احمدرضا ملاحسینی
هفت صبح
در ایران سالهاست با یک الگوی مصرف انرژی عجیب روبهرو هستیم. گازی که میتواند ارزشهای کلان اقتصادی ایجاد کند، در نیروگاهها سوزانده میشود تا برق تولید شود. راندمان این نیروگاهها گاه پایین است و در نتیجه گاز باارزش به شکل مستقیم به هدر میرود. این روند، علاوه بر هزینههای بالای سوخت، فرصتهای اقتصادی کشور را محدود میکند. اما اگر همین گاز مسیرش را عوض کند، میتواند تأثیری چندبرابر بر اقتصاد، اشتغال، صنعت و امنیت غذایی ایران داشته باشد. موضوع وقتی اهمیت پیدا میکند که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر خورشیدی و بادی وارد مرحله واقعی و صنعتی شود. با افزایش سهم این منابع در شبکه برق کشور، نیاز به کار دائم نیروگاههای گازی کاهش پیدا میکند و گاز آزادشده، در مقیاس صدها میلیون مترمکعب در روز، امکان هدایت به مسیرهای اقتصادی مهمتر را پیدا میکند. یکی از این مسیرها، تولید اوره است؛ کود پایهای که نقش مستقیم در رشد محصولات غذایی دارد و اهمیت آن در کشاورزی مدرن غیرقابل انکار است.
به زبان ساده، گاز میتواند به جای سوختن در نیروگاه، تبدیل به غذایی شود که روی سفره مردم میآید. هر یک میلیون مترمکعب گاز طبیعی تقریبا دو هزار تن اوره تولید میکند. بنابراین اگر تنها ۱۰۰ میلیون مترمکعب از گازی که در نیروگاهها سوزانده میشود، به تولید اوره اختصاص یابد، روزانه حدود ۲۰۰ هزار تن اوره و در طول یک سال نزدیک به ۷۰ میلیون تن تولید خواهد شد. این عدد وقتی کنار بازار جهانی قرار میگیرد، اهمیتش روشنتر میشود.
برای درک اهمیت این عدد کافی است به بازار جهانی نگاه کنیم؛
کل تقاضای جهانی اوره حدود ۲۰۰ میلیون تن در سال است. این یعنی گاز آزادشده از نیروگاهها میتواند نزدیک به یکسوم بازار جهانی را تأمین کند. حتی مصرف گاز در اوج روزهای نیروگاهی ایران بیش از این مقدار است و بنابراین پتانسیل واقعی کشور برای تبدیل گاز به اوره فراتر از این اعداد است. تغییر مسیر انرژی از نیروگاه به پتروشیمیهای تولید اوره میتواند جایگاه ایران در یکی از حساسترین بازارهای جهان یعنی بازار غذا را به شکل قابلتوجهی تقویت کند و نقش کشور را در زنجیره تأمین جهانی به شکل استراتژیک ارتقا دهد.
در صورت نبود چنین حجمی از اوره در بازار جهانی، کشاورزی مدرن بسیاری از کشورها با مشکل مواجه میشود. کاهش عرضه به سرعت قیمتها را بالا میبرد، هزینه تولید محصولات کشاورزی افزایش پیدا میکند و این افزایش هزینه نهایتاً به مصرفکننده منتقل میشود. از این منظر، تصمیم ایران برای هدایت گاز به تولید کود، نه فقط یک اقدام اقتصادی، بلکه یک ابزار اثرگذار در بازار جهانی غذا است. چنین تصمیمی میتواند ثبات بازار، امنیت غذایی و حتی قیمت محصولات کشاورزی را در سطح بینالمللی تحت تأثیر قرار دهد.
اینجا نقش توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بسیار کلیدی است. هرچه سهم خورشید و باد در تولید برق بیشتر شود، گاز کمتری سوزانده میشود و امکان هدایت آن به سمت تولید محصولاتی مانند اوره افزایش مییابد. نیروگاههای گازی نیز همچنان میتوانند نقش خود را حفظ کنند، اما نه به عنوان مصرفکننده دائم گاز، بلکه به عنوان پشتیبان شبکه در زمانهایی که تولید برق از منابع تجدیدپذیر کاهش پیدا میکند. این رویکرد هم بهینهسازی مصرف منابع را ممکن میکند و هم ارزش اقتصادی کشور را به حداکثر میرساند.
یکی از جذابترین جنبههای این ماجرا، تأثیر مستقیم آن بر قدرت اقتصادی ایران در سطح جهانی است. حساب سرانگشتی نشان میدهد تولید صدها هزار تن اوره از گاز آزادشده، ایران را به یکی از بازیگران تعیینکننده بازار جهانی کود تبدیل میکند. چنین جایگاهی به کشور امکان میدهد نه فقط در عرصه اقتصادی، بلکه در تصمیمگیریهای کلان کشاورزی و امنیت غذایی دیگر کشورها نیز نفوذ داشته باشد. این قدرت اقتصادی، به شکل ضمنی، بازدارندگی و توان تأثیرگذاری ایران در مذاکرات بینالمللی و بازارهای جهانی را افزایش میدهد و گزینههای استراتژیک تازهای پیش روی کشور قرار میدهد.
از سوی دیگر، این الگوی مصرف جدید باعث میشود بهرهوری انرژی کشور افزایش یابد. تبدیل گاز به اوره، ارزش افزوده بیشتری نسبت به تولید برق با همان مقدار گاز ایجاد میکند و فرصتهای سرمایهگذاری در بخش پتروشیمی و صنایع مرتبط را به شکل چشمگیری توسعه میدهد. این به معنای ایجاد اشتغال، رشد صنعتی و توسعه صادرات است. به عبارت دیگر، تغییر مسیر گاز از نیروگاه به پتروشیمی، صرفاً یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه یک سیاست اقتصادی استراتژیک با پیامدهای بلندمدت است و میتواند مسیر توسعه صنعتی کشور را هموار کند.
نکته مهم دیگر این است که این تغییر مسیر، با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در تضاد نیست. بالعکس، هرچه سهم خورشید و باد در تولید برق بیشتر شود، فشار بر نیروگاههای گازی کاهش پیدا میکند و منابع گازی آزادشده به سمت تولید کود هدایت میشود. این چرخه، بهینهسازی منابع و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی را نیز تضمین میکند و ایران را در مسیر رشد پایدار انرژی و تولید قرار میدهد. جمعبندی ماجرا ساده است: گاز اگر بسوزد، تنها برق تولید میکند و ارزش آن محدود است؛
اما اگر مسیرش تغییر کند و به تولید اوره اختصاص یابد، وارد زنجیره تولید غذا میشود، ارزش بیشتری خلق میکند و جایگاه کشور را در بازار جهانی پررنگتر میسازد. تفاوت میان این دو مسیر، تفاوت میان هدررفت منابع و تبدیل آنها به اهرم واقعی در اقتصاد جهانی است. در نهایت، پیام روشن است: توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی، هدایت گاز به سمت پتروشیمیهای اورهساز و گسترش ظرفیت این صنایع، یک فرصت بیبدیل برای ایران فراهم میکند تا در بازار جهانی غذا نقشآفرینی کند و اقتصاد کشور را از مسیر مصرف بیرویه انرژی به مسیر خلق ارزش واقعی هدایت نماید. این تصمیم، هم اقتصادی است و هم استراتژیک و آیندهای روشن برای تولید، صادرات و امنیت غذایی ایران رقم خواهد زد.