روز 23 فروردین خبرگزاری فارس خبری با عنوان «آمریکا به ایجاد خشکسالی عمدی در ایران اعتراف کرد» را منتشر کرد که در آن به نقل از «کارشناس آب و هوایی امریکا» آمده بود: «۱۸ عدد از رادارهایی را که ایران در منطقه نابود کرده است ، تنها رادارهای نظامی موشکی و ضدهوایی نبودند بلکه ، برخی از آنها رادارهای موسوم به هواشناسی برای دور کردن ابرهای بارانی در منطقه جغرافیایی ایران بودند.»
«هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باهدف قراردادن وتخریب کامل این رادارخانه ها که در اربیل عراق و امارات عربی بوده فضا را برای ورود ابرهای باران زا و هوای مطلوب به ایران بازکردند!».
به گزارش عصر ایران، گزاره های این ادعا به سرعت در شبکه های اجتماعی دست به دست شد و مورد توجه نظریه پردازان توطئه قرار گرفت که معتقد به «سرقت ابرها» از ایران هستند.
این نظریه که به عنوان "سرقت ابر" شناخته میشود، بیش از پانزده سال است که در ایران ترویج میشود و کشورهای دیگر – همسایگان - را به خاطر خشکسالی ایران سرزنش میکند.
این نظریه به طور مشکوکی مشخصا دلیل خشکسالی و کم آبی را نه سوء مدیریت داخلی و حکمرانی غلط آب در کشور بلکه همچون بسیاری از موارد دیگر، عامل خشکسالی را نیز مداخله خارجی معرفی میکند.
تصاویر هوایی از قبل و بعد از حمله ایران به سایتهای راداری آمریکا در السدر و الرویس در امارات
ایران رادارهای نظامی رادارهای آمریکایی را در "کشورهای جنوبی خلیج فارس" در دفاع ایرانیان در برابر حمله اسفند ۱۴۰۴-فروردین ۱۴۰۵ در حمله به تأسیسات راداری در بحرین، قطر و سایر کشورهای خلیج فارس تخریب کرد. اهداف "رادارهای موشکی و ضدهوایی نظامی"شامل رادار هشدار اولیه "AR-۳۲۷"و رادار دفاع موشکی بالستیک "AN/FPS-۱۳۲". بودهاند.
مهدی زارع، استاد دانشگاه در اینباره به خبرآنلاین میگوید: در بحرین رادار هشدار اولیه سه بعدی برد بلند "AR-۳۲۷" در سایت جبل الدخان توسط یک حمله پهپادی مورد اصابت قرار گرفت و منهدم شد.
در قطر رادار هشدار اولیه AN/FPS-۱۳۲ Block ۵ که توسط ایالات متحده اداره میشد و جزء مهمی از شبکه دفاع موشکی بالستیک است، مورد اصابت قرار گرفت. این حمله خسارات قابل توجهی به بار آورده است، و یک تحلیل آن را "ضربهای از نظر راهبردی معنادار" علیه یک سامانه ۱.۱ میلیارد دلاری نامیده است.
ضمنا ایران داراییهای نیروی دریایی ایالات متحده در کویت، پایگاه هوایی العدید در قطر و سایتهای مختلف در اسرائیل را هدف قرار داد.
تصاویر هوایی از قبل و بعد از حمله ایران به رادار پیشرفته AN/TPY-2 را که در پایگاه هوایی «موفق السلطی» در اردن
همه اهداف شناسایی شده، زیرساختهای راهبردی نظامی یا انرژی بودند.
گفته ادعایی در مورد هدف این رادارها ("دفع ابرهای بارانزا") در هیچ یک از منابع و گزارش های علمی یافت نمیشود.
او ادامه میدهد: از سوی دیگر «دشمن آمریکایی-صهیونیستی» بعدازظهر سهشنبه، ۳۱ مارس ۲۰۲۶، «تأسیسات رادار هواشناسی در استان بوشهر» را هدف قرار داد. این حمله «خسارات گستردهای به تأسیسات رادار و ساختمان اداری آنها وارد کرده و آنها را کاملاً غیرقابل استفاده کرده است». هدف اعلام شده، تخریب «زیرساختهای خدماتی، فنی و علمی ایران» بوده است.

به گفته زارع در اواخر مارس ۲۰۲۶ در پایان تعطیلات نوروزی - فروردین ۱۴۰۵، همزمان با بارش بارانهای شدید و نامتعارف در ایران، یک نظریه توطئه در رسانههای اجتماعی ادعا میکرد که تخریب اخیر رادارهای ایالات متحده در منطقه، ابرها را "آزاد" کرده و باعث بارش شدید باران شده است.
این نظریه که به عنوان "سرقت ابر" شناخته میشود، فعالیت عمدی کشورهای دیگر را – گاه به همسایگان نسبت داده میشود - عامل خشکسالی ایران معرفی میکند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایران البته هدف عملیات "دفع" باران از سوی دیگران نبوده ، ولی به طور فعال خود در تلاش برای مقابله با خشکسالی بوده است، ادامه میدهد: عملیات بارورسازی ابرها را برای مقابله با خشکسالی شدید شامل پاشیدن ذرات یودور نقره به ابرها از طریق هواپیما برای ایجاد باران در بعضی نقاط ایران به کار گرفته شده ولی سایر کشورهای منطقه که بسیار در معرض خشکسالی هستند از جمله امارات متحده عربی نیز از همین روش استفاده میکنند.
او میگوید: در مورد بارورسازی ابرها اجرای برنامههای طولانی مدت در ایالات متحده - مانند برنامه یوتا- با افزایش ۳ تا ۱۳ درصدی در انباشت برف زمستانی ناشی از بارورسازی همراه بوده است. در چین، یک مطالعه افزایش میانگین بارندگی حدود ۴.۸۴ درصدی را از رویدادهای بارورسازی عملیاتی گزارش شده است.
این استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی ادامه میدهد: یک طرح مهندسی زمین فرضی وجود دارد تا ذرات را به استراتوسفر تزریق کنند تا نور خورشید را منعکس کرده و سیاره خنک شود و بدین ترتیب راهی برای مساله گرم شدن زمین و اثر گلخانه ای یافته شود.
تحقیقات منتشر شده در (۲۰۲۵) نشان میدهد که اگرچه این طرح که در دانشگاه ام آی تی آمریکا در مورد آن پژوهش شده به طور کلی فراوانی خشکسالی جهانی را می تواند کاهش دهد، اما میتواند بارندگی را نیز در برخی مناطق نیز کاهش دهد که چه بسا در این مناطق به طور بالقوه باعث تشدید خشکسالی نیز بشود! البته این پژوهش همچنان جنبه آزمایشگاهی و اولیه دارد و هنوز عملیاتی نیز نشده است.

برخی برنامهها، به ویژه در اتحاد جماهیر شوروی و بخشهایی از کانادا، با کاشت طوفانها برای تولید تگرگهای کوچک به جای تگرگهای بزرگ و مخرب، آسیب محصولات کشاورزی ناشی از تگرگ را کاهش میدهند.
زارع با این توضیح ادامه میدهد: در آمریکا برای فرودگاههای مناطق سردسیر، مانند دنور و سالت لیک سیتی، از بارورسازی با یخ خشک برای از بین بردن مه فوق سرد و بهبود دید هواپیماها استفاده میکنند. پروژه طوفانخیزی دولت ایالات متحده (۱۹۶۲-۱۹۸۳) نیز با هدف تضعیف طوفانها با بارورسازی آنها انجام شد. نتایج بی اثر بودن یا بسیار کم اثر بودن این برنامه را نشان داد و پروژه متوقف شد.
بارورسازی ابرها به طور متوسط ۳ تا ۱۵ درصد بارندگی را افزایش داده است و در بیشترین موارد موفقیتها در حد ۵ تا ۷ درصد گزارش شدهاند.
این استاد دانشگاه تاکید میکند: دستکاری موفقیتآمیز اقلیم، هرچند جزئی و محلی با اثربخشی بارورسازی ابرها برای افزایش باران و برف البته با درصد موفقیت پایین رخ داده است ولی ایجاد خشکسالیهای گسترده یا کنترل دقیق و بر اساس تقاضا بر سیستمهای اصلی اقلیمی در حال حاضر از نظر علمی امکانپذیر نیست.
او با بیان اینکه افزایش باران و برف - بارورسازی ابرها - به طور متوسط ۳ تا ۱۵ درصد بارندگی را افزایش داده است و در بیشترین موارد موفقیت ها در حد ۵ تا ۷ درصد گزارش شدهاند، میگوید: ایجاد خشکسالی عمدی با تزریق آئروسل استراتوسفری (SAI) برای کاهش بالقوه بارندگی و توسعه خشکسالی در برخی مناطق فعلا نظری و "روی کاغذ" است و عملیاتی نیست.
برای ایجاد خشکسالیهای بزرگ، هیچ فناوری برای ایجاد عمدی یا اثر قابل توجه بر یک رویداد اقلیمی در مقیاس بزرگ مانند خشکسالی وجود ندارد. باید یادآور شد که سامانه های اقلیمی بسیار پیچیده تر از سطح مداخله های فعلی انسان هستند.