فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۴۳۸۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۷ - ۳۰-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۴۳۸۱
انتشار: ۱۱:۳۷ - ۳۰-۰۲-۱۴۰۵

آیا ورق جنگ روسیه به نفع اوکراین برگشته است؟ 

پوتین
این حملات اکنون روسیه را مجبور به پراکنده کردن پدافند هوایی، جابجایی هواپیماها، تقویت زیرساخت‌ها و اختصاص منابع فزاینده برای دفاع از کشور می‌کند. از نظر نظامی، اوکراین در حال گسترش فضای نبرد و افزایش هزینه‌های جنگ برای مسکو است..

"روسیه در اوکراین در حال شکست است. شی جین پینگ متوجه شده است - ترامپ هم باید متوجه شود."

به گزارش عصرایران، سی ان ان در گزارشی به قلم "برت مک گورک" دیپلمات سابق آمریکایی و مشاور امنیت ملی در دولت های بوش تا ترامپ، با اذعان به این حمله و ادعای برگشتن ورق جنگ به نفع اوکراین طی ماه های اخیر نوشت:

طبق گزارش‌ها، شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین، در جریان مذاکرات هفته گذشته با دونالد ترامپ در پکن، اظهار داشته که ولادیمیر پوتین ممکن است روزی از حمله به اوکراین پشیمان شود. (البته چین این ادعا را تکذیب کرده است.)

روندهای جدید در میدان نبرد اوکراین نشان می‌دهد که او درست می‌گوید. این فرصتی جدید برای دیپلماسی ترامپ برای پایان دادن به جنگ فراهم می‌کند - اما با رویکردی متفاوت از آنچه قبلا امتحان کرده است.

پوتین امیدوار بود که سال 2026 سالی باشد که نیروهایش - که به لطف برتری در تعداد نفرات و نیروی انسانی‌اش - قادر به عبور از خطوط مقدم و تصرف مناطق مورد مناقشه در شرق اوکراین باشند. اما این اتفاق نیفتاده است.

تاکنون، این اوکراین - نه روسیه - است که امسال به دستاوردهای ارضی خالص دست یافته است، همراه با تحمیل خسارات عظیم به نیروهای مهاجم روسیه.

تخمین‌های غربی اکنون تلفات روسیه را در سطوحی نزدیک به یا بیش از 30 تا 40 هزار کشته و زخمی در ماه قرار می‌دهد - نرخ فرسایشی فوق‌العاده‌ای برای هیچ دستاوردی در قلمرو. تلفات کلی روسیه از زمان شروع تهاجم، اکنون به طور گسترده بیش از یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود و از توانایی روسیه برای جبران خسارت‌ها پیشی گرفته است.

این فشار در داخل خود روسیه نیز قابل مشاهده است.

در روزهای اخیر، حتی یک عضو پارلمان روسیه (دوما) علنا هشدار داد که اقتصاد روسیه ممکن است نتواند یک جنگ طولانی مدت را به طور نامحدود تحمل کند و به افزایش هزینه‌های دفاعی و اختلالات اقتصادی فزاینده اشاره کرد. خود پوتین اخیرا گفت که جنگ می‌تواند "به پایان برسد" - بیانیه‌ای تکان‌دهنده از رهبری که بارها این درگیری را به عنوان یک مبارزه وجودی که نیاز به فداکاری نامحدود دارد، توصیف کرده است.

پهپادهای اوکراین: نیروی فزاینده

اوکراین امروز به نظر نمی‌رسد که یک کشور مدافع باشد که سعی در بقا دارد، بلکه به یک نوآور نظامی تبدیل شده است که از طریق سیستم‌های خودمختار تولید انبوه، ماهیت جنگ را تغییر شکل می‌دهد. این امر از همان ابتدا این فرض را که برتری نیروی انسانی روسیه به تنهایی تعیین‌کننده خواهد بود، تغییر داده است. اوکراین اکنون در امتداد خطوط مقدم، یک "منطقه کشتار" 10 تا 15 کیلومتری ایجاد کرده است که روسیه بدون قرار گرفتن در معرض حملات مداوم پهپادها قادر به پیشروی نیست.(همان بلایی که حزب الله لبنان در حال تکرار آن علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان است.)

آیا ورق جنگ روسیه به نفع اوکراین برگشته است؟ 

پهپادهای اوکراینی اکنون به طور معمول به عمق خاک روسیه حمله می‌کنند و فرودگاه‌های نظامی، کارخانه‌ها، زیرساخت‌های انرژی، انبارهای مهمات و مراکز لجستیکی را هدف قرار می‌دهند. طبق گزارش‌ها، توانایی پهپادهای اوکراینی برای رسیدن به مسکو به علاقه پوتین به آتش‌بس موقت در طول مراسم بزرگداشت "روز پیروزی" در پایتخت کمک کرده است - که امکان برگزاری رژه بدون تهدید پهپادهایی که از ناکجاآباد ظاهر می‌شوند و این نمایش را خراب می‌کنند، فراهم می‌کند.

خبرگزاری دولتی روسیه این هفته با اذعان به اینکه اوکراین اکنون مسکو را در تیررس خود دارد، از یکی از بزرگترین حملات پهپادی اوکراین در نزدیکی پایتخت خبر داد.

این حملات اکنون روسیه را مجبور به پراکنده کردن پدافند هوایی، جابجایی هواپیماها، تقویت زیرساخت‌ها و اختصاص منابع فزاینده برای دفاع از کشور می‌کند. از نظر نظامی، اوکراین در حال گسترش فضای نبرد و افزایش هزینه‌های جنگ برای مسکو است، در عین حال مسکو برای به دست آوردن هر قلمرویی در میدان نبرد اوکراین تلاش می‌کند.

جنگ‌های تهاجمی در نهایت نه با خطوط روی نقشه، بلکه با توجه به اینکه آیا آنها اهداف سیاسی را که در وهله اول برای آنها آغاز شده است، برآورده می‌کنند یا خیر، قضاوت می‌شوند.

اهداف جنگی پوتین در زمان حمله شامل مطیع کردن کامل اوکراین، تضعیف ناتو به عنوان یک اتحاد نظامی- امنیتی و احیای روسیه به عنوان یک قدرت مسلط اوراسیا بود. این اهداف اکنون به طور فزاینده‌ای برای مسکو دور از دسترس شده است.

میدان نبرد و نتیجه جنگ اکنون بر منطقه "دونباس" در شرق اوکراین متمرکز شده است و هیچ شانسی برای نیروهای روسی برای تصرف "کیف" (جایتخت) - هدف اولیه پوتین - وجود ندارد.

اتحاد ناتو، علیرغم انتقادات لفظی ترامپ، امروز بزرگتر از زمانی است که روسیه به آن حمله کرد - فنلاند و سوئد به این اتحاد پیوسته‌اند - و مسلما قوی‌تر است، با افزایش هزینه‌های دفاعی در سراسر پایتخت‌های اروپایی ناتو.

بنابراین، علیرغم خسارات عظیم و فزاینده برای روسیه، پوتین چیز زیادی برای نشان دادن در جنگ خود در اوکراین ندارد و به نظر می‌رسد که روندها ماه به ماه بدتر می‌شوند.

شی جین پینگ نظاره گر و منتظر می‌ماند

اظهارات گزارش شده شی جین پینگ، نه تنها برای آنچه ممکن است در مورد روسیه بگوید، بلکه برای آنچه ممکن است چین در مورد خود جنگ - و طرح‌هایش در مورد تایوان - بیاموزد، مهم است.

در حالی که شی به ارتش آزادی‌بخش خلق دستور داده است تا برای عملیاتی برای تصرف تایوان تا سال 2027 آماده باشد، ارتش او هنوز در نبرد آزمایش نشده است و جنگ اوکراین دشواری دستیابی به فروپاشی سریع سیاسی در برابر یک مدافع مصمم را ثابت می‌کند.

در طول شش ماه آینده، شی این روندها را بررسی خواهد کرد و مزایا و معایب را در مورد طرح‌های نهایی خود در مورد تایوان ارزیابی خواهد کرد.

دیدار پوتین و شی در پکن/ 20 مه 2026

ایالات متحده فرصتی دارد تا احتیاط شی را تقویت کند. مزیت نسبی آن در اتحادها و هماهنگی تعهدات شرکای همفکر در دفاع از یکدیگر و منافع مشترک نهفته است. حرکت هوشمندانه در حال حاضر تقویت ناتو و حمایت آن از اوکراین است تا به پوتین نشان دهد که او هیچ شانسی برای بازیابی قدرت ندارد و به شی جین پینگ نشان دهد که اقدامات در مورد تایوان با پاسخی هماهنگ روبرو خواهد شد.

فرصت ترامپ

هدف اعلام شده ترامپ در مورد اوکراین پایان دادن به جنگ از طریق یک توافق دیپلماتیک است. این توافق احتمالا مستلزم اعطای برخی امتیازات زمینی از اوکراین به روسیه به همراه نوعی تضمین امنیتی برای اوکراین برای جلوگیری از ماجراجویی‌های آینده مسکو است.

این دیپلماسی به مشکل خورده است زیرا اوکراین حاضر به واگذاری زمینی که معتقد است می‌تواند از آن به صورت نظامی دفاع کند، نبوده است - و روسیه نیز حاضر به پذیرش توافقی بدون زمینی که معتقد است می‌تواند به صورت نظامی تصرف کند، نبوده است. مذاکرات موفقیت‌آمیز به ندرت زمانی موفق می‌شوند که هر دو طرف به یک اندازه اعتماد به نفس داشته باشند و با گذشت زمان به اهداف بلندمدت خود برسند.

فرضیه زیربنایی دیپلماسی ترامپ (بر اساس اظهارات خودش) این بوده است که اوکراین، به عنوان قدرت کوچکتر، باید در میز مذاکره امتیاز بدهد وگرنه جنگ را در میدان نبرد خواهد باخت. این فرض که زمانی مورد تردید بود، اکنون نادرست است.

واقعیت‌های جدید در میدان نبرد، فرصت جدیدی را برای موفقیت دیپلماسی فراهم می‌کند. اوکراین اکنون به دفاع از خود اطمینان بیشتری دارد و کمتر به وعده‌های واشنگتن برای دفاع آینده خود وابسته است. روسیه اکنون با آینده‌ای از تلفات فزاینده و فشار اقتصادی روبرو است، بدون هیچ شانسی برای دستیابی به موفقیت. اینباعث می شود که موقعیت ها در جنگ اوکراین از نو بازتعریف شوند.

آخرین دور رسمی مذاکرات با میانجیگری ایالات متحده در مورد این درگیری در ماه فوریه برگزار شد. از آن زمان تاکنون فعالیت کمی صورت گرفته است، اما این ممکن است به زودی تغییر کند.

برای ترامپ، بهترین فرصت برای پایان دادن به جنگ اکنون نه در فرض ضعف اوکراین، همانطور که ترامپ تا به امروز انجام داده است، بلکه در تشخیص آسیب‌پذیری فزاینده روسیه است. اکنون اهرمی برای تحمیل توافقی با شرایط قابل قبول برای اوکراین وجود دارد - و واشنگتن باید از آن استفاده کند.

 

ارسال به دوستان