
||||
|
|||||
|
ما الان داریم روز را برنامهریزی میکنیم. |
We are planning the day now. |
||||
|
|||||
|
او عزیزترین دوست من است. |
She is my dearest friend. |
||||
|
|||||
|
آیا در دسامبر سفر میکنی؟ |
Are you traveling in December? |
||||
|
|||||
|
آنها دارند تصمیم میگیرند کجا غذا بخورند. |
They are deciding where to eat. |
||||
|
|||||
|
این کیک خوشمزه است! |
This cake is delicious! |
||||
|
|||||
|
او الان دارد تصویر را توصیف میکند. |
He is describing the picture now. |
||||
|
|||||
|
او دارد توصیف کارش را می دهد. |
He is giving a description of his job. |
||||
|
|||||
|
این اولین طراحی من نیست. |
This is not my first design. |
||||
|
|||||
|
آیا الان پشت میزت نشستهای؟ |
Are you sitting at your desk now? |
||||
|
|||||
|
آنها دارند همه ی جزئیات را بررسی میکنند. |
They are checking all details. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک گفتوگو برای کلاس مینویسیم. |
We are writing a dialogue for class. |
||||
|
|||||
|
من دارم این کلمه را در فرهنگ لغت پیدا میکنم. |
I am looking for this word in the dictionary. |
||||
|
|||||
|
گلها زیر آفتاب دارند می میرند. |
The flowers are dying in the sun. |
||||
|
|||||
|
آیا الان رژیم داری؟ |
Are you on a diet now? |
||||
|
|||||
|
او دارد تفاوت را توضیح میدهد. |
She is explaining the difference. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک راه متفاوت را امتحان میکنیم. |
We are trying a different way. |
||||
|
|||||
|
این امتحان برای من دارد سخت میشود. |
This test is becoming difficult for me. |
||||
|
|||||
|
ما الان داریم شام میخوریم. |
We are eating dinner now. |
||||
|
|||||
|
او دارد اتاق کثیف را تمیز میکند. |
She is cleaning the dirty room. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند درباره مشکل بحث میکنند. |
They are discussing the problem. |
||||
|
|||||
|
او دارد ظرفها را میشوید. |
He is washing the dishes. |
||||
|
|||||
|
من دارم تکالیفم را انجام میدهم. |
I am doing my homework. |
||||
|
|||||
|
دکتر دارد بیمار را معاینه میکند. |
The doctor is checking the patient. |
||||
|
|||||
|
سگ دارد بیرون پارس میکند. |
The dog is barking outside. |
||||
|
|||||
|
او دارد ده دلار پرداخت میکند. |
She is paying ten dollars. |
||||
|
|||||
|
او دارد در را باز میکند. |
He is opening the door. |
||||
|
|||||
|
او پایین را نگاه کرد. |
She looked down. |
||||
|
|||||
|
پایین پله ها منتظرم. |
I am waiting downstairs. |
||||
|
|||||
|
پسر دارد یک نقاشی میکشد. |
The boy is drawing a picture. |
||||
|
|||||
|
او دارد یک لباس زیبا میپوشد. |
She is wearing a beautiful dress. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند آب مینوشند. |
They are drinking water. |
||||
|
|||||
|
او دارد به محل کار رانندگی میکند. |
He is driving to work. |
||||
|
|||||
|
راننده در ماشین منتظر است. |
The driver is waiting in the car. |
||||
|
|||||
|
ما داریم در طول زنگ تفریح صحبت میکنیم. |
We are talking during the break. |
||||
|
|||||
|
او الان دارد یک دیویدی تماشا میکند. |
She is watching a DVD now. |
||||
|
|||||
|
هر دانشآموز دارد یک کتاب میخواند. |
Each student is reading a book. |
||||
|
|||||
|
او هدفون را روی گوشهایش میگذارد. |
He wears headphones over his ears. |
||||
|
|||||
|
من در روزهای کاری زود بیدار میشوم. |
I wake up early on weekdays. |
||||
|
|||||
|
خورشید از شرق طلوع میکند. |
The sun rises in the east. |
||||
|
|||||
|
این تکلیف برای من آسان نیست. |
This homework is not easy for me. |
||||
|
|||||
|
آیا در مدرسه ناهار می خوری؟ |
Do you eat lunch at school? |
||||
|
|||||
|
من برای صبحانه دو عدد تخممرغ میخورم. |
I eat two eggs for breakfast. |
||||
|
|||||
|
در سبد هشت سیب وجود دارد. |
There are eight apples in the basket. |
||||
|
|||||
|
پسرخالهام هجده سال دارد. |
My cousin is eighteen years old. |
||||
|
|||||
|
مادربزرگ من هشتاد سال دارد. |
My grandmother is eighty years old. |
||||
|
|||||
|
فیل دارد علف میخورد. |
The elephant is eating grass. |
||||
|
|||||
|
یازده بازیکن دارند در زمین میدوند. |
Eleven players are running on the field. |
||||
|
|||||
|
آیا داری چیز دیگری میخری؟ |
Are you buying anything else? |
||||
|
|||||
|
او الان دارد یک ایمیل مینویسد. |
She is writing an email now. |
||||
|
|||||
|
ما داریم تا پایان منتظر میمانیم. |
We are waiting until the end. |
||||
|
|||||
|
فقط از لحظه لذت ببر. |
Just enjoy the moment. |
||||
|
|||||
|
ما غذای کافی برای دو روز نداریم. |
We don’t have enough food for two days. |
||||
|
|||||
|
او دارد ده یورو پرداخت میکند. |
He is paying ten euros. |
||||
|
|||||
|
من عاشق عصر امروز هستم. |
I love the evening today. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک رویداد برنامهریزی میکنیم. |
We are planning an event. |
||||
|
|||||
|
آیا تا به حال در ایتالیا بوده ای ؟ |
Have you ever been in Italy ? |
||||
|
|||||
|
او الان دارد به هر دانشآموز زنگ میزند. |
She is calling every student now. |
||||
|
|||||
|
چرا همه بیرون هستند؟ |
Why is everybody outside? |
||||
|
|||||
|
همه دارند به معلم گوش میدهند. |
Everyone is listening to the teacher. |
||||
|
|||||
|
او دارد همهچیز را حمل میکند. |
He is carrying everything. |
||||
|
|||||
|
من دارم برای امتحان آماده میشوم. |
I am preparing for the exam. |
||||
|
|||||
|
الان نمی توانم یک مثال خوب بزنم |
I can’t give a good example now. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند برای سفر هیجانزده میشوند. |
They are getting excited about the trip. |
||||
|
|||||
|
این بازی دارد هیجانانگیز میشود! |
This game is getting exciting! |
||||
|
|||||
|
او الان دارد ورزش میکند. |
She is doing exercise now. |
||||
|
|||||
|
تو این گوشی گران را نمی خری! |
You are not buying this expensive phone! |
||||
|
|||||
|
معلم دارد قوانین را توضیح میدهد. |
The teacher is explaining the rules. |
||||
|
|||||
|
او دارد ۲ صندلی اضافه می آورد |
She is bringing 2 extra chairs. |
||||
|
|||||
|
من دارم چشمم را تمیز میکنم. |
I am cleaning my eye. |
||||
|
|||||
|
او دارد صورتش را میشوید. |
He is washing his face. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند حقایق را بررسی میکنند. |
They are checking the facts. |
||||
|
|||||
|
برگها دارند از درخت میریزند. |
Leaves are falling from the tree. |
||||
|
|||||
|
او دارد یک پاسخ اشتباه میدهد. |
He is giving a false answer. |
||||
|
|||||
|
آیا تو عضوی از این خانواده هستی؟ |
Are you a member of this family? |
||||
|
|||||
|
او دارد با یک خواننده ی مشهور صحبت میکند. |
She is talking to a famous singer. |
||||