عصر ایران؛ حسن ظهوری _ هامیلکار بارکا در حالی که دست هانیبال را گرفته بود، وارد معبد بعل، خدای کارتاژیها، شد. وقتی هانیبال حدود ۱۱ سال داشت و پس از شکست کارتاژ در جنگهای پونیک اول، همراه پدرش به اسپانیا آمد؛ جنگی که میان کارتاژیها و روم قدرتمند بر سر سیسیل رخ داده بود. هامیلکار پس از آن شکست به اسپانیا آمده بود تا امپراتوری تازهای بسازد و از منابع معدنی، بهویژه نقره، استفاده کند. اما حالا هدفی بزرگتر داشت. او میخواست هانیبال، که حالا حدود ۱۱ سال دارد، سوگند بخورد که تا ابد دشمن روم باقی بماند و انتقام شکست کارتاژ را بگیرد. هانیبال این سوگند را خورد و تا پایان عمر به آن وفادار ماند؛ سوگندی که نمادینترین لحظه زندگی او شد.
جنگ اول پونیک زمانی آغاز شد که پدر هانیبال هنوز ازدواج نکرده بود و بهعنوان ژنرالی جوان در کارتاژ، جایی در تونس امروزی، فرماندهی میکرد. اختلاف کارتاژ و روم بر سر سیسیل به نبردی بزرگ کشیده شد؛ جنگی که حدود ۲۳ سال طول کشید و وقتی پایان یافت، هانیبال ۹ ساله بود.
کارتاژ سیسیل را میخواست و رومیها هم که امپراتوری بزرگی بودند، به این سادگی حاضر نبودند آن را واگذار کنند. اما سیسیل یک جزیره بود و جنگ بر سر آن به نیروی دریایی قدرتمند نیاز داشت؛ چیزی که کارتاژیها در اختیار داشتند. آنها ناوگان دریایی بسیار نیرومندی داشتند و رومیها در نبردهای دریایی چندان موفق نبودند. در مقابل، رومیها جنگجویان بسیار قابلی در نبردهای زمینی بودند.
از مجموعه ترفندهای جنگی این یک حقه است نبرد یاپو را اینجا ببینید
جنگ اول پونیک طولانیترین و بزرگترین جنگی بود که روم تا آن زمان تجربه کرده بود، اما در نهایت رومیها با یک ترفند نظامی مهم پیروز شدند. آنها پلهای متحرکی ساختند که به کشتیهای کارتاژی قلاب میشد و میان کشتیها پلی ایجاد میکرد؛ در نتیجه، نبرد دریایی به نبردی شبیه جنگ زمینی تبدیل شد؛ جایی که رومیها برتری داشتند. به این ترتیب، رومیها توانستند کارتاژ را شکست دهند، کشتیهایشان را به آتش بکشند، سیسیل را از دست آنها خارج کنند و غرامت سنگینی هم بگیرند. هامیلکار، پدر هانیبال، مجبور شد ارتش خود را از سیسیل خارج کند و این تلخترین شکست زندگیاش بود.
جنگ اول پونیک هنوز تمام نشده بود که هامیلکار بارکا با زنی فنیقی ازدواج کرد و ۹ سال مانده به پایان جنگ، هانیبال به دنیا آمد؛ در کارتاژ، در شمال آفریقا؛ شهری که آن زمان یکی از قدرتمندترین قدرتهای مدیترانه بود. جایگاه پدرش، که یکی از بزرگترین ژنرالهای کارتاژ بود، باعث شد هانیبال از کودکی فنون نظامی را بیاموزد. وقتی جنگ پایان یافت، او هنوز کودکی بیش نبود، اما همان سوگندی که در کودکی خورد، بعدها زمینهساز آغاز جنگ دوم پونیک و شگفتیآفرینیهای نظامی او در برابر روم شد. شاید همان قسم بود که از او انسانی جسور ساخت؛ کسی که برای نخستین بار در تاریخ جنگهای باستان، به روم در خاک ایتالیا حمله کرد.
پدر هانیبال زمانی که در اسپانیا مشغول جنگ با قبایل محلی بود، در یک کمین غافلگیر شد. دشمنان، ارابههای آتشزا را به سوی اردوگاه کارتاژیها روانه کردند و ارتش او متلاشی شد. هامیلکار هنگام عقبنشینی، زمانی که میخواست از رودخانه ژوکار عبور کند، به علت جراحات سنگین از اسب افتاد و غرق شد.
پس از مرگ او، هاسدروبال، داماد خانواده، فرماندهی ارتش را بر عهده گرفت، اما او هم خیلی زود به دست یک برده کشته شد. پس از آن، ارتش کارتاژ در اسپانیا، به اتفاق آرا، هانیبال ۲۶ ساله را بهعنوان فرمانده کل انتخاب کرد. نکته مهم این بود که او شباهت زیادی به پدرش داشت؛ گویی هامیلکار جنگجو دوباره جوان شده بود. هانیبال از نوجوانی در اسپانیا رشد کرده و زیر نظر پدرش و سپس هاسدروبال آموزش نظامی دیده بود. او بهمحض به دست گرفتن فرماندهی کامل نیروهای کارتاژ در اسپانیا، سیاست تهاجمی پدرش را ادامه داد، قلمرو را گسترش داد و هر روز بیشتر برای جنگ با روم آماده شد.
حمله به روم، آن هم در خاک ایتالیا، تا آن زمان کاری بود که هیچکس جرأتش را نداشت. تنها یک جرقه لازم بود و این جرقه در سال ۲۱۹ پیش از میلاد، پس از حمله رومیها به شهر ساگونتوم زده شد. این آغاز جنگ دوم پونیک بود؛ جنگی که هانیبال در آن تصمیمی بزرگش گرفت؛ حمله مستقیم به روم در خاک ایتالیا.
جنگ دوم پونیک ۱۷ سال طول کشید و هانیبال ۱۵ سال آن را در خاک ایتالیا گذراند. برای اجرای این نقشه، او باید ارتش ۶۰ هزار نفری خود را، که ۳۷ فیل جنگی هم در آن حضور داشتند، از کوههای پیرنه و آلپ عبور میداد. چنین کاری جسارت عظیمی میخواست و هانیبال تصمیم گرفت آن را انجام دهد. عبور سپاه او از آلپ، هنوز هم یکی از جسورانهترین تصمیمهای تاریخ نظامی جهان به شمار میرود.
در طول این جنگ، سه نبرد نخست از مهمترین رویاروییها بودند. نبرد تربیا و نبرد دریاچه تراسمن در دو سال اول جنگ رخ دادند و هانیبال در هر دو پیروزیهای بزرگی به دست آورد. اما مهمترین نبرد او علیه روم، نبرد کانای بود که در سال ۲۱۶ پیش از میلاد در دشت کانای رخ داد.
پیروزیهای پیاپی هانیبال باعث شد رومیها تصمیم بگیرند با ارتشی عظیم برای همیشه کار او را تمام کنند. به همین دلیل، دو کنسول بزرگ روم، یعنی لوکیوس امیلیوس پائولوس و گایوس ترنتیوس وارو، با حدود ۸۰ هزار سرباز، شامل هشت لژیون رومی و نیروهای متحد، به میدان آمدند؛ بزرگترین ارتشی که روم تا آن زمان گرد آورده بود. در مقابل، هانیبال حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار سرباز داشت؛ نزدیک به ۴۰ هزار پیادهنظام و ۱۰ هزار سوار نظام. برتری عددی کاملاً با رومیها بود. میدان نبرد نیز دشتهای باز نزدیک روستای کانای در جنوب شرقی ایتالیا، در منطقه آپولیا و کنار رود آفیدوس بود.
رومیها آرایش نظامی بسیار متراکم و عمیقی انتخاب کرده بودند. آنها قصد داشتند با تمرکز نیروی پیادهنظام در مرکز، خط دفاعی هانیبال را بشکنند. سوار نظام روم نیز در جناحین مستقر شده بود تا از مرکز پشتیبانی کند و هرچه سریعتر سپاه هانیبال را نابود سازد.
اما هانیبال نابغهای نظامی بود. او مرکز سپاه خود را که از گالیها و اسپانیاییها تشکیل شده بود، به شکل یک هلال محدب در برابر رومیها قرار داد؛ مثل یک هلال ماه که پشتش به سپاه دشمن است و نیروهای قدرتمند آفریقایی را در دو جناح، کمی عقبتر یعنی در دو نوک هلال ماه مستقر کرد. سوار نظام سنگین او هم در جناحین قرار گرفت. هانیبال عمداً مرکز آرایش خود را ضعیف نشان داد تا رومیها به آن حمله کنند.
رومیها دقیقاً همین فریب را خوردند و با تمام قدرت خود را به مرکز سپاه هانیبال کوبیدند. همزمان، سوار نظام هانیبال به فرماندهی برادرش، سوار نظام روم را در جناح راست شکست داد و سپس جناح چپ را هم در هم کوبید. در همین هنگام، مرکز سپاه هانیبال بهصورت عمدی عقبنشینی میکرد. با ادامه این عقبنشینی، هلال محدب آرامآرام به هلالی مقعر تبدیل شد یعنی کمکم رخ ماه رو به سپاه دشمن قرار میگرفت و رومیها، بیآنکه متوجه باشند، به درون این تله کشیده شدند. ناگهان دو جناح سپاه هانیبال مانند گازانبر از دو طرف بسته شد و نیروهای آفریقایی از پهلو حمله کردند. سوار نظام هانیبال نیز از پشت به رومیها یورش برد و ارتش روم در محاصره کامل قرار گرفت.
گفته میشود نبرد کانای یکی از خونینترین نبردهای یکروزه تاریخ باستان بود. رومیها بنا به روایتهای مختلف، بین ۴۸ تا ۷۰ هزار کشته دادند و حدود ۱۹ هزار نفر هم اسیر شدند. بسیاری از سناتورها و اشراف روم در این جنگ کشته شدند. از میان دو کنسول روم، یکی کشته شد و دیگری گریخت. در مقابل، کارتاژیها حدود ۸ هزار کشته داشتند که بیشترشان گالیها و اسپانیاییها بودند. میزان تلفات به حدی بود که رومیها آن روز را «روز سیاه» نامیدند.
تاکتیکی که هانیبال در کانای اجرا کرد، هنوز هم در دانشکدههای نظامی جهان تدریس میشود. با این حال، این پیروزی بزرگ نتوانست سرنوشت جنگ دوم پونیک را تغییر دهد. در نهایت، رومیها به فرماندهی اسکیپیوی آفریکانوس در نبرد زاما، همان تاکتیکهای هانیبال را علیه خودش به کار گرفتند و او را شکست دادند. روم پیروز نهایی جنگ دوم پونیک شد.
هانیبال تا پایان عمر به سوگندی که در کودکی خورده بود وفادار ماند و دشمن سرسخت روم باقی ماند. اما پس از شکست، به تبعید رفت و سرانجام در دربار پادشاه بیتینا، در ترکیه امروزی، برای آنکه به دست رومیها نیفتد، خودکشی کرد.