هنوز جنگ است. موزهها تعطیل هستند و بسیاری از بناهای تاریخی کشور در موج حملات جنگ ۴۰روزه آسیبهای جدی دیدهاند. ما آذرماه ۱۴۰۴ روبهروی وزیر میراث فرهنگی نشستیم زمانی که نه حوادث دی ماه و نه جنگ ۴۰روزه آغاز شده بود، زمانی که هنوز زخمهای عمیق جنگ بر پیکر میراث فرهنگی کشور ننشسته بود. همه این اتفاقات جدا از مباحث اجتماعی و از دست رفتن جانهای عزیز زیادی که ایران را داغدار فرزندانش کرد، بر اقتصاد و به ویژه گردشگری هم تأثیر گذاشت. حضور گردشگر در یک کشور به میزان امنیتی که مسافر حس میکند، بستگی مستقیم دارد.
به گزارش شرق، علاوه بر آن در حوزه میراث فرهنگی هم در طول سالی که گذشت با اخباری مواجه بودیم که گاهی ذهن جامعه را به خود درگیر کرد و نگرانی مردم و دوستداران میراث فرهنگی را برانگیخت. برای بررسی علت این اتفاقات در حوزه میراث فرهنگی و نیز آگاهی از آخرین وضعیت گردشگری به پای صحبتهای سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نشستیم، با تأکید بر این نکته که این مصاحبه پیش از جنگ تحمیلی ۴۰روزه انجام شده است.
*آخرین آمار ورود گردشگر به کشور چقدر است؟
وضعیت آمار گردشگر در ایران روشن است. مبنای آمار ما کسانی هستند که بهعنوان گردشگر ویزا میگیرند، از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی وارد میشوند و فراجا ویزای آنها را مهر میزند. در سال 1402، حدود ششمیلیونو 200 هزار نفر و در سال 1403، هفتمیلیونو 399 هزار نفر برای گردشگری به ایران وارد شدهاند. در 9ماهه ابتدایی امسال هم حدود پنجمیلیونو 500 هزار نفر آمار رسمی ورود داشتهایم.
*بیشترین گردشگران از کدام کشورها به ایران آمدهاند و کدام استانها بیشتر مرکز توجه گردشگران هستند؟
بیشترین گردشگران واردشده به ایران از عراق هستند که هم برای سیاحت و هم زیارت میآیند. در گذشته بیشتر مقصد عراقیها، مشهد بود، اما امروز اینطور نیست. گردشگران عراقی اکنون در همه استانهای کشور توزیع شدهاند، اما نقطه ثقل آن همچنان مشهد است. الان که با شما صحبت میکنم، در 10 استان همزمان گردشگر حضور دارد؛ از سه استان شمالی شامل گلستان، مازندران و گیلان تا اصفهان و شیراز. به کیش هم همین الان پرواز مستقیم از عراق وارد میشود. یزد و کرمان و خیلی از استانهای دیگر هم میزبان گردشگران عراقی هستند.
بنابراین این صحبت که گردشگری ایران فقط زیارتی است، تحلیل درستی نیست. گردشگر عراقی بین شهرهای مختلف در گردش است و به استانهای مختلف سفر میکند. ما الان سهونیم میلیون نفر به عراق میفرستیم که بیشتر زیارتی هستند و به عتبات عالیات میروند، اما گردشگرهای عراقی فقط زیارتی نیستند، بلکه برای بازدید از میراث فرهنگی و حتی طبیعتگردی به ایران میآیند. تلاش ما این است که این ظرفیت را گسترش بدهیم. در حال حاضر کشورهای آسیای میانه و قفقاز اولویت اول ما هستند و اولویت دوم ما کشورهای حوزه خلیج فارس است؛ از عراق تا عربستان. کشورهای بزرگ اسلامی مثل اندونزی و مالزی نیز در اولویت سوم ما قرار دارند. اولویت چهارم هم چین، هند و روسیه است. بعد از آن سایر کشورها قرار دارند.
*چرا جذب گردشگران اروپایی در اولویت وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیست؟
هر کشوری که به تاریخ ایران علاقه داشته باشد، ما استقبال میکنیم و برای گردشگر فرش قرمز پهن میکنیم، اما روی کشورهایی تمرکز داریم که در آن ظرفیت بیشتری برای جذب گردشگر هست. الان اولویت اول ما کشورهای آسیای میانه و قفقاز است؛ یعنی تاجیکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، گرجستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه. حوزه خلیج فارس هم اولویت بعدی ماست. مدتی پیش عربستان بودم و با وزیر گردشگری آنها صحبت کردم و در تلاش هستیم مسیر گردشگری عربستان با ایران را باز کنیم. گردشگران کویتی و بحرینی در حال حاضر به ایران میآیند. حدود سهونیم میلیون نفر از ایران به عراق میروند و سهمیلیونو 600 هزار نفر نیز به ایران میآیند. بالطبع ما بر حوزهای تمرکز میکنیم که ظرفیت جذب گردشگر بیشتری داریم.
حوزه کاری ما سیاسی نیست که به روابط نگاه کنیم. ما یک دیدگاه دوگانه داریم که شامل رویکرد معرفی ظرفیتهای ایران زیباست و رویکرد دوم هم درآمدزایی اقتصادی است. وقتی یک بنگاه در حوزه گردشگری راه میافتد، مشاغل زیادی ایجاد میکند و حوزههای مختلف مانند حملونقل تا رستوران، هتل، سوغات و صنایع دستی رونق میگیرد. حوزه گردشگری با حوزههای دیگر درآمدزا تفاوت دارد؛ برای مثال، در مورد فروش، شما کالایی را صادر و پول دریافت میکنید و به دلیل بحران تحریم با مشکلاتی مواجه میشوید، اما گردشگر با خود ارز میآورد. وقتی بیش از هفت میلیون مسافر وارد کشور میشود، اگر برای هر نفر میانگین هزارو 270 دلار فرض کنیم، یعنی گردشگر در ایران بالای هشت میلیارد دلار خرج میکند.
*طبق آماری که شما ابتدای مصاحبه اعلام کردید، امسال بیش از پنج میلیون مسافر به کشور وارد شده، این در حالی است که در کل سال 1403 حدود هفتمیلیونو 400 هزار نفر گردشگر به ایران آمدهاند؛ به نظر میرسد آمار کاهش شدیدی نشان نداده است. این در حالی است که ما در خرداد گذشته شاهد جنگ 12روزه بودیم. چطور جنگ بر آمار گردشگر اثر نداشته است؟
ما قبل از جنگ یک برنامهریزی پنجساله انجام داده بودیم؛ دو جلد شامل دو هزار صفحه است. در این برنامه از ابتدا تا پایان روز برنامه هفتم را در سه سطح شفاف تبیین کردیم؛ برنامه ملی، استانی و شهرستانها. در این برنامه بررسی کردیم که تا پایان برنامه هفتم باید چه میزان گردشگر به کشور وارد شود، چقدر درآمد از آنها حاصل شود و سهم استانها و شهرستان در این میزبانی چقدر باشد. در شروع برنامه، جهتگیری مثبتی داشتیم و نمودار مثبت بود. هدفگذاری ما 15 میلیون نفر تا سال 1407 است. ما معتقدیم صد درصد به این رقم تا آن سال یا حتی زودتر میرسیم.
برای سال 1404 هدف ما هشتمیلیونو800 هزار نفر یعنی دو درصد رشد بود. سال 1405 برای ورود حدود 11 میلیون نفر و در سال بعد از آن 13 میلیون و در سال 1407 در نهایت 15 میلیون گردشگر هدفگذاری شده است. در فروردین امسال به رقم 48.5 درصد رشد رسیدیم. این رقم برای ما خوشحالکننده بود و گفتیم که طبق برنامه پیش میرویم. اردیبهشت افت زیادی داشتیم و از 48 درصد رشد به 14.5 درصد رشد رسیدیم. در خرداد، تیر، مرداد و شهریور به منفی 52 درصد رسیدیم؛ یعنی آمار ورود گردشگر به نصف رسید که در شرایط جنگ طبیعی بود. در آبان 9.6 درصد و در آذر تقریبا 12 درصد رشد داشتیم و به شرایط نرمال برگشتیم. در 9ماهه اول 1404 نسبت به 9ماهه اول 1403 حدود هشت درصد کاهش داشتیم. با شتابی که در ابتدای سال گرفته بودیم، ارزیابی این بود که تا پایان 1404، حداقل با پنج درصد اختلاف کمتر یا زیادتر، به رقم 1403 خواهیم رسید.
*با وجود آماری که اعلام کردید، ایران از نظر جذب گردشگر همچنان با کشورهای منطقه مانند ترکیه فاصله چشمگیری دارد. طبق آمار اعلامشده، ترکیه در سال 2023 بیشتر از 50 میلیون گردشگر جذب کرده است. آیا راهی برای سرعتدادن به رشدی که از آن صحبت کردید، وجود دارد؟
ما با توجه به واقعیتها صحبت میکنیم و با آرمانگرایی فاصله میگیریم. آمار دقیق و شفاف همسایگان را با جزئیات داریم، اما واقعگرایانه نگاه میکنیم. وقتی شما در دایره تهدید جهانی و جنگ قرار میگیرید، طبیعی است که گردشگر برای آمدن به ایران وقفه ایجاد میکند؛ چراکه تصویر ذهنی او توسط رسانههای غرب و شبکههای اجتماعی تخریب میشود، با این استدلال که ایران ناامن است و به این کشور سفر نکنید. در این شرایط، وزارت خارجههای کشورهای اروپایی به شهروندانشان توصیه میکنند به ایران سفر نکنند. ما دائما میگوییم ایران امن است. اگر بخواهیم خودانتقادی کنیم، واقعیت این است که ما نتوانستیم ایران زیبا را به جهانیان معرفی کنیم. البته این هم پیچیدگی دارد، اینکه بگوییم آقا چرا این کار را نکردید؟ این یک رفتار عامیانه است. ما همین الان آمادگی داریم تصویر ایران زیبا را در تمام کشورهای جهان منعکس کنیم و هر روز هم یک کلیپ درباره ایران در رسانههای بزرگ دنیا منتشر کنیم. برای یک کلیپ دودقیقهای که در طول یک سال هر هفته پخش شود، 17.5 میلیون دلار درخواست کردهاند.
کشورهای دنیا برای جذب هر گردشگر از 30 تا 130 دلار هزینه میکنند، همسایگان ما حداقل 50 تا 90 دلار پول میدهند، اما ما یک دلار هم هزینه نمیکنیم. باید سرمایهگذاری کنید که سرمایه وارد کشور شود. باید فضای تهدید و تحریم را بشکنیم. اما چگونه؟ دو روش دارد؛ یک راه از طریق دیپلماسی و وزارت امور خارجه و راه دوم با تولید محتوای جذاب و معرفی ایران امن. برای ایران امن ما یک برنامه کاملا مشخص و شفاف روی کاغذ داریم؛ در حال تولید محتوا با تجهیزات جدید و به شش زبان هستیم تا برای سفارتخانههایمان در سراسر دنیا و آژانسهای بزرگ جهان، وزارتخانههای گردشگری دنیا و همسایگان و شبکههای اجتماعی منتشر کنیم. وقتی با سیستمهای پیشرفته کار میکنیم، به معنای صرف هزینههای سنگین است. ما مؤسسه مستقل برای این کار ایجاد کردهایم که در حال تولید محتوا هستند. بعد از آن باید این محتوا منتشر شود و بعد از جذب گردشگر هم باید این افراد به ایران سفر کنند. هر گردشگر چند شاخص را برای سفر به هر کشور در نظر میگیرد که اولین آن جذابیت است.
ایران جذابیت لازم را دارد و ما این را به جهان معرفی میکنیم. ما یک میلیون اثر تاریخی ثبتشده داریم. 29 اثر ملی ایران در فهرست یونسکو ثبت شده است و 27 مورد هم میراث ناملموس ثبتشده در این فهرست داریم. علاوه بر آن، انواع جاذبههای طبیعی هم در ایران وجود دارد. شاخص دیگری که گردشگر برای سفر در نظر میگیرد، این است که در یک کشور احساس امنیت کند. این حس امنیت چطور باید شکل بگیرد؟ این یک بحث کلان کشور است، کار وزارت میراث فرهنگی نیست و ما در وزارتخانه کار خود را انجام میدهیم. در اینجا بخشی از کار مربوط به دیپلماسی است و نظام دیپلماسی ما باید بتواند این تنش را کاهش بدهد. بخشی از آن به سیاستهای کلان کشور برمیگردد. با نگاه بخشی به این موضوع، دچار انحراف تحلیل میشویم. معلوم است در شرایطی که شما هم تهدید میشوید و هم تحریم و هم جنگ دارید، با افول 52درصدی گردشگر مواجه میشوید.
کسی نباید از این تعجب کند. بااینحال، ما خیلی سریع بازسازی وضعیت را شروع کردیم و الان به رقم مثبت 12 رسیدهایم. آیا این وضعیت ادامه خواهد داشت؟ پاسخ این است که اگر در ذهن مخاطب بیرونی و جهانی امنیت داشته باشیم، بله و اگر اینطور نباشد، خیر. در حوزه امنیت، در داخل امنیت زیادی داریم، اما امنیت منطقهای است که ذهن دیگران را خدشهدار میکند. این هم طبیعی است. بحث امنیت منطقهای از غزه آغاز میشود و به شهادت هنیه میرسد تا وعده صادق و... . نهتنها ما بلکه حتی رژیم اشغالگر کودککش هم با کاهش گردشگر روبهرو شده و از ظرفیت دو میلیون گردشگر در سال به 50 هزار نفر رسیده است. شاخص سوم، زیرساخت است. ما در داشتن جذابیت، در دسته 10 کشور اول دنیا هستیم.
وقتی با فعالان گردشگری در ایران صحبت میکنیم، میگویند ما علاوه بر تحریمهای خارجی با تحریمهای داخلی هم مواجه هستیم؛ برای مثال برای نقلوانتقال پول توسط صرافهای داخلی دچار مشکل هستند یا صدور ویزای گردشگران زمان زیادی میبرد یا اینکه در تقسیم تورها رانتهایی دیده میشود. برای حل چنین مسائلی چه برنامهای دارید؟
اینها مسائل مهمی است، اما شرایط منطقه را هم فراموش نکنیم؛ مواردی مثل جنگ و تحریم، پرواز نمیتواند برود و بیاید و بانکها تحریم هستند. از مواردی که در مدت استقرار در وزارتخانه به دنبال آن هستیم، بحث توریستکارت است. به این صورت که هر توریستی که وارد کشور میشود، هزار دلار به بانک بدهد و معادل آن کارتش با ریال شارژ شود و هنگام برگشت مابقی اعتبار مانده در کارت را به صورت دلار به او پس بدهند. کار تا جایی پیش رفت، کارتها چاپ و بانک عامل تعیین شد، اما چرا اجرا نشد؟ به این دلیل که ما در تعیین نرخ دچار چالش هستیم. شما بهعنوان یک مسافر وقتی به فرودگاه امام وارد میشوید، اگر صرافی بهازای دلار شما، صد هزار تومان بدهد، ولی بانک 90 هزار تومان، شما کدام را انتخاب میکنید؟
سود بیشتری برای من داشته باشد.
الان در بازار ارز، قیمت صرافی بیشتر از قیمتی است که بانک میپذیرد. این شکاف قیمت جذابیت کار با بانک را برای گردشگر از بین میبرد. همه مسیرهای ممکن را در این یک سال و نیم رفتهایم. در این لحظه در مرحله اجرا هستیم. سیستمها هم نصب شده است و همه اقدامات انجام شده، اما گردشگر صلاح نمیبیند به سراغ بانک برود.
*ماجرای اینکه گفته میشود تبدیل پول برای گردشگر در صرافی انجام نمیشود، چیست؟ آیا شما این را تأیید میکنید؟
تبدیل پول انجام میشود و در صرافیها مشکلی برای چنج وجود ندارد و گردشگر میتواند با ارائه پاسپورت، پول خود را تبدیل کند، اما اگر به بانک مراجعه کند، امنیت مالی گردشگر حفظ میشود. علاوه بر آن، در شبکه رسمی، گردش ارز گردشگران مشخص میشود. نکته بعدی که اهمیت دارد، این است که میتوانیم جلوی حوادث ناگوار را بگیریم؛ مواردی مانند ایجاد ناامنی و سوءاستفاده افراد. این نیازمند ارادهای در بانک مرکزی است که مسئله قیمت را حلوفصل کنند.
*درباره رانتی که گفته میشود در تقسیم تورها وجود دارد، آیا بررسیهایی انجام دادهاید؟
حدود شش هزار آژانس در کشور وجود دارد و جمعیت جامعه تورگردانان بین 13 تا 15 هزار نفر است. اطلاعات ما میگوید بیشتر این افراد انسانهای شریفی هستند و اقلیتی در آنها ممکن است خلاف کنند. من رد نمیکنم که اقلیتی سودجو در بین آنها وجود دارد، اما با اینکه این اقلیت را به اکثریت نسبت بدهیم مخالفم.
*چه اقداماتی برای جلوگیری از این رانت انجام دادهاید؟
ما با این افراد برخورد میکنیم و بهطور مداوم جواز چنین آژانسهایی لغو میشود. مدتی پیش جواز یکی از آژانسهایی را که مبالغ زیادی از مردم دریافت کرده ولی نتوانسته بود به تعهدات خود عمل کند، لغو کردیم. وقتی خبر تخلف به ما منعکس میشود، بلافاصله واحد نظارت اخطار میدهد و برخورد میکند. اگر هم فردی شاکی داشته باشد، به قوه قضائیه شکایت میکنیم. بعد از جنگ کسانی که در تورها ثبتنام کرده بودند، حدود دو همت هزینه داده بودند که با لغو تورها بعضی برگزارکنندگان تور پول مردم را برنگردانده بودند. ما منافع مردم را دنبال کردیم و پولها تسویه شد.
*میخواهم صحبت را به موضوع میراث فرهنگی ببرم، چون در آن بخش هم با مشکلات زیادی روبهرو هستیم. شاید یکی از مهمترین مسائل در آن بخش، تخصیص بودجه باشد. آثار تاریخی زیادی در کشور وجود دارد، اما مرمت نمیشود. وقتی از مسئولان استانهای مختلف درباره آن سؤال میکنیم، دلیل آن را کمبود بودجه عنوان میکنند. برای حل مشکل بودجه و تأمین آن چه چارهای در نظر گرفتهاید؟
موضوعی که مطرح میکنید، یک واقعیت است، اما دو نکته وجود دارد. یک میلیون اثر تاریخی شناختهشده در ایران هست. من کشوری را در دنیا با این ظرفیت نمیشناسم. بههیچوجه در توان دولت نیست که همه آثار را مرمت و از آنها صیانت کند. 43 هزار اثر ثبتی شامل 14 هزار بنا و 22 هزار محوطه تاریخی در کشور وجود دارد. تمرکز ما بر مرمت، صیانت و حفاظت از آثار ثبتشده است. سالانه 37 همت نیاز داریم تا فقط وضع موجود این بناها حفظ شود. مصوبه دولت چهار همت است. ما برای جبران کمبود، سازوکار دیگری در نظر گرفتهایم. میخواهیم مردم را به مشارکت بگیریم. این مشارکت به صورت هیئتامنایی خواهد بود؛ یعنی مشارکت مردم در حفظ، صیانت و مرمت از بناهای تاریخی. بههیچوجه واگذاری صورت نخواهد گرفت؛ چون این آثار حاکمیتی و ملی است و قابل واگذاری نیست، اما میتوانیم مشارکتجویی کنیم. سه دسته هیئت امنا تعریف کردهایم؛ اول مقامات استانی که نقشآفرین هستند، دوم نخبگان میراثی، استادان دانشگاه و کارشناسان و سوم هم بازاریان یا صاحبان خوشنام صنعت از باب مسئولیت اجتماعی. البته با پیچیدگیهای خاص خودش. هر بنا و اثر یک پرونده، شناسنامه، تاریخ و تبار دارد. مطالعه لازم برای مرمت یک بنا فقط دو سال طول میکشد. به همین دلیل باید ظرافت خاص و نظارت حداکثری ولی با مشارکت مردم صورت بگیرد.
*همه این موارد از طریق صندوق احیا برای بهرهبرداری واگذار میشود؟
خیر، آثاری که از طریق صندوق احیا برای بهرهبرداری واگذار میشود، آن دسته از آثار است که مالکیتش در اختیار وزارت میراث فرهنگی بوده و تعداد آن محدود است. امکان واگذاری بناها و سازههای اصلی وجود ندارد. در بحث واگذاری، چه از طریق هیئت امنا و چه صندوق احیا، کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی دغدغه و نگرانی زیادی دارند. آنها نگران نحوه مرمت و بهرهبرداری از آثار هستند؛ برای مثال موضوع واگذاری طبقه دوم میدان نقش جهان انتقادهای زیادی را بین کارشناسان برانگیخت. در این مورد خاص حتی مسئولان صندوق احیا حاضر نشدند متن قرارداد را به ما بدهند. این در حالی است که طبق اصل شفافیت اطلاعات باید این کار صورت میگرفت و دغدغه کارشناسان این است که چه اتفاقی قرار است برای این اثر تاریخی بیفتد. مدتی پیش در شبکههای اجتماعی مطلبی درباره فرونشست در تخت جمشید منتشر شده بود. ازقضا در همان زمان من آنجا بودم. من میدانستم در آنجا چنین چیزی وجود ندارد، بااینحال دچار تردید شدم و از مسئول پایگاه و مدیرکل میراث فرهنگی استان هم سؤال کردم و گفتند چنین چیزی نیست. بااینحال گفته میشود در نقش رستم ترکهای فرونشستی دیده شده است.
من تخت جمشید را میگویم. هیئتی را برای بررسی فرستادم و آنها هم تکذیب کردند. ببینید سازههای تاریخی در قالب معاونت میراث وزارتخانه و ادارههای استانی به دقت زیر ذرهبین هستند و در شورای فنی تکتک درباره آنها بحث میشود. ما چیزی به نام واگذاری نداریم.
من درباره واگذاری بهرهبرداری صحبت کردم، نه درباره واگذاری مالکیت.
ما مجاز نیستیم مالکیت را واگذار کنیم. برای بهرهبرداری هم با مطالعه پیش میرویم. ما بناهای اصلی را حتی برای بهرهبرداری هم نمیتوانیم واگذار کنیم.
*الان درباره طبقه دوم نقش جهان قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
هیچ تصمیمی برای آنجا نگرفتهایم. ما در نقش جهان بخش تجاری داریم. هر فضایی که میخواهد واگذاری کوتاهمدت شود، تحت نظارت کارشناسان میراث انجام میشود و باید شورای فنی تصویب کند که بهرهبرداری تأثیر بدی بر بنا نداشته باشد.
*مسئله همین است. درباره طبقه دوم میدان نقش جهان، کارشناسان شما بررسی کردهاند؟
وزارتخانه درباره آن مصوبهای نداشته است. باید هر نوع واگذاری توسط شورای فنی که کارشناسان ارشد میراث هستند، به تأیید برسد. من گزارشهای تأیید طبقه دوم را از شورای فنی ندیدهام. هر بنایی در ایران بخواهد به بخش خصوصی واگذار شود، اول باید ارزیابی شود که اصالت آن در مرمت حفظ شود، دوم شورای فنی نوع کاربری آن را تعیین کند و سوم در صورتی که به صندوق واگذار شود، صندوق مجاز به واگذاری است. تعداد بناهایی که صندوق در سال واگذار میکند از عدد صد کمتر است.
*این تناقض از کجا میآید که شما مصوبهای درباره طبقه دوم در شورای فنی نداشتهاید، اما صندوق آن را واگذار کرده است؟
من چیزی را ابلاغ نکردهام.
*پس چطور صندوق احیا آن را واگذار کرده است؟
من باید ببینم، ندیدهام.
*موضوع دیگری که میخواهم درباره آن صحبت کنم، بحث حریم آثار تاریخی است. هرازگاهی شاهد انتشار اخباری درباره نقض حریم آثار تاریخی هستیم؛ مواردی مانند نقض حریم منظر ارگ کریمخان یا حریم کاخ گلستان. در اینجا با نقض قانون مواجه هستیم یا نقص قانون؟ چرا هماهنگی لازم با شهرداریها وجود ندارد و بعد از ساختهشدن یک ساختمان، تازه بحث حریم آن خبرساز میشود؟
اول این نکته را بگویم که حساسیت جامعه نسبت به میراث بسیار برای ما باارزش است. نکته دوم اینکه شهرداری برای همه بناها بدون استثنا استعلام میگیرد و ما پاسخ میدهیم. ایجاد بنا در بافتهای تاریخی امکانپذیر است، اما در چارچوب معیارهای میراث فرهنگی. حرایم در جاهای مختلف، میزان متفاوتی دارد؛ برای مثال، در بعضی جاها 7.5 متر است و در جاهای دیگر 12 متر. نکته سوم تخطی تعدادی از سازندگان است. ابزار ما در چنین مواردی قوه قضائیه است؛ بلافاصله شکایت میکنیم و قوه قضائیه بهسرعت رسیدگی میکند.
*چه باید کرد که اصلا کار به اینجا نرسد؟
من از رسانهها درخواست میکنم در این زمینه برای آگاهی افکار عمومی کار فرهنگی انجام بدهند که منافع بلندمدت ملی مقدم بر منافع کوتاهمدت شخصی است.
*فکر نمیکنید نیاز است اقداماتی هم از طرف وزارتخانه برای پیشگیری انجام شود؟
ما چند هزار نفر یگان حفاظت داریم که در سراسر کشور بناها را محافظت میکنند. در مورد شهرداری هم کمیسیونها و قوانین وجود دارند. ما عضو شورای عالی معماری کشور بوده و با شهرداریها هم هماهنگ هستیم و آنها تابع قوانین هستند. مسئلهای که شما میگویید فراتر از این است. ما در این زمینه چالش داریم، بهطور دائمی هم چالش داریم، ولی خوشبختانه هم شهرداریها و هم قوه قضائیه همکاری دارند. بحثی که مهم است، صادرنشدن مجوز برای هر نوع مداخله در حریمهاست. اینجا یک تضاد وجود دارد بین منافع کسانی که در بافت زندگی میکنند و منافع کسانی که خارج از بافت هستند. این مسئلهای است که چالش ایجاد میکند. ما الان در بافت شهر دهدشت 45 هکتار شهر صفوی داریم؛ با استاندار پیگیری کردیم، گفتیم باید اول به مردم زمین و وام کمبهره بدهیم که در مکانی دیگر مسکن بسازند و آن بافت تاریخی آزاد و تبدیل به سایت شود تا بتوان از آن محافظت کرد. اینجا هم حق مردم مهم است و هم حق حاکمیت. ما نمیتوانیم به بهانه حق مالکیت، حق مردم را تضییع کنیم و برعکس. در حال حاضر در بیش از 400 نقطه کشور با چنین مسائلی درگیریم؛ برای مثال سیلک در کاشان.
حریم سیلک سالهاست محل مناقشه است.
بله، الان خوشبختانه وزارت راه دو نقطه را بهعنوان معوض مشخص کرده و در حال پیگیری هستیم. من هم خودم در سیلک با مقامات استانی صحبت کردهام. ما باید معادلهای را در حاکمیت دنبال کنیم که ضمن حفظ حق مردم، از حق حاکمیت هم صیانت کنیم. مردم تقاضا دارند در این بافتها سازه و طبقات داشته باشند. ما معتقدیم ایجاد سازه در چارچوب معیارهای میراثی بلامانع است. هر میزانی که سطح دانش و آگاهی و اقناع جامعه افزایش پیدا کند، چالش میراث کمتر میشود.