فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۳۷۵
تاریخ انتشار: ۲۰:۴۵ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۳۷۵
انتشار: ۲۰:۴۵ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵

درباره سخنان امام جمعه رشت که می خواهد دمار از روزگار زنان بی حجاب دربیاورد!

درباره سخنان امام جمعه رشت که می خواهد دمار از روزگار زنان بی حجاب دربیاورد!
باید پرسید: کدام قرائت از «وحدت» اجازه می‌دهد گروهی از شهروندان، به‌دلیل سبک زندگی یا پوشش، از دایره‌ی تحمل خارج اعلام شوند؟ آیا وحدت، با مرزبندی‌های خشن و طرد اجتماعی ساخته می‌شود؟ یا بر پایه‌ی پذیرش واقعیت متکثر جامعه ایران؟
اصلاحات نیوز نوشت: اگر قرار است «وحدت ملی» ستون اصلی عبور ایران از بحران‌های امروز باشد، باید صریح گفت: ادبیات تهدید، حذف و تحقیر، دقیقاً در حال تخریب همین ستون است. اظهارات اخیر رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، نه یک لغزش کلامی، بلکه نمونه‌ای نگران‌کننده از رویکردی است که سال‌هاست به جای حل مسئله، بر آتش شکاف‌های اجتماعی دمیده است.
 
به گزارش اصلاحات نیوز؛ این‌که از تریبون رسمی، بخشی از زنان این سرزمین با عباراتی تهدیدآمیز خطاب قرار گیرند و حتی تلویحاً زمینه برای برخوردهای اجتماعی علیه آنان فراهم شود، صرفاً یک «نظر شخصی» نیست؛ این سخنان، در عمل دعوت به تقابل در متن جامعه است. در کشوری که به‌شدت نیازمند آرامش و ترمیم اعتماد عمومی است، چنین مواضعی چیزی جز تولید تنش و ناامنی اجتماعی به همراه ندارد.
 
باید پرسید: کدام قرائت از «وحدت» اجازه می‌دهد گروهی از شهروندان، به‌دلیل سبک زندگی یا پوشش، از دایره‌ی تحمل خارج اعلام شوند؟ آیا وحدت، با مرزبندی‌های خشن و طرد اجتماعی ساخته می‌شود؟ یا بر پایه‌ی پذیرش واقعیت متکثر جامعه ایران؟
 
واقعیت این است که مسئله حجاب، سال‌هاست از یک موضوع فرهنگی به یک گره عمیق اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. اما آنچه این گره را کورتر کرده، دقیقاً همین رویکردهای قهری و زبان تند بوده است. تجربه نشان داده که هر بار ادبیات تهدید بر فضای عمومی غلبه کرده، نه‌تنها مسئله حل نشده، بلکه فاصله میان جامعه و حاکمیت افزایش یافته است.
 
در این میان، یک نکته اساسی نباید نادیده گرفته شود: در بزنگاه‌های حساس، از جمله در دوران جنگ و حتی پس از آن، همین مردمی که امروز به‌دلیل سبک پوشش مورد خطاب‌های تند قرار می‌گیرند، در کنار دیگر شهروندان، پشت کشور ایستاده‌اند. دفاع از ایران، هرگز به یکدستی ظاهری یا سبک زندگی خاص محدود نبوده است. تجربه نشان داده که در لحظات سرنوشت‌ساز، این «ایران» است که محور همبستگی می‌شود، نه تفاوت‌های ظاهری.
 
نادیده گرفتن این واقعیت، نه‌تنها بی‌انصافی نسبت به بخشی از جامعه است، بلکه خطایی راهبردی در فهم سرمایه اجتماعی کشور نیز به شمار می‌رود. چگونه می‌توان از مردمی که در لحظات سخت، بدون پرسش از یکدیگر کنار هم ایستاده‌اند، در زمان عادی با ادبیات طرد و تهدید سخن گفت؟
 
نگران‌کننده‌تر از خود این سخنان، عادی‌شدن چنین ادبیاتی در برخی تریبون‌های رسمی است. وقتی از جایگاه‌هایی که باید محل دعوت به اخلاق، مدارا و همبستگی باشند، پیام‌هایی با بار تهدید و حذف مخابره می‌شود، این پیام به جامعه منتقل می‌شود که «تقابل»، امری مجاز و حتی مطلوب است. این، خطری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
 
اگر امروز بر «اتحاد» تأکید می‌شود، این اتحاد پیش از هر چیز نیازمند بازنگری جدی در زبان و رویکردهاست. نمی‌توان از مردم خواست کنار یکدیگر بایستند، اما همزمان بخشی از آنان را با ادبیاتی خشن از دایره‌ی «تحمل» خارج کرد. این تناقض، بیش از هر چیز، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.
 
ایران برای عبور از شرایط حساس کنونی، به عقلانیت، گفت‌وگو و سیاست‌ورزی مسئولانه نیاز دارد؛ نه به تریبون‌هایی که شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کنند. نقد چنین اظهاراتی، نه تقابل با دین است و نه نفی ارزش‌ها؛ بلکه دفاع از منافع ملی و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی است.
 
اگر قرار است «وحدت ملی» به شعاری واقعی تبدیل شود، باید از همین‌جا آغاز کرد: توقف زبان تهدید، و بازگشت به زبان احترام.
ارسال به دوستان