فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۳۸۴۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۵ - ۲۸-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۳۸۴۷
انتشار: ۱۱:۵۵ - ۲۸-۰۲-۱۴۰۵

برنامه «هفت» از ۱۴۰۱ به این سو: تریبون یا برنامه سینمایی؟/چگونه یک برنامه فرهنگی به ابزار دوقطبی‌سازی تبدیل شد

برنامه «هفت» از ۱۴۰۱ به این سو: تریبون یا برنامه سینمایی؟/چگونه یک برنامه فرهنگی به ابزار دوقطبی‌سازی تبدیل شد
در برنامه ای مانند "هفت" مجری باید مرکز ثقل باشد و اگر نتواند به بحث جهت بدهد کیفیت نهایی به میهمانان واگذار می شود و اگر آنان فاقد جسارت نظری باشند کل برنامه فرومی ریزد و فرسودگی امروز "هفت" به همین سبب است

عصر ایران؛ فرزانه متین- برنامه «هفت» در حافظه تاریخی سینمای ایران با نام «فریدون جیرانی» گره خورده است.در دورانی که این برنامه با جیرانی آغاز به کار کرد، فارغ از همه جوانب قابل نقد، این برنامه یک ویژگی انکارناپذیرداشت؛ کثرت. در این برنامه سینماگران از طیف‌های مختلف دعوت می‌شدند و منتقد ثابتش اغلب بر اساس معیارهای سینمایی اظهارنظر می‌کرد و مخاطبان میلیونی پاسی از شب بیدار می‌نشستند. اما برنامه «هفت» پس از جدایی جیرانی همواره مسیر رو به افولی داشته است و هیچ‌یک از متولیان پس از جیرانی نتوانستند موفقیت او را تجربه کنند.

برنامه «هفت» از سال 1389 به‌عنوان نخستین و طولانی‌ترین مجله سینمایی تلویزیونی ایران‌، تولید و پخش شد. در طول این بیش از دو دهه، تغییرات متعدد در ترکیب مجریان، منتقدان و رویکردها باعث افت‌وخیزهای زیادی در کیفیت و مخاطب‌پسندی آن گردیده است.

«هفت»، از تاریخ شروع تا چند سال قبل یکی از پرمخاطب‌ترین مجله‌های تلویزیونی سینما بود، اما در سال‌های اخیر به‌تدریج چنان مسیرمحافظه‌کارانه‌ای را در پیش گرفت که بسیاری از مخاطبان و کارشناسان، آن را به‌عنوان ضعیف‌ترین برنامه تلویزیونی در حوزه سینما می‌شناسند. این ضعف بر اساس آمار بیینده رسمی وب سایت تلوبیون مشخص است. آمار بازدید برنامه هفت چیزی حدود 500 تا 1500 بازدید در این پلتفرم همزمان با برگزاری جشنواره‌های فیلم فجر در سال‌های گذشته، تعداد مخاطبان این برنامه باید افزایش پیدا می‌کرد اما آمارها نشان می‌دهد، «هفت »یک جمعیت مخاطب هزارنفری در تلوبیون دارد و در موارد استثنا این میزان مخاطب افزایش پیدا می‌کند.

گذر زمان، تغییرهای پی‌درپی مجری و منتقدان برنامۀ «هفت» زمینه‌های افول برنامه‌ای راه فراهم کرد که در تاریخ تلویزیون ایران زمانی جایگاهی داشت و می‌شد آن را مهم‌ترین تریبون رسمی گفت‌وگو، جدل و نقد سینمایی دانست.

ایدۀ اصلی‌ این برنامه نیز از ابتدا جذاب بود، تلویزیون، که معمولاً نسبت به سینما رویکردی محافظه‌کار و مناسکی دارد، صاحب برنامه‌ای شود که هم آخرین تحولات سینمای ایران را پوشش دهد، هم محلی برای نقد فیلم و تحلیل سیاست‌گذاری فرهنگی باشد و هم بتواند نوعی مرجعیت رسانه‌ای برای مخاطب علاقه‌مند به سینما ایجاد کند.

با این حال، «هفت» در طول سال‌ها، به‌ویژه پس از تغییرات مکرر در مجری، سردبیر، تیم تحریریه و لحن کلی، به‌تدریج از یک برنامۀدغدغه‌مند زنده، به برنامه‌ای کم‌رمق، غیرمرجع و در بسیاری از موارد بی‌اثر تبدیل شد.

ویترین برنامه «هفت» به ترکیب مجریان و منتقدانش وابستگی دارد. در آغاز دوره جدید در سال ۱۴۰۱ این برنامه با تغییرات ساختاری و محتوایی همراه شد؛ تغییراتی که امیدهایی برای بازطراحی یک برنامه گفت و گو – نقد محور را از تقریبا از بین برد.

محور اصلی این تغییرات، انتخاب محمد تنکابنی به عنوان تهیه‌کننده جدید برنامه بود. تنکابنی پیش‌تر تهیه‌کنندگی برنامه «نقد سینما»محصول حوزه هنری را بر عهده داشت و از همین رو ، تغییرات تازه «هفت» را می‌توان ادامه همان الگو تفسیر کرد؛ الگویی که بیشتر به دنبال برجسته‌سازی نوعی نگاه مدیریتی و ساختارمند به سینما بود و نه لزوماً تنوع دیدگاه‌ها.

در کنار او، بهروز افخمی به عنوان مجری وارد برنامه شد؛ چهره‌ای که حضورش برای بسیاری یادآور همان دوره‌های پیشین «نقد سینما»بود. این ترکیب جدید، عملاً «هفت» را به مسیری برد که میان نقد تخصصی و چارچوب‌های رسمی (مطالبه مدیران سیما) توازنی برقرار نکرد.

در دوره‌های گذشته نام‌هایی مثل محور اصلی میز نقد بودند؛ چهره‌هایی با سابقه طولانی در مطبوعات و حضور پررنگ در فضای نقد سینمایی. اما در ترکیب تازه، نام دو منتقد جدید دیده می‌شد: امیر قادری و دکتر حمیدرضا قادری.

در حالی که حضور «امیر قادری» با سابقه مطبوعاتی‌اش برای مخاطبان قابل تصور بود، معرفی دکتر «حمیدرضا قادری» سؤالات بیشتری به همراه داشت. «نقد سینمایی» به اعتقاد بسیاری از پیشکسوتان این حوزه، امری مکتوب است، اما ناگهان حمیدرضا قادری بدون داشتن این پیشینه وارد قاب این برنامه شد.

معمولا این الگو ناگهان سخنران، ناگهان منتقد، در مورد سخنران یک گروه سیاسی خاص مرسوم است. نگارش نقد به صورت مکتوب نشان دهنده پشتوانه علمی و تئوریک افراد است. سطح علمی منتقدان از نوشته‌های مکتوب آنان قابل کشف و بررسی است. اما جناح حاکم بر تلویزیون ترجیح داد با فرمولی که پیش از این «حسن عباسی» و «علی اکبررائفی‌پور» وارد گود تحلیل و بررسی کرد، این بار در برنامه «هفت» منتقد تولید کند.

سابقه رسانه‌ای یا آثار مکتوب مشخصی از «حمیدرضا قادری» در حوزه نقد سینما پیش از ورود به برنامه در دسترس نبود و همین مسئله باعث شده بود برخی مخاطبان درباره شیوه انتخاب منتقدان در این دوره از «هفت» دچار تردید شوند.

تحلیلگران رسانه‌ای این شیوه معرفی را مشابه الگویی می‌دانستند که پیش از این در تلویزیون برای معرفی برخی کارشناسان در حوزه‌های دیگر نیز دیده شده بود؛ الگویی که در آن چهره‌هایی با سابقه کم‌رنگ رسانه‌ای، یکباره در قامت کارشناس تخصصی معرفی می‌شوند. این شباهت باعث شد حضور «حمیدرضاقادری» فراتر از یک انتخاب ساده، تبدیل به نشانه‌ای برای تحلیل ساختار جدید برنامه در نظر گرفته شود.

با این همه، برنامه «هفت» در دوره جدید خود تلاش داشت فضای نقد را در قالبی تازه بازتعریف کند؛ قالبی که ضمن حفظ چارچوب‌های رسانه‌ای،فرصتی برای تحلیل سینمای ایران فراهم کند. حتی منتقدان برنامه نیز باور داشتند که «هفت» همچنان یکی از معدود سکوهای جدی گفتگو درباره سینما در رسانه ملی است و به همین دلیل تغییرات آن به‌طور طبیعی با حساسیت دنبال می‌شود.

برنامه «هفت» از سال 1401 به بعد، بیش از آنکه پاسخی آماده برای مخاطبان داشته باشد، مجموعه‌ای از پرسش‌های تازه را مطرح کرد: جایگاه نقد در رسانه، شیوه انتخاب کارشناسان و این‌که چقدر می‌توان میان نقد حرفه‌ای و سیاست‌گذاری رسانه‌ای فاصله ایجاد کرد. همین پرسش‌هانشان داد «هفت» به برنامه‌ خنثی بدون برخورد دیدگاه‌های مختلف تبدیل خواهد شد. برای هفت تنکابنی، افخمی، قادری، صدیق و ...، افت مخاطب یا تغییرسلیقه عمومی مهم نبود و به همین دلیل«هفت» به‌مرور دلایل وجودی خودش را از دست داد و این برنامه را از محلی برای نقد حرفه‌ای، به صفحه‌ای برای گزارش سطحی و تبلیغاتی فیلم‌های ارگانی تبدیل کرد. محمد تنکابنی تهیه‌کننده با برنامه نقدسینما به عنوان تولیدی ارگانی وارد این عرصه شد، افخمی سال‌هاست که رابطه خود را بخش مستقل سینما از دست داده است. امیرقادری نیز سال‌هاست که به عنوان تمجیدگر فیلم‌های اوج و حوزه هنری شناخته می‌شود و رضا صدیق اخیرا مشاور یک فیلم ارگانی بود. رامتین شهبازی دیگر منتقد این برنامه استاد دانشگاه سوره سینماست تا نسبت‌های این برنامه با حوزه هنری همچنان تقویت شود.

به این ترتیب اغلب منتقدانی که در این برنامه حضور دارند تقریبا بازوهای بی واسطه یا با واسطه فیلم‌های تبلیغاتی ارگانی هستند، مگر می‌شود که استاد دانشگاه نزدیک به یک نهاد تولید کننده در برنامه «هفت » حضور پیدا کند و فیلم همان نهاد را به صورت روشنی نقد کند.

وقتی منتقد بدل به «عنصر ثابت آنتن» می‌شود، کم‌کم از شخصیت مؤلف فاصله می‌گیرد و به کارکرد اداری نزدیک می‌شودو باید زمان را پر کند، موضعی قابل پخش بگیرد، از خطوط نانوشته عبور نکند و در عین حال ظاهر کارشناسی را حفظ کند. در این وضعیت، نقد دیگر حاصل مواجهۀخلاق با اثر نیست؛ محصول یک فرایند تولید رسانه‌ای است.

افخمی مجری فیلم‌هایش می‌شد

یکی از جنجالی‌ترین ابعاد این دوره از «هفت»، تداخل نقش بهروز افخمی به‌عنوان مجری-تهیه‌کننده با موضع فیلمسازانه‌اش بود. افخمی در همین دوره فیلم «صبح اعدام» را که آخرین محصول سازمان سینمایی سوره و بنیاد سینمایی فارابی بود کارگردانی کرد. بنابراین همان کسی که برنامه سینمایی هفت را اجرا می‌کرد ، همزمان محصول نهادهای حاکمیتی را تولید کرد. این تداخل منافع آشکار، هرگونه ادعا به بی‌طرفی داوری برنامه را از اساس زیر سوال می‌برد.

محمدرضا مقدسیان مجری تازه به مشکلات این برنامه افزود

چندی قبل از برگزاری جشنواره فیلم فجر به صورت ناگهانی بهروز افخمی برنامه هفت را ترک کرد و محمدرضا مقدسیان دبیر هنری سابق ماهنامه «نسیم بیداری» اجرای این برنامه را برعهده گرفت. مشکل اجرای محمدرضا مقدسیان، بیش از هر چیز، در کمبود «اقتدار انتقادی» و «پرسونای مستقل» است. مجری یک برنامۀ سینمایی صرفاً با فن بیان، نظم اجرا و آداب گفت‌وگو موفقیتی کسب نمی‌کند. در شرایطی که برنامه‌های جسوری نسل زد در آپارات و یوتیوب منتشر می‌شود، مقدسیان این احساس را به تماشاچی منتقل نمی‌کند که که صاحب زاویه دید واهل ریسک است و می‌تواند مهمانان به چالش بکشد.ویژگی جسور بودن این مجری را زمانی‌ می‌توان کمرنگ توصیف کرد که او درحین برگزاری جشنواره فیلم فجر، هیچگاه سوال درخوری از مهمانان خود نپرسید. مقدسیان ارادۀ ورود به تعارض‌ها در حوزه سینما را ندارد. اجرای مقدسیان غالباً بیش از حد کنترل‌شده، محافظه‌کار و فاقد ضرباهنگ تنش‌زا به نظر می‌رسد. او معمولاً فضا را به سمت آسودگی، جمع‌وجور شدن و عبور محترمانه از مسئله هدایت می‌کند، نه به سمت شکافتن موضوع. این مدل اجرا برای برنامه‌های سبک، عمومی یا مجله‌ای شاید مناسب باشد، اما برای برندی که زمانی ادعای نقد سینماییِ جدی داشته، کافی نیست.

نکتۀ مهم‌تر این است که در برنامه‌ای مانند «هفت»، مجری باید «مرکز ثقل» باشد. اگر مجری نتواند به بحث جهت بدهد، کیفیت نهایی به مهمان‌ها واگذار می‌شود. آن‌وقت اگر مهمان‌ها هم محتاط، تکراری یا فاقد جسارت نظری باشند، کل برنامه فرو می‌ریزد. بخشی از فرسودگی امروز «هفت» دقیقاً از اینجا ناشی می‌شود: مجری نه آغازگر مسئله است، نه تشدیدکننده بحث، نه جمع‌بندی‌کنندۀ مؤثر آن.

آنچه از ۱۴۰۱ به این طرف اتفاق افتاده، فقط افول کیفی نیست؛ یک تحول ماهیتی است. برنامه‌ای که روزی «سالن گفتگوی سینما» بود، به «دادگاه فیلم‌های مستقل» و ستایشگر فیلم‌های ارگانی تبدیل شده است.نمونه این روند در شیوه پرسش‌های امیرقادری از تهیه‌کننده فیلم «زودپز» مستندی برای این ادعا است . این بخش از نحوه پرسشگری قادری در فضای مجازی بسیار بازنشر شد.  

 بازگشت «هفت» در بدترین موقعیت ممکن

چالش‌های پیش‌روی جشنواره فجر ۱۴۰۱ که بخش مهمی از آن به حضور نیافتن چهره‌های مطرح سینمایی در این رویداد برمی‌گشت، باعث شد که مسئولان جشنواره و تلویزیون به امید اینکه شاید بتوان با نام «هفت» تا اندازه‌ای این تنور را داغ کرد، بار دیگر پرونده این برنامه سینمایی را باز کنند. این خودش گویاترین توصیف از هدف واقعی بازگشت هفت است: نه برای گفتگوی سینمایی، بلکه برای پر کردن خلأ ناشی از تحریم جشنواره توسط جامعه سینما.

برنامه «هفت» با اجرای بهروز افخمی در جشنواره فجر ۱۴۰۱، در شرایط تحریم گسترده جشنواره، ناگزیر باید به جای ارائه گفتگوی کثیر،موضعی یک‌طرفه اتخاذ ‌کرد و به دوقطبی ایجاد شده در میان اهالی سینمادامن زد.

مصداق اول: توهین به زنان سینما و سکوت معنادار مجری

گویاترین نمونه از انحراف «هفت» به تریبون جریانی، ماجرای بهمن ۱۴۰۱ بود. ابوالقاسم طالبی، کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا»، در برنامه زنده هفت و در گفتگو با بهروز افخمی، درباره زنان سینماگر است که باجملاتی توهین‌آمیز ادا شد . بهروز افخمی نیز در واکنش به صحبت‌های طالبی، نه تنها با او مخالفت نکرد بلکه با خنده و تمسخر، با این اظهارات همراه شد.

این رویداد آنقدر جنجال‌ساز بود که کانون کارگردانان سینمای ایران با انتشار بیانیه‌ای هم به صحبت‌های طالبی واکنش نشان داد و هم به «سکوت و خندیدن» بهروز افخمی. در بیانیه کانون کارگردانان تعبیری به کار رفت که سند این تحول ماهیتی است: «در برنامه ضد سینمایی«هفت» مسبوق به سابقه بوده و از زبان مهمان‌ها و گاه مجریان این برنامه درباره اهالی سینما اظهار شده و می‌شود.» کانون کارگردانان خواستار «تعطیلی این مضحکه» شد.

 مصداق دوم: حضور منتقدان مستقل

این چالش با راه‌ندادن منتقدان مستقل گسترده‌تر شد، در واقع چهره‌های منتخب آزمون پس داده بودند. منتقدانی که همواره مواضع مستقلی داشته‌اند و در صف‌بندی‌های رسانه‌ای قابل پیش‌بینی نیستند، حق حضور در برنامه هفت را تقریبا نداشتند و ممانعت از حضور آنان نشان داد که «هفت» جدید همان سیاست‌های خاص وحید جلیلی در حفظ مخاطب حداقلی تلویزیون را دنبال می‌کند و بر اساس همین سیاست صداهای همسو جذب این برنامه شدند.

 مصداق سوم: شکاف سینما را عمیق‌تر کرد نه کم‌تر

برنامه «هفت» نیز با رویکرد و محتوایی که عرضه می‌کند، باعث عمیق‌ترشدن شکاف‌ها شد و نه تنها در سه جشنواره پیاپی نتوانست از بحران پیش‌بینی‌شده جان سالم به در ببرد بلکه هم کمکی به آن نکرد و در قامت یک برنامه سینمایی هم نتوانست در جای قابل دفاعی بایستد. حالا این وضعیت را با دوره ای که جیرانی آن را اداره می‌کرد مقایسه کنیم. با وجود دوقطبی بسیار رادیکال در میان اهالی سینما پس از سال 88، اولین دوره این برنامه در سال 1389، زمینه کمرنگ شدن دوقطبی‌ها در جامعه سینما کمرنگ‌تر کرد.

  برنامه‌ای که حتی خودی‌ها را هم انتقادی نقد نمی‌کند

در برنامه هفت حسین دوماری کارگردان سینما انتقادات صریحی به شیوه مدیریت صداوسیما در دوره جدید مطرح کرد که باعث شد بهروز افخمی شوکه شود! این تصویر گویاست: مجری‌ای که انتظار دارد مهمانانش در خط مشخصی حرکت کنند و وقتی کسی از آن خط خارج شود، شوکه می‌شود و سعی می‌کند این موضع انتقادی را از ریل خارج کند.

 ساختار جشنواره‌ای که «هفت» از آن حمایت می‌کند

برای فهمیدن اینکه «هفت» چه نوع سینمایی را تبلیغ می‌کند، باید به ساختار جشنواره‌هایی نگاه کرد که این برنامه هر ساله پوشش می‌دهد. سایه پررنگ سینمای پلیسی-امنیتی و قضایی بر جشنواره اخیرسنگینی می‌کند: نزدیک به ۱۰ فیلم با این مایه، حداقل ۴ فیلم با مضمون جنگ دوازده روزه و ۷ فیلم با موضوع دفاع مقدس و مقاومت در لیست هستند. در مقابل، جشنواره تنها ۳ فیلم فانتزی-سرگرمی دارد. همین برنامه با همین رویکرد، بدون نقد یا پرسش از چرایی این ساختار، این فیلم‌ها را «معرفی» می‌کند.

افزون بر این، بیشترین سهم تولید در این لیست متعلق به بنیادسینمایی فارابی است که بازوی اجرایی وزارت ارشاد محسوب می‌شود.

برنامه‌ای که از این آثار حمایت می‌کند و آثار مستقل را به حاشیه می‌راند، عملاً در خدمت کارنامه‌سازی برای نهادهای دولتی است.

ریشه‌شناسی: چرا «هفت» این مسیر را انتخاب کرد؟

مقدسیان ششمین مجری برنامه سینمایی «هفت» است که در اولین دوره با اجرای فریدون جیرانی در شبکه سه سیما روی آنتن رفت. بعد از فریدون جیرانی، محمود گبرلو، خود بهروز افخمی، رضا رشیدپور،محمدحسین لطیفی و دوباره بهروز افخمی این برنامه را اجرا کردند. این چرخش مجریان در واقع داستان تدریجی جهت‌گیری ایدئولوژیک برنامه است؛ از کسانی که اجازه حضور متنوع را می‌دادند تا کسانی که «جبهه‌بندی» را اصل می‌دانستند.

نتیجه: نقدی که برنامه اجازه طرحش را نمی‌دهد 

آنچه «هفت» از ۱۴۰۱ به این سو ارائه داده، نه نقد سینمایی، بلکه ابزار جریان‌سازی فرهنگی بوده است. جریانی که در آن فیلم‌های تامین‌شدهتوسط نهادهای حاکمیتی بدون سوال از منابع مالی و اهداف سازنده «معرفی» می‌شوند،برخی سینماگران با ادبیات توهین‌آمیز «تحلیل»می‌شوند، منتقدان مستقل نادیده گرفته می‌شوند این همان برنامه‌ای است که نامش «هفت» است، اما روحش از هفت جیرانی فاصله‌ای به اندازه تاریخ سینمای ایران دارد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
«کنکور بدون‌ تاریخ» و انتظار فرسایشی داوطلبان  مراسم بدرقه بهناز نازی بازیگر با حضور هنرمندان (عکس) تسنیم: ایران متن جدید ۱۴ بندی را به واسطه پاکستانی تحویل داد مصدومیت بازیگر آمریکایی پیش از دریافت نخل طلا بقایی: طرف حساب ما در جام‌جهانی فیفا است نه آمریکا پارادوکس ثبات و قدرت؛ بازخوانی راهبرد کلانِ واشنگتن در قبال تهران اولین تصویر از اکبر عبدی در بیمارستان بعد از سکته هفته گذشته (عکس) استوری گرشا رضایی از علیرضا یوسفی و یاد کودکان میناب در لحظه رکورد شکنی جهان (عکس) ۴۴ کشوری که بیشترین مقدار طلای جهان را استخراج می‌کنند (+ اینفوگرافیک) «شخص سوم»: قاتل خاموش زندگی زناشویی مروری بر زوج‌های هنرمند ایرانی به بهانه روز ازدواج ۳۷۰ قلم کالای جدید مشمول واردات بدون انتقال ارز شد 7 گلوگاه راهبردی در تجارت دریایی نفت (+نقشه) مردان قاجاری در باغشاه در کنار مجسمه ناصرالدین شاه (عکس) تهران لرزه‌خیزترین استان کشور در هفته سوم اردیبهشت شد