فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۹۲۵۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۴ - ۰۹-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۹۲۵۸
انتشار: ۰۸:۱۴ - ۰۹-۰۲-۱۴۰۵

تاریخ نئاندرتال‌ها از نو نوشته شد

تاریخ نئاندرتال‌ها از نو نوشته شد
این جمجمه عجیب سال قبل در شرق دوسلدورف، در دره نئاندر آلمان کشف شده بود. این بقایا قرار بود به عنوان اولین نئاندرتال جهان شناخته شوند و از همان ابتدا، شافهاوزن گفت که این جمجمه در مرحله پایینی از رشد قرار دارد.

دانشمندان با اسکن‌های مغزی جدید به شگفتی‌هایی جدیدی در مورد هوش نئاندرتال‌ها و تشابه آنها با ما انسان‌های مدرن رسیده‌اند.

به گزارش ایسنا، در سال ۱۸۵۷، هرمان شافهاوزن(Hermann Schaaffhausen) کالبدشناس آلمانی، فسیل انسانی را با «شکلی خارق‌العاده» که قبلاً هرگز ندیده بود، تجزیه و تحلیل کرد. او نوشت که این شکل در «ذخایر اروپایی موجود» یا «حتی در وحشی‌ترین نژادها» نیز وجود نداشت.

این جمجمه عجیب سال قبل در شرق دوسلدورف، در دره نئاندر آلمان کشف شده بود. این بقایا قرار بود به عنوان اولین نئاندرتال جهان شناخته شوند و از همان ابتدا، شافهاوزن گفت که این جمجمه در مرحله پایینی از رشد قرار دارد.

بیش از یک قرن است که این انگ همچنان پابرجاست. حتی امروزه، یک فرضیه پذیرفته شده رایج این است که انسان‌ها به دلیل مغز بهترشان از نئاندرتال‌ها بیشتر زنده مانده‌اند.

اکنون یک تیم بین‌المللی از انسان‌شناسان، شواهدی خلاف این یافته‌اند. آنها اسکن‌های مغزی دو جمعیت در ایالات متحده و چین را مقایسه کرده‌اند تا نشان دهند که تفاوت‌های حجمی منطقه‌ای در انسان‌های مدرن بیشتر از تفاوت‌های بین نئاندرتال‌ها و ماست.

دانشمندان می‌گویند تفاوت‌های حجمی که مغز نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن را از هم جدا می‌کند، بسیار ناچیز است.

محققان این مطالعه خاطرنشان می‌کنند: اگر تفاوت‌های نئاندرتال‌ها از نظر شناختی و تکاملی مرتبط تلقی شوند، پس تفاوت‌های نوروآناتومیکی مشابهی که معمولاً بین جمعیت‌های انسان مدرن یافت می‌شوند نیز باید از نظر شناختی و تکاملی مرتبط در نظر گرفته شوند.

این در حالی است که محققان پس از بررسی متون موجود توضیح می‌دهند که اگر اصلاً ارتباطی وجود داشته باشد، توانایی شناختی تنها ارتباط بسیار ضعیفی با آناتومی مغز در انسان‌های مدرن دارد.

آنها نتیجه می‌گیرند که اگر این ایده را که این جمعیت‌های انسان مدرن از نظر شناختی به شیوه‌ای تکاملی معنادار متفاوت هستند، رد کنیم، هرگونه استدلالی مبنی بر اینکه تفاوت‌های نئاندرتال‌ها باید چنین در نظر گرفته شوند، تضعیف می‌شود.

هنگامی که شافهاوزن برای اولین بار نظر خود را در مورد جمجمه نئاندرتال‌ها در اواسط دهه ۱۸۰۰ بیان و منتشر کرد، شواهد کمی وجود داشت که نشان دهد بشریت قدمتی بیش از حدود ۶۰۰۰ سال دارد.

علاوه بر این، دو سال دیگر طول کشید تا «چارلز داروین» کتاب مهم خود موسوم به «منشأ گونه‌ها» را منتشر کند که در آن نظریه تکامل خود را با جامعه علمی به اشتراک گذاشت.

فرضیات اولیه مطرح شده توسط شافهاوزن و همکارانش به وضوح منسوخ شده‌اند. در سال‌های اخیر، دانشمندان شواهدی یافته‌اند که نشان می‌دهد در حالی که انسان‌های مدرن شکوفا شدند و نئاندرتال‌ها منقرض شدند، این لزوماً به دلیل مغز ما انسان‌های مدرن نبوده است.

شواهد باستان‌شناسی در حال جمع‌آوری هستند تا نشان دهند که نئاندرتال‌ها باهوش‌تر از آن چیزی بوده‌اند که قبلاً تصور می‌کردیم، حتی اگر شکل و اندازه مغز آنها با مغز ما متفاوت بوده باشد.

نشانه‌های قانع‌کننده‌ای وجود دارد که این انسان‌های باستانی برای یافتن صدف در کف اقیانوس شنا می‌کردند، از ابزارهایی برای روشن کردن آتش استفاده می‌کردند، داروهای ضد باکتری، چسب یا مواد دافع آب درست می‌کردند، لباس‌های خود را می‌دوختند و حتی هنر انتزاعی خلق می‌کردند.

اغلب اوقات، نئاندرتال‌ها مدت‌ها قبل از انسان‌های مدرن در این فعالیت‌ها شرکت می‌کردند.

برخی شواهد از جمجمه‌های آنها حتی نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها قادر به صحبت کردن مانند انسان بوده‌اند، اگرچه به دست آوردن این اطلاعات از چند استخوان بسیار قدیمی که زمانی اطراف گوش را احاطه کرده بودند، بسیار دشوار است.

نویسندگان مطالعه اخیر می‌نویسند: حدس و گمان در مورد شناخت نئاندرتال‌ها بر اساس تحقیقات باستان‌شناسی و دیرینه‌شناسی مغز، اغلب به این نتیجه رسیده است که آنها احتمالاً از نظر شناختی دچار مشکل بوده‌اند. قرار دادن تفاوت‌های تخمینی نئاندرتال‌ها در چارچوب تنوع انسان مدرن، از این دیدگاه پشتیبانی نمی‌کند.

به علاوه، لازم به یادآوری است که جمجمه‌های نئاندرتال‌ها فقط می‌توانند تا حدی در مورد اندام پیچیده‌ای که زمانی در آن قرار داشتند، به ما بگویند. حتی استخوان‌ها نیز می‌توانند اشتباه تفسیر شوند.

در سال‌های اخیر، برخی از دانشمندان کل این ایده را که نئاندرتال‌ها غارنشینانی خمیده و وحشی بودند که بیشتر به میمون‌ها شباهت داشتند تا انسان‌ها، مورد تردید قرار داده‌اند.

طبق تجزیه و تحلیل‌های اخیر از قفسه سینه، دنده‌ها و لگن آنها، وضعیت بدن آنها در واقع کاملاً صاف بوده و حداقل در برخی موارد به نظر می‌رسد که سینه‌های آنها اندازه مشابهی با ما داشته است.

امروزه برخی از دانشمندان این فرضیه را مطرح می‌کنند که نئاندرتال‌ها حداقل از نظر ژنتیکی هرگز منقرض نشده‌اند. در عوض، ممکن است آنقدر به انسان‌های مدرن نزدیک بوده‌اند که بتوان آنها را از یک گونه در نظر گرفت.

به نظر می‌رسد که ما قطعاً هزاران سال با یکدیگر تولید مثل کرده‌ایم. این احتمال وجود دارد که «پسرعموهای» ما به سادگی در دودمان خودمان ادغام شده باشند. به همین دلیل است که بسیاری از ما امروزه هنوز ژن‌های نئاندرتال را حمل می‌کنیم.

اگر همچنان فرض کنیم که نئاندرتال‌ها کندذهن و ناتوان از گفتار یا تفکر انتزاعی بوده‌اند، فقط اجداد خود را دست کم می‌گیریم، چرا که از بسیاری جهات، ما یکی هستیم.

این مطالعه در مجله PNAS منتشر شده است.

ارسال به دوستان