عصر ایران؛ امیر عباس میرزاخانی- در مطالعات رسانه و ارتباطات سیاسی، جنگها تنها در میدان نبرد تعریف نمیشوند؛ آنها در «میدان روایت» نیز شکل میگیرند. آنچه رهبران سیاسی میگویند، نحوه بازنمایی رسانهها و چارچوببندی رخدادها، بخشی از همان نبردی است که برای شکل دادن به ادراک افکار عمومی جریان دارد. به همین دلیل در ادبیات ارتباطات جنگی، انسجام پیام و ثبات در گفتار رهبران سیاسی بهعنوان یکی از اصول کلیدی مدیریت روایت جنگ شناخته میشود.
با این حال نحوه مواجهه دونالد ترامپ با جنگ رمضان در عرصه رسانهای و بهویژه در توییتها و اظهارنظرهای او، نمونهای قابل توجه از گسست در این اصل ارتباطی است. مرور پیامهای او از زمان آغاز جنگ در صبح روز نهم اسفند نشان میدهد روایت رئیسجمهور آمریکا از این جنگ نهتنها یکدست نیست، بلکه در مواردی با تناقضهایی آشکار همراه است.
ترامپ در نخستین توییتها و مواضع خود پس از آغاز جنگ رمضان، از «برتری کامل نظامی آمریکا» و «پیشرفت سریع عملیات» سخن گفت و تأکید کرد که شرایط کاملاً تحت کنترل است. این نوع روایت با الگوی کلاسیک ارتباطات جنگی همخوانی دارد؛ الگویی که در آن رهبران سیاسی تلاش میکنند تصویری از قدرت، ثبات و نزدیکی پیروزی ارائه دهند.
با این حال در ادامه، مجموعهای از توییتها و مصاحبههای او تصویری متفاوت ارائه میدهد. یکی از نمونههای برجسته زمانی بود که ترامپ در واکنش به گزارش رسانهها درباره هدف قرار گرفتن پنج هواپیمای سوخترسان آمریکا در عربستان، با لحنی تند اعلام کرد که «نیویورک تایمز، والاستریت ژورنال و دیگر رسانهها میخواهند ما جنگ را ببازیم».
از منظر تحلیل گفتمان رسانهای، این جمله صرفاً یک حمله لفظی به رسانهها نیست. مشکل اصلی آنجاست که رئیسجمهور در میانه جنگ مفهومی را وارد روایت رسمی میکند که در ادبیات ارتباطات جنگی معمولاً از آن پرهیز میشود: امکان شکست. در سنت سیاسی آمریکا، حتی در جنگهایی که بعدها به شکستهای تاریخی تبدیل شدند، سیاستمداران تا مدتها از بهکار بردن چنین واژگانی اجتناب میکردند.
در اینجا تناقض در روایت ترامپ آشکار میشود. از یک سو او در توییتهای خود جنگ رمضان را عملیاتی موفق و در مسیر پیروزی معرفی میکند، اما از سوی دیگر در حمله به رسانهها از «باختن جنگ» سخن میگوید. چنین دوگانگیای در پیامها باعث میشود روایت رسمی انسجام خود را از دست بدهد و فضای بیشتری برای تردید در افکار عمومی ایجاد شود.
در کنار این مسئله، برخی ناظران رسانهای معتقدند یکی از دلایل شدت گرفتن حملات ترامپ به رسانهها، نگرانی از بازگشت دوباره برخی پروندهها و موضوعات بحثبرانگیز در فضای رسانهای پس از پایان جنگ است؛ موضوعاتی که در گذشته نیز درباره روابط برخی چهرههای سیاسی با جفری اپستین مطرح شده و همواره توجه رسانهها را به خود جلب کرده است. در چنین فضایی این احتمال مطرح میشود که تشدید حمله به رسانهها، علاوه بر مدیریت روایت جنگ، تلاشی برای بیاعتبار کردن پیشاپیش رسانههایی باشد که ممکن است دوباره این پروندهها را برجسته کنند.
از منظر مطالعات ارتباطات سیاسی، این راهبرد شناختهشده است. رهبران سیاسی در شرایط بحرانی گاهی با بیاعتبارسازی رسانهها تلاش میکنند روایتهای انتقادی آینده را از پیش تضعیف کنند. در این چارچوب، رسانهها بهعنوان عامل ایجاد مشکل معرفی میشوند تا اگر روایتهای انتقادی یا افشاگرانهای منتشر شد، مخاطبان از پیش نسبت به آنها بدبین شده باشند.
بنابراین آنچه در توییتها و اظهارنظرهای ترامپ درباره جنگ رمضان دیده میشود، صرفاً جدال لفظی با رسانهها نیست؛ بلکه نشانهای از آشفتگی در مدیریت روایت جنگ و تلاش برای کنترل میدان روایت است. رئیسجمهوری که همزمان از پیروزی سخن میگوید، امکان شکست را وارد گفتمان میکند و رسانهها را به تلاش برای باختن جنگ متهم میسازد، ناخواسته نشان میدهد که جنگ رمضان نهتنها در میدان نظامی، بلکه در میدان روایت نیز وارد مرحلهای پیچیده و پرتناقض شده است.