اوضاع رابطه نامرئی شما روی همه ابعاد زندگی شما اثر دارد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ ما همیشه دنبال این هستیم که مهارتهای اجتماعی خودمان را تقویت کنیم و باید و نبایدهای آداب اجتماعی را یاد بگیریم. اما یک رابطه پر رنگ و مهم وجود دارد که از بس همیشه جلوی چشممان بوده دیگر آن را نمیبینیم. ارتباط میان ما و والدینمان.
همین الان حساب و کتاب کنید!
چگونه میتوانیم بفهمیم رابطه ما با والدین، رابطه امن و سالمی است؟ برای پیدا کردن جواب چند سوال مهم سراغ سیده نرگس موسوی، مشاور نوجوان و فردی رفتیم. او یک تست فوری را به ما یاد میدهد: «تصور کنید یک خبر خیلی خوب یا خیلی بد به شما رسیده. اولین نفری که از آن با خبر میشود کیست؟ اگر مادر یا پدرتان انتخاب شما باشند، یعنی یک رابطه سالم بین شما برقرار است. اگر مدام به این فکر کنید که حالا چه میشود اگر بگویم، قضاوتم میکنند یا بحث پیش میآید؛ نشانه داشتن یک رابطه پر تنش است؛ و این یعنی باید آستینها را بالا بزنید تا درهای گفتوگو را باز کنید.»
بیخیال پیگرد قانونی شوید
اگر امتیازی که به این رابطه دادید به نظرتان کم میآید، یک عالمه خاطره همزمان در مغزتان در حال پخش شدن است. از آن اتاقک شلوغ یک قدم فاصله بگیرید و نزدیکتر بیایید. احتمالا میان آن تصاویر دنبال مقصر میگردید.
موسوی میگوید: «در چنین شرایطی هیچ کس مقصر اصلی نیست. دلیل اختلاف نظرهای شما در تفاوت بین نسلهاست. والدین شما از یک نسل با اقتضائات آن زمان بزرگ شدهاند. شما هم از نسلی دیگر و در شرایطی متفاوت متولد شدهاید.»
با مامان و بابا رفیق باش
حالا ما با این تفاوت بین نسلی چه کنیم؟ بالاخره تا وقتی ما باشیم، تفاوتها هم هستند.
موسوی پاسخ میدهد: «ما تنها زندگی نمیکنیم که یک منو از رفتار و گفتارهای محبوب خودمان را انتخاب کنیم و بخواهیم فقط همان را ببینیم و بشنویم. ما در کنار خانوادهمان یک زندگی جمعی داریم. پس باید تلاش کنیم این جمع را کنار هم نگه داریم.
ادامه دار شدن آرامش در خانواده، با پذیرش تفاوتها رقم میخورد. مثلا شما میدانید پدرتان در یک مسئله با شما نظر متفاوتی دارد. چه اشکالی دارد اگر این بار شما با او همدلی کنید؟
اگر همدلی را از برنامه زندگی حذف کنیم، چیزی جز دعواهای تکراری باقی نمیماند. باید گاهی والدین و گاهی فرزندان برای طرف مقابل همدلی کنند تا زنجیر خانواده محکم بماند.»
این رابطه جایگزین ندارد!
اگر هنوز هم به فکر ترمیم رابطه با والدین خود نیفتادهاید؛ باید از آسیبهای نداشتن یک رابطه سالم با والدین باخبر شوید: «وقتی رابطه شما با والدین سازنده و آرام نباشد، کار به دعواهای مداوم میرسد. دعوای مداوم مثل پخش همیشگی صدای آژیر خطر در اتاقتان است. اولش گوشهایتان اذیت میشود، اما به مرور دیگر این صدا برایتان طبیعی میشود.
در نتیجه به نقطهای میرسید که برایتان مهم نیست والدین از شما چه میخواهند. رابطه شما با اعضای خانواده آن قدر کمرنگ میشود که از هم فاصله میگیرید و لحظات خوبتان به حداقل ممکن میرسد. در این مرحله آدمها به هرچیزی پناه میبرند تا بحث و دعوا را احساس نکنند. نکته منفی ماجرا این است که در گذر زمان شما تنها میشوید. حتی با آدمهای خارج از لیست خانواده هم نمیتوانید یک ارتباط خوب و موثر داشته باشید. چون در خانواده سازگاری را تمرین نکرده بودید. از طرفی ریشههای همه ما در خانواده است. وقتی ارتباط ما با ریشه قطع شود، هیچ جا نمیتوانیم حال خوب تضمینی پیدا کنیم. ارتباط ضعیف و آسیب دیده با والدین، باعث اضطراب دائمی میشود.»
فقط همسفره بودن کافی نیست!
اگر تا اینجای کار امتیاز خوبی دارید، عالی است. اما یک ارزیابی دیگر هم در کار است که موسوی از آن خبر میدهد: «روابط ما با والدین باید بیشتر از صحبتهای روزمره مثل تمیزی اتاق و غذا خوردن دور هم باشد. ما باید درباره مسائلی که برایمان پیش میآید با انها صحبت کنیم و احساس امنیت بگیریم. اما وقتی حواسمان به این نکته جمع نباشد و درگیر دعواها باشیم، رابطه عاطفیمان ضعیف و ضعیفتر میشود. رابطه ضعیف، چون گفت و گوی سالم ندارد؛ اگر هم به صحبت برسد صحبتهایش از نصیحت هستند.»
اتصال پنهان
اگر ما بخواهیم رابطه سالمی با والدین داشته باشیم، باید از ایجاد تغییر در خودمان شروع کنیم. رفتارهای اشتباه و هیجانی که تاثیری در بهبود رابطه ندارند را رها کنیم. اما چرا نقش ما فرزندان این قدر مهم است؟
نرگس موسوی دیدگاه جالبی دارد: «جایگاه پدر و مادر باید همیشه حفظ شود. حتی وقتی اختلاف نظرهایمان خیلی بزرگ باشد. ما در خانواده شبیه به مهرههای دومینو هستیم. وقتی یک نفر از اعضای خانواده تصمیمی را میگیرد، روی بقیه هم اثر دارد. خودسازیهای ما به بهتر شدن شرایط میان همه اعضا کمک میکند.»
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر