عصر ایران ؛ نهال موسوی - بیش از هزار نفر از بازیگران، کارگردانان و فعالان صنعت سینما و تلویزیون آمریکا با امضای نامهای سرگشاده، نسبت به خرید شرکت برادران وارنر توسط پارامونت هشدار دادهاند؛ نامهای که نام چهرههایی مثل خواکین فینیکس، بن استیلر و کریستن استوارت در میان امضاکنندگان آن دیده میشود.
این تعداد امضا نشان میدهد که نگرانیها فراتر از یک اختلاف صنفی یا رقابت تجاری است؛ مسئلهای که بسیاری آن را به آینده خلاقیت، تنوع و حتی حق انتخاب مخاطبان گره میزنند.
ماجرا از رقابت میان پارامونت و نتفلیکس آغاز شد، رقابتی که در نهایت با پیروزی پارامونت و خرید ۱۱۱ میلیارد دلاری برادران وارنر به پایان رسید. اگر این معامله نهایی شود، با یکی از بزرگترین ادغامهای تاریخ صنعت سرگرمی روبهرو خواهیم بود. اما درست همین عظمت، باعث شده بسیاری از فعالان این حوزه نسبت به پیامدهای آن هشدار دهند.
در نامه منتشرشده، امضاکنندگان تأکید کردهاند که چنین ادغامی ممکن است منافع گروه کوچکی از ذینفعان قدرتمند را بر منافع عمومی ترجیح دهد. آنها معتقدند رقابت برای یک اقتصاد سالم و حتی برای یک دموکراسی سالم ضروری است و تمرکز قدرت در دست چند شرکت بزرگ، به کاهش این رقابت منجر میشود. اما این نگرانی فقط محدود به سازندگان آثار نیست، مخاطبان هم ممکن است بیشترین تأثیر را از این تغییرات بگیرند.
یکی از مهمترین خطرهایی که در چنین ادغامهایی مطرح میشود، از بین رفتن تنوع در تولید محتوا است. وقتی چند شرکت بزرگ بخش عمدهای از تولید و توزیع فیلم و سریال را در اختیار داشته باشند، تصمیمها بیشتر بر اساس فرمولهای امتحانشده و سودآور گرفته میشود. نتیجه چیست؟ تولید پروژههایی مشابه، با ساختارهای تکراری و داستانهایی که کمتر ریسک میکنند.
این همان نقطهای است که برخی منتقدان از آن با یک مثال ساده یاد میکنند: تبدیل شدن صنعت سرگرمی به چیزی شبیه کمپانیهای بزرگ فستفود. در فستفودهای زنجیرهای، شما در هر شهر و هر کشور، تقریباً همان طعم و همان منو را میبینید.
تفاوتهای محلی، تجربههای خاص و خلاقیتهای متفاوت کمتر دیده میشود، چون هدف اصلی حفظ یک استاندارد ثابت و سودآوری مطمئن است. حالا تصور کنید همین منطق به صنعت سینما و تلویزیون منتقل شود، فیلمهایی که از نظر ساختار، داستان، لحن و حتی انتخاب بازیگران شبیه هم هستند.
برای مخاطب، این موضوع در ظاهر شاید مشکل بزرگی به نظر نرسد، اما در بلندمدت به کاهش تنوع فرهنگی منجر میشود. مخاطبان بهجای مواجهه با جهانهای تازه، صداهای متفاوت و روایتهای جسورانه، با مجموعهای محدود از محصولات مشابه روبهرو خواهند شد. انتخابها کمتر میشود و تجربه تماشای فیلم و سریال، قابل پیشبینیتر و یکنواختتر خواهد شد.
از طرف دیگر، این روند برای هنرمندان کمتر شناختهشده خطرناکتر است. وقتی شرکتها بزرگتر میشوند، معمولاً تمایل بیشتری دارند روی پروژههایی سرمایهگذاری کنند که بازگشت مالی تضمینشده داشته باشد. این یعنی شانس فیلمسازان جوان، نویسندگان تازهکار و بازیگران جدید برای دیده شدن کمتر میشود. پروژههای کوچکتر و خلاقانه که میتوانند استعدادهای تازه را معرفی کنند، در اولویت پایینتری قرار میگیرند.
در چنین شرایطی، خلاقیت فردی در معرض تهدید جدی قرار میگیرد. هنرمندان برای جذب سرمایه ممکن است مجبور شوند ایدههای خود را با استانداردهای شرکتهای بزرگ هماهنگ کنند. این یعنی کاهش ریسک، کاهش نوآوری و در نهایت محدود شدن صداهای متفاوت. اگر این روند ادامه پیدا کند، نسل آینده ممکن است بیشتر با فیلمها و سریالهایی مواجه شود که از سوی چند کمپانی بزرگ و با نگاه مشابه تولید شدهاند.
البته پارامونت در پاسخ به این نگرانیها اعلام کرده که این ادغام میتواند به تقویت صنعت کمک کند. این شرکت تأکید کرده که قصد دارد تولید خود را افزایش دهد و سالانه حداقل ۳۰ فیلم بلند با کیفیت بالا تولید کند و همچنان به اکران سینمایی متعهد بماند. از نظر تئوریک، این میتواند خبر خوبی باشد، تولید بیشتر یعنی فرصتهای شغلی بیشتر و شاید فیلمهای بزرگتر.
اما پرسش اصلی این است: تولید بیشتر به چه قیمتی؟ آیا این افزایش تولید به معنای تنوع بیشتر خواهد بود یا صرفاً افزایش تعداد پروژههایی با فرمولهای مشابه؟ تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که افزایش حجم تولید همیشه به معنای افزایش خلاقیت نیست. گاهی فقط تعداد محصولات مشابه بیشتر میشود.
برای مخاطب، مهمترین مسئله حق انتخاب است. اگر چند شرکت بزرگ تصمیم بگیرند چه چیزی ساخته شود و چه چیزی نه، دایره انتخاب مخاطب کوچکتر میشود. حتی اگر فیلمهای پرهزینه و پرزرقوبرق بیشتری تولید شود، نبود صداهای متفاوت و روایتهای غیرمتعارف میتواند تجربه تماشای سینما را محدود کند.
در نهایت، ادغام پارامونت و برادران وارنر میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. فرصت از این نظر که سرمایه بزرگتری برای تولید فراهم میشود، اما تهدید از آن جهت که تمرکز قدرت ممکن است به همسانسازی محتوا منجر شود. خطر اصلی همین جاست: هالیوودی که بهجای تنوع رنگها و صداها، شبیه یک منوی ثابت فستفود شود.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نسل آینده ممکن است با دنیایی روبهرو شود که در آن فیلمها و سریالها بیشتر شبیه هم هستند، ریسک کمتر است و خلاقیتهای فردی کمتر دیده میشود. این نه فقط برای هنرمندان، بلکه برای مخاطبان هم یک زنگ خطر جدی است.
تنوع فرهنگی و تجربههای متفاوت، چیزی است که سینما را زنده نگه میدارد و بدون آن، صنعت سرگرمی هرچقدر هم بزرگ و پرهزینه باشد، اما روح خود را از دست میدهد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر