فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۶۲۷۴
تاریخ انتشار: ۱۵:۲۵ - ۲۶-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۶۲۷۴
انتشار: ۱۵:۲۵ - ۲۶-۰۱-۱۴۰۵

۴۰ سال از اعدام آرسن لوپن ایران گذشت

۴۰ سال از اعدام آرسن لوپن ایران گذشت
صبح سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۶۰ سیدمهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران به جرم اخفای ۹۳۰ گرم هروئین و عرضه یک کیلوگرم هروئین جهت فروش و اقرار و اعتراف صریح خود مبنی بر داشتن سابقه طولانی در امر خرید و فروش مواد مخدر در محله عرب‌های تهران در ملأ عام اعدام شد.

مهدی بلیغ اغلب قوانین مالی و مالیاتی را مطالعه می‌کرد و با استفاده از نقاط کور و نکات مبهم قانون دست به کارهایی می‌زد که حتی از لحاظ قانونی هم نمی‌توانستند او را محکوم کنند.

به گزارش خبرآنلاین نوشت:

صبح سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۶۰ سیدمهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایران به جرم اخفای ۹۳۰ گرم هروئین و عرضه یک کیلوگرم هروئین جهت فروش و اقرار و اعتراف صریح خود مبنی بر داشتن سابقه طولانی در امر خرید و فروش مواد مخدر در محله عرب‌های تهران در ملأ عام اعدام شد.

مهدی بلیغ

روزنامه کیهان که همان روز این خبر را منتشر کرد، در معرفی بلیغ نوشت:

مهدی بلیغ از قاچاقچیان حرفه‌ای و دایرکنندگان مراکز فحشا و از کلاهبرداران همه فن حریف در دوران طاغوت بود که مدت تقریبا ۳۰ سال از عمر خود را با زرنگی‌ها و کلاهبرداری‌ها قاچاقچیگری‌های گوناگون گذراند. وی چند بار کاخ دادگستری را به ثروتمندان شهرستانی ناآشنا به وضع تهران فروخت. چندین بار با مراکز فحشا و عشرتکده‌های مجلل دایر کرد که در یکی از عشرتکده‌هایش در خیابان کاخ [«فلسطین» کنونی] سابق جنایت‌هایی رخ داد که معلوم نشد خودش قاتل بوده است یا دیگری. مقتولین این جنایات دختران جوانی بودند که مهدی بلیغ آن‌ها را به عشرتکده خود کشانده بود.

یک بار که او را دستگیر کرده بودند و با یک کشتی نظامی «ناوچه» از طریق دریا برای تحویل دادنش به ساحل می‌آوردند مهدی بلیغ در نزدیکی‌های ساحل خود را به دریا انداخت و موفق به فرار شد.

مهدی بلیغ اغلب قوانین مالی و مالیاتی را مطالعه می‌کرد و با استفاده از نقاط کور و نکات مبهم قانون دست به کارهایی می‌زد که حتی از لحاظ قانونی هم نمی‌توانستند او را محکوم کنند. ازجمله در مقررات صادرات و واردات سال‌های پیش آمده بود که از هریک «جفت» کفش وارداتی به کشور فلان مبلغ حق گمرکی و سود بازرگانی دریافت می‌شود.

مهدی بلیغ

کیهان، ۲۵ فروردین ۱۳۶۰

بلیغ به روایت بلوری

یکی از کسانی که بیش از همه درگیر ماجرای بلیغ شد، محمد بلوری خبرنگار حوادث روزنامه کیهان بود. او طی دو دهه از دوران خبرنگاری خود را پیگیر سرنوشت بلیغ بوده و گزارش‌های خواندنی فراوانی از این مرد ماجراجوی چندچهره در صفحه حوادث «کیهان» نوشته است. بلوری اولین بار در سال ۱۳۳۷ و هنگام محاکمه‌ بلیغ در دادگاه عالی جنایی تهران با او آشنا شد و از آن تاریخ به او لقب «آرسن لوپن ایران» را داد – مردی که بلوری بیش از بیست سال در تعقیبش بود تا راز جنایاتش را برایش فاش سازد. اتهامات بلیغ که بلوری در کتاب خاطرات خود (خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری) از آنان نام برده عبارت‌ بودند از: جعل اسناد دولتی، طراحی کلاهبرداری‌هایی در نقش تعلیم‌دهنده رقص به زنان و دختران خانواده‌های اعیان و ثروتمند، عضویت در باند دزدان جواهرفروشی‌های معروف تهران، تولیدکننده هروئین در زندان قصر تهران، فروش کاخ دادگستری به یک پولدار روستایی و بالاخره قتل یکی از اعضای باند دزدان جواهر.  (خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری، ۹۸، ص ۳۵۰)

مهدی بلیغ

کلاهبرداری از جواهرفروش لبنانی

بلوری در قسمتی از خاطراتش درباره بلیغ، یکی از کلاهبرداری‌های او را از جواهرفروشی لبنانی در هتل ریتس تهران این‌طور تعریف کرده است:

یک روز بلیغ به عنوان مسافری که از فرانسه وارد تهران شده همراه با دو خدمه که چمدان‌هایش را حمل می‌کردند در خیابان اسلامبول تهران وارد هتل «ریتس»، روبه‌روی سفارت ترکیه شد. یک روز قبل یکی از افراد باند در این هتل دو اتاق بغل هم برای بلیغ رزرو کرده و به مدیر هتل گفته بود یک تاجر فرانسوی قرار است یک هفته در این هتل اقامت کند و خود این تاجر و دو خدمتکارش باید در دو اتاق کنار هم اقامت داشته باشند. مهدی بلیغ به خاطر داشتن موهای مجعد خرمایی و چشمانی آبی به اروپایی‌ها شباهت داشت و با لباسی شیک و پاپیونی به گردن سعی داشت خودش را فرانسوی جا بزند.

بلیغ در هتل ریتس یکی از اتاق‌ها را در اختیار گرفت و همراهانش دو چمدان همراه‌شان را با خود به اتاق بغلی بردند. در این چمدان‌ها نه وسایل سفر بلکه تیشه و کلنگ و بیلچه با چند کیسه‌گونی جاسازی کرده بودند. ساعتی از نیمه‌شب گذشته بود که این همراهان دست به کار شدند. این دو با ابزار بنایی که همراه داشتند نیمه‌شب سوراخی در دیوار مشترک بین دو اتاق کندند تا بشود از این سوراخ بین اتاق‌ها رفت و آمد کرد. آن‌گاه خاک و آجری را که از دیوار کنده بودند در کیسه‌ها انباشتند و یک‌یک آن‌ها را به بهانه‌ای از هتل بیرون بردند و در زباله‌دانی سر چهارراه ریختند. بعد در پایان کارشان هردو وارد اتاق بلیغ شدند و با اره پشت بدنه کمد لباس را که در اتاق بلیغ بود به اندازه دریچه سوراخ کردند و بعد کمد را به سمت دیوار لغزاندند تا از داخل کمد بتوان وارد اتاق دیگر شد.

همدستان بلیغ قبلا به جواهرفروش لبنانی خبر داده بودند یک ثروتمند فرانسوی که از پاریس آمده و در هتل ریتس اقامت دارد مایل به خرید مجموعه‌ای از جواهرات اوست و قرار بر این گذاشته بودند که مرد جواهرفروش یک شب به هتل ریتس بیاید و معامله انجام شود. طبق قراری که گذاشته شده بود، مرد لبنانی ساعت ده شب با کلکسیون جواهراتش به هتل رفت و او را برای معامله یکراست به اتاق بلیغ راهنمایی کردند.

پس از تعارف و خوش و بش مقدماتی، جواهرفروش بی‌خبر از نقشه‌ای که برای سرقت جواهراتش طراحی شده بود جعبه‌های انواع جواهرات را روی میز چید و بلیغ، پس از تماشای مجموعه، چند سری از گران‌بهاترین جواهرات را انتخاب کرد و پس از تعیین قیمت، جعبه‌های انتخابی را برداشت و گفت: «من از معامله با شما لذت بردم. اجازه بدهید از لحاظ امنیتی این جعبه‌ها را در کمد لباس‌هایم جاسازی کنم و مبلغی را که باید تقدیم کنم از کتم در کمد بردارم. اما من فرانک فرانسه از پاریس آورده‌ام، مشکلی که نیست؟ شما قیمت جواهرات را به فرانک محاسبه کنید تا من خدمت برسم.»

جواهرفروش که تحت تاثیر رفتار بلیغ قرار گرفته بود گفت: «فرقی ندارد مسیو، به فرانک باشد چه بهتر.» بلیغ جعبه جواهرات را از روی میز برداشت و به طرف کمد رفت. چند لحظه به بهانه پیدا کردن یکی از کت‌هایش به وارسی لباس‌ها پرداخت و بعد وارد کمد لباس شد. در اتاق دیگر همراهان بلیغ منتظر او بودند. بلیغ به‌سرعت از داخل کمد و سوراخ دیوار خودش را به اتاق مجاور رساند و همراه با دو همدستش به‌سرعت از اتاق بیرون آمدند و پس از قفل کردن درهای دو اتاق، به‌سرعت راهرو را طی کردند تا از هتل خارج شوند.

هنگامی که به سر پله راهروی خروجی هتل رسیدند، بلیغ با لبخندی رو به مسئول پذیرش کرد و گفت: «مهمان‌هایی برای‌مان رسیده‌اند، باید به پیشوازشان برویم.» و مسئول پذیرش هم تعجبی نکرد، چون چمدان‌های‌شان را همراه نداشتند و یک مهمان هم در اتاق نشسته بود. بعد هر سه با شتاب از هتل بیرون آمدند، در حالی که آن سوی خیابان یکی از افراد باند طبق قرار قبلی در اتومبیلش انتظار آن‌ها را می‌کشید تا با هم فرار کنند. بلیغ مطمئن شده بود تا مرد لبنانی از فرارشان آگاه شود و از اتاق بیرون بیاید، آن‌ها مسافت زیادی از هتل دور شده‌اند. آن‌ها هنگام فرار درهای هردو اتاق را قفل کرده و کلیدها را هم با خودشان برده بودند. (خاطرات شش دهه روزنامه‌نگاری، ۹۸، صص ۳۵۷-۳۵۶)

ارسال به دوستان
بحران در تمرینات پرسپولیس؛ کریم باقری یکه و تنها در غیاب کادر خارجی حمایت تمام‌قد تاج از قلعه‌نویی؛ ماندن سرمربی بعد از جام جهانی آکسیوس: ایران و آمریکا به توافق نزدیک شده‌اند اعزام زائران ایرانی به حج تمتع ۱۴۰۵ با الگوی ترکیبی ۲۱۶۷ شهید و ۷۰۶۱ زخمی بر اثر حملات رژیم صهیونیستی به لبنان حقوق فروردین بازنشستگان علی‌الحساب واریز می‌شود + جزئیات آمادگی سوئیس برای میزبانی مذاکرات میان ایران و آمریکا بحران ۲ هزار نیروی مازاد در شهرداری ساری؛ چالش بزرگ مدیریت شهری حمله موشکی جدید حزب الله به اسرائیل هشدار وزش باد شدید و بارش‌های بهاری در استان تهران شکایت لبنان به سازمان ملل بازداشت زن جوان در شیراز به اتهام جاسوسی و همکاری با معاندین کابوسی در ساحل؛ کالبدشکافی 10 موشک برتر ساحل به دریا در نبردهای مدرن / «سلب دسترسی/ممانعت منطقه ای» چیست و چرا اهمیت دارد (+تصاویر) فرمانده کل ارتش پاکستان وارد ایران شد (+عکس) آسیب به ۲۸ اثر تاریخی اصفهان در پی حملات اخیر
نظرسنجی
فرجام آتش بس 14 روزه؟