دادههای جدید منتشرشده از وضعیت تجارت بینالملل در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد فاصله میان چین و آمریکا در حوزه صادرات کالایی بیش از گذشته افزایش یافته و چین با اختلاف قابلتوجهی در صدر بزرگترین صادرکنندگان جهان قرار گرفته است.
به گزارش مهر، بر اساس آمارهای منتشرشده، ارزش صادرات کالایی چین در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳.۷۷ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که حدود ۷۳ درصد بیشتر از صادرات ۲.۱۸ تریلیون دلاری آمریکا محسوب میشود. به بیان دیگر، حجم صادرات کالایی چین نزدیک به ۱.۷ برابر صادرات آمریکا برآورد میشود.
بررسی ترکیب صادرات چین نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این صادرات بر پایه صنایع تولیدی و زنجیره گسترده کالاهای صنعتی شکل گرفته است.
در این میان، گروه «ماشینآلات و تجهیزات الکتریکی» با ارزشی در حدود ۹۴۰ میلیارد دلار بزرگترین سهم را در صادرات این کشور دارد. پس از آن نیز ماشینآلات صنعتی، تجهیزات مکانیکی و راکتورها با بیش از ۶۳۳ میلیارد دلار در رتبه بعدی قرار گرفتهاند.
علاوه بر این، بخشهایی مانند خودرو، مبلمان، پلاستیک، محصولات فولادی، تجارت الکترونیک، پوشاک، تجهیزات پزشکی و مواد شیمیایی نیز سهم قابلتوجهی از صادرات چین را تشکیل میدهند که نشاندهنده گستردگی و تنوع شبکه تولید در این کشور است.
در مقابل، ساختار صادراتی آمریکا متفاوت است. بیشترین سهم صادرات این کشور به سوختهای معدنی، نفت و فرآوردههای تقطیری اختصاص دارد که ارزشی حدود ۳۰۹ میلیارد دلار را شامل میشود. پس از آن نیز ماشینآلات صنعتی، تجهیزات الکترونیکی، صنایع هوافضا، فلزات گرانبها، تجهیزات پزشکی و محصولات دارویی در فهرست مهمترین اقلام صادراتی آمریکا قرار دارند.
با این حال، کارشناسان تأکید میکنند این مقایسه صرفاً مربوط به صادرات کالا است و بخش خدمات را دربر نمیگیرد؛ موضوعی که میتواند تصویر کاملتری از رقابت اقتصادی دو کشور ارائه دهد.
آمریکا در حوزه صادرات خدمات از جمله خدمات مالی، فناوری، نرمافزار، مالکیت فکری، آموزش و خدمات حرفهای جایگاه بسیار قدرتمندی دارد و در صورت لحاظ کردن این بخش، فاصله اقتصادی میان دو کشور کاهش خواهد یافت.
با وجود این، دادههای تجارت کالایی و زنجیرههای تأمین صنعتی نشان میدهد چین در سالهای اخیر به محور اصلی تولید و صادرات کالا در جهان تبدیل شده است. هرچند آمریکا همچنان یکی از قدرتهای مهم فناوری و مالی جهان به شمار میرود، اما در مقیاس صادرات صنعتی و کالایی از رقیب آسیایی خود عقب مانده است.
کارشناسان معتقدند این روند بیانگر جابهجایی تدریجی مرکز ثقل اقتصاد جهانی از غرب به شرق و افزایش نقش چین در شکلدهی به معماری جدید تجارت بینالملل است.