عصر ایران- پژوهش منتشر شده از سوی دانشگاه وستکلیف آمریکا به مطالعه ای روی 248 استاد دانشگاه در کشور نپال می پردازد که طی آن یک پرسش مهم مطرح می شود: اساتید دانشگاه تا چه اندازه می توانند مانند یک کارآفرین فکر کنند و چه عواملی بر شکل گیری این نوع ذهنیت در آن ها اثر می گذارد.
در این پژوهش، ذهنیت کارآفرینانه به عنوان مجموعه ای از ویژگی ها شامل نوآوری، ریسک پذیری، استقلال عمل، پیش قدم بودن و اشتیاق به کار تعریف شده است. این ابعاد نشان می دهند یک فرد تا چه اندازه در محیط های آموزشی و حرفه ای توانایی شناسایی فرصت ها، ارائه ایده های جدید و اقدام عملی دارد.
در این مطالعه بررسی شده است که آیا عواملی مانند سن، جنسیت، سطح تحصیلات، تجربه تدریس و میزان مواجهه با آموزش ها و فعالیت های مرتبط با کارآفرینی می توانند بر این ذهنیت اثرگذار باشند یا خیر.
یافته های کلی نشان می دهد که میانگین ذهنیت کارآفرینانه در میان استادان مورد بررسی در سطح نسبتا مطلوبی قرار دارد. با این حال، همه ابعاد این ذهنیت در یک سطح نیستند. بالاترین امتیاز مربوط به نوآوری بوده است، به این مفهوم که بسیاری از استادان تمایل بالایی به ارائه ایده های جدید و استفاده از روش های نو دارند. در مقابل، پایین ترین امتیاز مربوط به ریسک پذیری بوده است که نشان می دهد در تصمیم های مهم، رویکرد محتاطانه در میان آن ها غالب است.
در ادامه، نتایج مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی بررسی شده است.
از نظر جنسیت، نتایج نشان داد بین مردان و زنان در برخی ابعاد ذهنیت کارآفرینانه تفاوت وجود دارد. مردان در دو بعد ریسک پذیری و استقلال عمل نمرات بالاتری کسب کرده اند. با این حال، در سایر ابعاد مانند اشتیاق به کار تفاوت معناداری مشاهده نشده است. این موضوع نشان می دهد جنسیت تنها در برخی جنبه های محدود این ذهنیت اثرگذار است.
در بررسی سن، تفاوت معناداری در کل ذهنیت کارآفرینانه میان گروه های سنی مشاهده نشد. با این حال، در برخی ابعاد مانند سرعت تصمیم گیری و اشتیاق به کار تفاوت هایی دیده شد. به طور مشخص، افراد میانسال عملکرد بهتری در این حوزه ها داشتند، در حالی که افراد مسن تر بیشتر به سمت رویکردهای ساختاریافته و ثابت تمایل نشان دادند.
یکی از متغیرهای مهم دیگر، تجربه تدریس بود. نتایج نشان داد استادانی که تجربه تدریس بیشتری دارند، در برخی ابعاد مانند نوآوری و ریسک پذیری نمرات بالاتری کسب کرده اند. با این وجود، در مجموع نمی توان گفت تجربه تدریس به تنهایی عامل تعیین کننده در شکل گیری ذهنیت کارآفرینانه است.
در بخش مربوط به سطح تحصیلات، یافته ها نشان دادند که این متغیر یکی از عوامل مهم در تفاوت ذهنیت کارآفرینانه است. استادانی که دارای مدرک کارشناسی ارشد بودند، در مجموع امتیاز بالاتری نسبت به سایر گروه ها کسب کردند. در مقابل، برخی افراد دارای مدرک دکترا در بعضی ابعاد نمرات پایین تری داشتند. این نتیجه نشان می دهد که افزایش سطح تحصیلات به تنهایی تضمین کننده افزایش ذهنیت کارآفرینانه نیست و ممکن است در برخی موارد به سمت ساختارگرایی بیشتر نیز همراه شود.
در بخش مربوط به آموزش های کارآفرینی، نتایج نشان داد افرادی که در کارگاه ها و دوره های عملی کارآفرینی شرکت کرده اند، در بیشتر ابعاد ذهنیت کارآفرینانه عملکرد بهتری داشته اند. این افراد معمولا در نوآوری، استقلال عمل و اشتیاق به کار نمرات بالاتری کسب کرده اند. با این حال، دوره های رسمی کارآفرینی همیشه اثرگذاری یکسان و قوی نداشته اند، که این موضوع اهمیت کیفیت و شیوه آموزش را نشان می دهد.
همچنین استادانی که خودشان درس های مرتبط با کارآفرینی را تدریس می کنند، در مقایسه با سایرین ذهنیت کارآفرینانه قوی تری داشته اند. این افراد در ابعاد ریسک پذیری و استقلال عمل نیز نمرات بالاتری نشان داده اند. این یافته نشان می دهد آموزش کارآفرینی نه تنها بر دانشجویان، بلکه بر خود مدرسان نیز اثرگذار است.
در بررسی سطح تدریس نیز مشخص شد استادانی که هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می کنند، نسبت به افرادی که تنها در یک مقطع فعالیت دارند، ذهنیت کارآفرینانه بالاتری دارند. به نظر می رسد تعامل با گروه های مختلف دانشجویان می تواند به افزایش پویایی فکری و تقویت این ذهنیت کمک کند.
در تحلیل نهایی با استفاده از مدل درخت تصمیم گیری مشخص شد مهم ترین عامل پیش بینی کننده ذهنیت کارآفرینانه، سطح تحصیلات است. پس از آن، نوع تدریس، جنسیت و تجربه تدریس در رتبه های بعدی قرار دارند.
گفتنی است؛ مدل درخت تصمیم گیری یک روش تحلیلی در آمار و یادگیری ماشین است که برای پیش بینی یا دسته بندی داده ها استفاده می شود. این مدل داده ها را مرحله به مرحله بر اساس یک سری سوال یا شرط تقسیم می کند تا در نهایت به یک نتیجه مشخص برسد. ساختار آن شبیه یک درخت است؛ در هر گره یک تصمیم یا شرط قرار دارد و شاخه های آن نشان می دهند در صورت برقرار بودن یا نبودن آن شرط، داده به کدام مسیر هدایت می شود.
در نهایت، برگ های درخت نتیجه نهایی را نشان می دهند. در پژوهش های اجتماعی و مدیریتی، از این مدل برای شناسایی مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر یک پدیده استفاده می شود، چون به صورت همزمان رابطه چندین متغیر را بررسی می کند و نشان می دهد کدام عامل ها نقش پیش بینی کننده قوی تری دارند.
در جمع بندی این پژوهش می توان گفت ذهنیت کارآفرینانه یک پدیده چندبعدی است که تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل فردی و حرفه ای شکل می گیرد. استادان دانشگاه در بعد نوآوری وضعیت مطلوب تری دارند، اما در بعد ریسک پذیری همچنان محتاط عمل می کنند. همچنین یافته ها نشان می دهد که تجربه های عملی مانند کارگاه های آموزشی و تدریس کارآفرینی می توانند نقش مهمی در تقویت این ذهنیت ایفا کنند.