فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۳۱۴۹
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۲ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۳۱۴۹
انتشار: ۰۸:۱۲ - ۱۱-۰۱-۱۴۰۵

امروز با سعدی: با کسی حال توان گفت که حالی دارد

امروز با سعدی: با کسی حال توان گفت که حالی دارد
غم دل با تو نگویم که نداری غم دل / با کسی حال توان گفت که حالی دارد

آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد
الحق آراسته خلقی و جمالی دارد

درد دل پیش که گویم که به جز باد صبا
کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد

دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راه
تشنه می‌میرد و شخص آب زلالی دارد

زندگانی نتوان گفت حیاتی که مراست
زنده آنست که با دوست وصالی دارد

من به دیدار تو مشتاقم و از غیر ملول
گر تو را از من و از غیر ملالی دارد

مرغ بر بام تو ره دارد و من بر سر کوی
حبذا مرغ که آخر پر و بالی دارد

غم دل با تو نگویم که نداری غم دل
با کسی حال توان گفت که حالی دارد

طالب وصل تو چون مفلس و اندیشه گنج
حاصل آنست که سودای محالی دارد

عاقبت سر به بیابان بنهد چون سعدی
هر که در سر هوس چون تو غزالی دارد

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: شعر ، شعر روز ، سعدی
ارسال به دوستان
نظرسنجی
فرجام آتش بس 14 روزه؟