فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۵۱۴۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۹ - ۲۱-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۵۱۴۷
انتشار: ۱۵:۴۹ - ۲۱-۰۱-۱۴۰۵
کتابخوانی: مروری بر کتاب فلسفه روشنگری

پیوند رشد اقتصادی و تکامل دیدگاه‌های فلسفی

پیوند رشد اقتصادی و تکامل دیدگاه‌های فلسفی
روشنگرى یک مرحله مهم تاریخى است که بخش اساسى و منحصر به فرد تاریخ فکرى انسان را تشکیل مى ‏دهد؛ به‏ منظور فهم اندیشه‏ هاى اساسى روشنگرى، مى‏ بایست با تحلیل فعالیتى آغاز کرد که براى بورژوازى بسیار مهم مى‏ نمود: این فعالیت، رشد اقتصاد و بیش از همه بنیادى‏ ترین عنصر آن، مبادله، بود.

عصر ایران، جواد لگزیان - در تاخت و تاز امواج تاریکی و خرافه در سپیده‌دم دیگری از تاریخ پرتوهای درخشان خوشید روشنگری تابیدن گرفت و نوید دنیایی نو سرشار از آزادی، برابری و مدارا برای همگان را طنین‌افکن کرد.

لوسین گلدمن (متولد ۲۰ ژوئیه ۱۹۱۳، درگذشته ۸ اکتبر ۱۹۷۰) فیلسوف، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز فرانسوی در کتاب «فلسفه روشنگری: بورژوازی مسیحی و روشنگری» می‌ کوشد با بحث هایی جذاب و منطقی داستان شکل‌گیری، گسترش و بالندگی اندیشه روشنگری را بیان و البته با نگاهی انتقادی مسائل دیروز و امروز آن را نیز بررسی کند.

کتاب با جُستارى درباره روشنگرى و فرهنگ از شیوا  کاویانی و شرحی مختصر از زندگی لوسین گلدمن آغاز می‌ شود. سپس در بخش اصلی کتاب به ترتیب فصل‌های ساخت روشنگرى؛ روشنگرى و باور مسیحی؛ و روشنگرى و مسائل جامعه ی نو را خواهیم خواند. در پایان کتاب هم فرهنگنامه ی خُرد از شیوا  کاویانى آمده است که تمامی واژگان کلیدی کتاب را توضیح داده است و راهنمای خوبی برای درک کتاب است.

از نگاه گلدمن در گستره ی تاریخ اجتماعى، روشنگرى یک مرحله ی مهم تاریخى در رشد اندیشه ی بورژوازى غرب است که در کل یک بخش اساسى و منحصر به فرد تاریخ فکرى انسان را تشکیل مى‏دهد و به‏ منظور فهم اندیشه‏ هاى اساسى روشنگرى، مى‏ بایست با تحلیل فعالیتى آغاز کرد که براى بورژوازى بسیار مهم مى‏ نمود و بیشترین تأثیر را در تکامل اجتماعى و خردورزى داشت؛ و این فعالیت، رشد اقتصاد و بیش از همه بنیادى‏ ترین عنصر آن، مبادله، بود.

به عقیده گلدمن رشد اقتصاد بازار، که مقارن سده سیزدهم آغاز شد، ناگزیر بود شکل تفکر غربى را به ‏طور بالنده تغییر بدهد. این رشد در واقع بنیاد اجتماعى دو جهان‏بینى بزرگ بود که شاخص نگرش اروپایى است، که همچنان تا زمان پاسکال، کانت و حتى بعدها نیز حاکم بوده و در کنار بینش‏ هاى دیالکتیک، رمانتیک و تراژیک تداوم یافته است. این دو جهان‏بینى همانا سنت‏ هاى آروینى و خردمنشانه ‏اند که روشنگرى فرانسه هم نهاد آن‏ها است.

اما چگونه ممکن است دیدگاه‏ هایى این‏ چنین متضاد، در نتیجه ی رشد بورژوازى پدید آمده باشد و چگونه اکثر نویسندگان روشنگرى سده ی هجدهم در فرانسه، توانستند به دور از مشکلى خاص، منشى میانه ی تندروى و محافظه‏ کارى برگیرند؟

به باور گلدمن این دو فلسفه در یک مفهوم بنیادى با هم شریک‏ اند و آن برخورد با شعور فردى، به‏ عنوان خاستگاه بنیادىِ علم و عمل است: خردمنشى ناب این خاستگاه را در تصوراتى فطرى مى‏ یابد که مستقل از تجربه وجود دارند. آروین‏ گرایى ناب با طرد کامل مفهوم تصورات فطرى، این خاستگاه را همان دریافت‏ هاى حسى مى‏ داند که کم و بیش در تفکر آگاه «ماشین»وار سازمان یافته‏ اند. 

کتاب فلسفه روشنگری

غالب اندیشمندان روشنگرى فرانسه موضع سومى، میانه ی خردمنشى و آروین‏ گرایى (تجربه گرایی)، اتخاذ کردند. آنان به‏شدت دکارت ‏ستیز بودند و طبیعیات دکارت را (که «افسانه ی گردبادها» مى‏ نامیدند) به مسخره مى‏ گرفتند و بهترین نمونه ‏هاى فکرىِ خود را در نیوتن و لاک مى‏ یافتند و همراه لاک و تمام آروین‏ گرایان، وجود معنا یا تصورات فطرى را انکار کرده و بر این مسئله پاى مى‏ فشردند که آگاهى فردى بى‏ هیچ تردیدى مبتنى بر آروین است. 

با این همه، آنان، در کل، به تفریح یا تلویح، به نقش فعال خرد حاصل از دریافت حسى اعتراف داشتند. داده‏ هایى که در حافظه نگهدارى شده، در قالب اندیشه و علم سازمان‏یافته و با چیرگى خرد و همگامىِ احساس، عمل را براى فراهم ساختن بیشترین رضایت و شادمانى فرد هدایت مى‏ کند... 

با وجود تمام کشاکش‏ هاى موجود میان این سه نظام فلسفى، بى ‏هیچ تردیدى روشن است که ما در مقابل خود با سه شکل فردگرایىِ همانندى روبه‏ رو هستیم که برترى موقتى هر یک از آن‏ها، بیشتر در اثر شرایط عینى اجتماعى کشورهاى گوناگون در زمان‏ هاى متفاوت، تعیین مى‏ شود.

در اینجا گلدمن تصریح می‌ کند: گویى میان رشد اقتصاد بازار، که هر فردى در آن به ‏منزله ی بنیاد خودمختار تصمیم‏ ها و اعمال خود رخ مى‏ نماید، با تکامل دیدگاه‏ هاى فلسفى مختلف درباره ی جهان، که همه ی آن‏ها آگاهى فردى را خاستگاه بنیادىِ علم و عمل مى‏ انگارند، پیوندى تنگاتنگ وجود دارد.

 همین‏طور، از میان برخاستن همه ی مرجعیت‏ هاى فرادست از آگاهى فردى، که سامان‏ بخش تولید و توزیع است، با این دعوى همه ی نویسندگان روشنگرى پهلو مى‏ زند که خردِ فردى مى‏ بایست عالى‏ترین داور شناخته شود و تابع هیچ قدرت برترى نباشد.

در اندیشه گلدمن البته این مورد به هیچ وجه یگانه مورد پیوند میان روشنگرى و بورژوازى نیست و همه ‏ى مقولات اصلى اندیشه ی روشنگرى یک ساختار اساسى همگون با اقتصاد بازار دارند، که به نوبه ی خود بنیان اجتماعى تکامل بورژوازى را تشکیل مى‏ دهد.

در این جا  گلدمن مهم‏ترین آن‏ها را فهرست می‌ کند: 

پیمان: هرگونه عمل مبادله مى‏ بایست دست‏کم مشارکت دو طرف را در بر گیرد.

برابرى: داد و ستدْ برابرىِ هر یک از طرفینِ معامله را شرط اساسى پیمان تلقى مى‏ کند. هر اندازه هم که اختلاف طبقاتى یا ثروت زیاد باشد، چنان‏که طرفین معامله را در بخش ‏هاى دیگر زندگى اجتماعى از هم متمایز سازد، باز هم طرفین معامله در جریان داد و ستد، به عنوان فروشنده و خریدار (حتى زمانى که کالا به شکل مطلق پول باشد)، برابرند؛ از این رو، عمل مبادله در گوهر خود دمکراتیک است. 

همگانى کردن: در مرحله‏ ى بعد، مبادله به مفهومِ عمومیت هستى مى ‏بخشد. خریدار از بازار براى یافتن فروشنده استفاده مى‏ کند و بالعکس، اما این مسئله هیچ ربطى به منش شخصى طرف مقابل ندارد. 

در اصل اگر قراردادهاى مبادله به‏ قدر کافى پیشرفته باشد، رفتار هر طرف در قبال یکدیگر، بر اساس قوانین کلى، و یکسره مستقل از این که طرفین در واقع که هستند، تعیین مى‏ شود. از این روى، مقوله ی همگانى ( که در هر فهرستى نهفته است که کالاها را با قیمت ثابت براى فروش به مصرف کننده عرضه مى‏ دارند) به ‏طور فزاینده، هم معلول و هم شرط مبادله ی کالا مى‏ شود.

 مدارا: چهارمین مقوله‏ ى فکرى که هم محصول مبادله است و هم سبب رشد آن، همانا مقوله‏ ى مدارا است. درستى این ادعا چندان نیازى به توجیه ندارد. مبادله بر هیچ یک از باورهاى آیینی و اخلاقى طرفین اعتنایى ندارد ــ همان سان که به دیگر کیفیت‏ هاى عینى آن نیز بى ‏توجه است.

این باورهاى دو سوى ربطى به عمل مبادله ندارد و به حساب آوردن آن‏ها در این مورد کار بیهوده است. واقعیت تاریخى نیز بر این تحلیل صحه مى‏ گذارد که رشد مناسبات تجارى همواره در راستاى مخالف تعصب و جنگ‏هاى آیینی، فعال بوده است.

 آزادى: مبادله تنها میان دو طرف برابر و آزاد امکان‏پذیر است. هرگونه محدودیت بر آزادى اراده و عمل، خود به خود امکان عمل مبادله را از میان مى‏ برد. یک برده یا برده ی وابسته به زمین نمى‏ تواند دارایى ‏هاى خود را به‏ میل خودش بفروشد. از سوى دیگر، براى یک بازرگان تصورناپذیر است هر بار که اقدام به خرید و فروش مى‏ کند، ناچار از جست ‏وجو درباره ی زندگى گذشته، منزلت اجتماعى و حقوق مشترى خود باشد. ...

براى بازار قوانین خاصى به ‏عنوان قانون تجارت آزاد وضع شد و به این سان، این آغازى بر آزادى شهرها بود؛ گرچه بیشتر وقت‏ ها این آزادى در نتیجه‏ ى مبارزه‏ یى سخت و طولانى حاصل مى‏ شد. این گزاره به آزادى اشارت دارد: «هواى شهر بوى آزادى مى‏ دهد.» و به این معنا بود که روى هم رفته، کسب حق شهروندى یک شهر، یا  گاه اقامت طولانى کافى در محدوده ی آن، مى‏ توانست تمام آثار بردگى پیشین را از میان بردارد.

 مالکیت: و سرانجام مبادله تنها زمانى مى‏ تواند صورت گیرد که دو طرف حق داشته باشند کالاى مبادله ‏یى را انتقال دهند؛ یا به تعبیر دقیق‏ تر، از حقوق نامحدود مالکیت طبق قانون مصرف و عدم مصرف برخوردار باشند...

کتاب «فلسفه روشنگری: بورژوازی مسیحی و روشنگری» نوشتهٔ لوسین گلدمن با ترجمهٔ شیوا کاویانی در ۱۸۴ صفحه و با قیمت ۲۷۰۰۰۰ تومان را انتشارات اختران رهسپار بازار کتاب کرده است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان