فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۴۲۱۵
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۱ - ۲۹-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۴۲۱۵
انتشار: ۱۸:۰۱ - ۲۹-۰۲-۱۴۰۵
پایان عصر دنباله‌روی؛ اروپا در پی استقلال راهبردی

گسست در آتلانتیک؛ پایان عصر طلاییِ هم‌پیمانی

ل
رویکرد «اول آمریکا» و نگاه ابزاری ترامپ به معاهدات بین‌المللی، اروپا را با این واقعیت تلخ مواجه کرده که ایالات متحده دیگر شریک قابل‌پیش‌بینی و حامی نظم جهانی نیست.

عصر ایران؛ لیلا احمدی- در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخِ روابط بین‌الملل به سر می‌بریم؛ زمانی که «پیمان آتلانتیک» پس از دهه‌ها ثبات، با توفانی به نام ترامپیسم مواجه شد.

دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به رخدادی فراتر از تغییر حزبی در دولت آمریکا بدل شده است. ترامپیسم، زلزلۀ سیاسی در روابط فرا آتلانتیک بود و به دهه‌ها ثبات و اعتماد متقابل میان واشنگتن و بروکسل پایان داد.

رویکرد «اول آمریکا» و نگاه ابزاری ترامپ به معاهدات بین‌المللی، اروپا را با این واقعیت تلخ مواجه کرده که ایالات متحده دیگر شریک قابل‌پیش‌بینی و حامی نظم جهانی نیست.

جنگ‌افروزی‌های دیپلماتیک و اقتصادی، از تهدید به خروج از ناتو تا خروج یک‌جانبه از توافقات بین‌الملل، به منافع مشترک آسیب زده و جدالی عمیق بر سر «هویت غرب» به راه انداخته است.

اروپا که خود را در کشاکش وفاداری سنتی و ضرورت استقلال راهبردی سرگردان می‌دید، ناچار به بازنگری در دکترین‌ امنیتی و سیاسی‌ خود شده است.

نوشتار حاضر بر واکاوی این پرسش متمرکز است که «سیاست‌های تهاجمی ترامپ، چگونه به شکافِ آشتی‌ناپذیر در دو سوی اقیانوس اطلس دامن زد؟»

[سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، اتحاد نظامی بین‌المللی است که در سال ۱۹۴۹ برای دفاع جمعی تشکیل شد و طبق مادۀ ۵ آن، حمله به یک عضو، حمله به همه تلقی می‌شود. این پیمان با هدف مقابله با نفوذ شوروی سابق شکل گرفت و دهه‌ها بر حفظ امنیت و ثبات در اروپا و آمریکای شمالی تمرکز داشت.]

گسست در آتلانتیک؛ پایان عصر طلاییِ هم‌پیمانی

ناتو؛ چتر امنیتی یا اهرم باج‌خواهی

ترامپ با زیر سؤال‌ بردنِ بند پنجمِ پیمان ناتو و توصیف این ائتلاف در قالب سازمانی «منسوخ»، قلب تپندۀ امنیت اروپا را هدف قرار داد. او ناتو را در قالب بنگاهی حفاظتی می‌دید که شرکای اروپایی باید هزینه‌اش را تمام و کمال پرداخت کنند. این رویکرد تحقیرآمیز و تهدید به قطع چتر حمایتی، جدالی بی‌سابقه میان واشینگتن و پایتخت‌هایی نظیر برلین و پاریس به راه انداخت. اروپایی‌ها که دهه‌ها به تضمین‌های امنیتی آمریکا تکیه کرده بودند، ناگهان خود را در برابر متحدی «باج‌خواه» دیدند. همین تنش، بذر ایدۀ «ارتش واحد اروپایی» را کاشت؛ رهبران قارۀ سبز دریافتند که دیگر نمی‌توانند امنیت بلندمدت شان را به نوسانات انتخاباتیِ کاخ سفید گره بزنند و باید به دنبال بازدارندگی بومی باشند.

[ایدۀ «ارتش واحد اروپایی» به تشکیل نیروی نظامی مستقل و فراملی برای اتحادیۀ اروپا اشاره دارد که هدفش کاهش وابستگی دفاعی به آمریکا و ناتو است. موافقان این طرح، مانند فرانسه، بر «خودمختاری استراتژیک» و کارایی بیشتر در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تأکید دارند. با این حال، چالش‌های بزرگی پیش روی آن است؛ از جمله هزینه‌های سنگین مالی، اختلاف‌نظر کشورها بر سر حاکمیت ملی و فرماندهی واحد و نگرانی از تضعیف ناتو. وقوع جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ بار دیگر ضرورت تقویت بنیۀ دفاعی اروپا را داغ کرد، اما همچنان تمرکز اصلی بر تقویت همکاری‌های دفاعی بین‌المللی است تا تشکیل ارتش واحد.]

برجام و یک‌جانبه‌گرایی؛ سلاخی دیپلماسی اروپایی

خروج یک‌جانبۀ ترامپ از توافق هسته‌ای با ایران (برجام)، توهین به حاکمیت سیاسی اتحادیۀ اروپا تلقی شد. برجام برای اروپا، بزرگترین دستاوردِ دیپلماسی چندجانبه و نمادی از نقش‌آفرینیِ مستقل این اتحادیه در بحران‌های جهانی بود. ترامپ با نادیده‌گرفتن اصرار متحدان اروپایی و اعمال تحریم‌های ثانویه، عملاً شرکت‌های اروپایی را جریمه کرد و حاکمیت اقتصادی‌شان را زیر پا گذاشت. این «جنگ‌افروزی اقتصادی» علیه منافع متحدان، به جدالی عمیق منجر شد که در آن اروپا تلاش می‌کرد با سازوکارهایی مثل «اینستکس» راهی برای دور زدن سلطۀ دلار بیابد. تلاش اروپا ثمرۀ عملی اندکی داشت، شکاف سیاسی عظیمی ایجاد کرد و نشان داد واشنگتن در مسیر اهداف تهاجمی‌اش، حتی حاضر به قربانی‌کردنِ اعتبار و منافعِِ نزدیک‌ترین متحدان است.

[اینستکس (INSTEX)، ابزار حمایتی مبادلات تجاری بود که در سال ۲۰۱۹ به همت آلمان، فرانسه و بریتانیا برای تسهیل تجارت غیردلاری با ایران و دور زدن تحریم‌های آمریکا ایجاد شد. این کانال مالی به دلیل محدودیت به کالاهای بشردوستانه و فشار آمریکا هرگز عملیاتی نشد و در نهایت در سال ۲۰۲۳ منحل شد.]

جنگ تجاری؛ وقتی متحد، دشمن اقتصادی می‌شود

ترامپ با شعار حمایت از صنایع داخلی، تعرفه‌های سنگینی بر واردات فولاد و آلومینیوم از اروپا وضع کرد و در بیانی صادقانه اما گزنده، اتحادیۀ اروپا را «دشمن تجاری» نامید. این اقدام، جبهۀ‌ جدید نبرد را گشود که در آن، دیپلماسی جای خود را به تهدید و تلافی داد. برای اروپایی که بر پایۀ تجارت آزاد بنا شده، رفتار آمریکا به مثابۀ اعلان جنگ علیه نظم اقتصادی حاکم بود. این جدال تجاری بر بازارهای جهانی تأثیر منفی گذاشت و باعث شد اروپا به فکر تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و کاهش وابستگی مطلق به بازار آمریکا بیفتد. نگاه کاسبکارانۀ ترامپ، همکاری فرا آتلانتیک را مسموم کرد و نشان داد در منطق ترامپیسم، حتی «رفیق قدیمی» هم می‌تواند در صفِ «رقیب حذفی» قرار بگیرد.

توافق اقلیمی پاریس؛ گسست در ارزش‌های جهانی

از نظر اروپا، خروج آمریکا از معاهدۀ اقلیمی پاریس، ضربه‌ای سهمگین به رهبری اخلاقی و جهانی این کشور بود. اتحادیۀ اروپا که خود را پیشگامِ مبارزه با بحران‌های زیست‌محیطی می‌دانست، این اقدام ترامپ را «خیانت به مسئولیت‌پذیری بین‌المللی» تلقی کرد. این تصمیم، شکاف ارزشیِ عمیقی ساخت. در حالی که اروپا به سوی انرژی‌های سبز و همکاری جهانی برای نجات سیاره حرکت می‌کرد، ترامپ با بازگشت به سوخت‌های فسیلی و نفی حقایق علمی، در مسیر مخالف گام بر‌داشت. این جدال ایدئولوژیک باعث شد اروپا در بسیاری از مجامع بین‌المللی، به جای اتحاد با آمریکا، در مقابل آن بایستد. خروج از توافق پاریس به اروپا ثابت کرد که ایالات‌متحده به مدیریت ترامپ، دیگر رهبر جهان آزاد نیست و مانعی بزرگ در مسیرِ حل چالش‌های بشری محسوب می‌شود.

استقلال راهبردی؛ میراث ناگزیر دوران تنش

شاید مهم‌ترین پیامد رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی ترامپ، وقوف به ضرورت «استقلال راهبردی» در میان نخبگان اروپایی باشد. سخنان تاریخی رهبرانی چون مرکل و مکرون مبنی بر اینکه «اروپا دیگر نمی‌تواند به آمریکا تکیه کند»، نشان از پایان عصری پرفراز و نشیب داشت. جدال با ترامپ به اروپا آموخت که اتکای بیش از حد به واشنگتن در حوزه‌های دفاعی و مالی، ضعفی بزرگ است.

«جنگ‌افروزی ساختاری» ترامپ، اروپا را به سمتی سوق داد که به دنبال تقویت ظرفیت‌های نظامیِ مستقل و سیستم‌های مالیِ جایگزین برود. با رفتن ترامپ روابط ظاهراً آرام شد، اما بی‌اعتمادی عمیقی بر جا ماند که به میراث ماندگار بدل گشت.

ارسال به دوستان