فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۵۱۰۸
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۹ - ۰۲-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۵۱۰۸
انتشار: ۱۸:۵۹ - ۰۲-۰۳-۱۴۰۵

کوچ پرویز در روز پرواز ناصر/ مرگ قلیچ‌خانی؛ بهترینِ تاریخ فوتبال که سرگشتۀ سیاست بود

مرگ پرویز قلیچ خانی
هر چند بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران (‌به گواه مربیان و بازیکنان) را توپ گِرد و مستطیل سبز کفایت نکرد و هر چه گرد سیاست گشت جز گرد سرگشتگی بر سیمای او ننشست اما همچنان با سیاسی‌ترین بازی تاریخ فرایادآمدنی است. با خاطرۀ 29 اردیبهشت 1347. روزی که در ورزشگاه امجدیۀ تهران، تیم ملی فوتبال ایران، تیم اسراییل را در فینال جام ملت‌های آسیا با دروازه‌بانی غول‌آسا - اسحاق ویسوکر- شکست داد و قهرمان جام ملت‌ها شد و تهران و ایران را غرق سرور کرد و سوء ظن به فوتبال نزد اهل مبارزه را زدود. او دوم خرداد 1405 درگذشت. در روزی که یادآور مرگ ناصر حجازی در 15 سال گذشته بوده است...

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- تاریخ فوتبال را در این تارنما نه من که برادرم می‌نویسد اما حکایت پرویز قلیچ‌خانی دیگر است؛  هم او که امروز دوم خرداد 1405 خورشیدی و درست در پانزدهمین سال‌مرگ ناصر حجازی چشم از جهان بست. چون محدود به فوتبال نبود و پا به زمین سیاست هم گذاشت و دوست داشت بیشتر سیاسی شناخته شود تا فوتبالی در حالی که به اذعان همگان همچنان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران است و این را هم از زبان حشمت خان مهاجرانی و هم دیگران به صراحت شنیده‌ایم.

   او در حالی از قلیچ خانی با این وصف یاد کرد که در فهرست نهایی اعزامی به بوینوس ‌آیرس در سال 1357 ( جام جهانی 1978 آرژانتین) جایی نداشت. بازیکنی  که بعد از اعتراف اجباری در تلویزیون به آمریکا رفت تا در سن هوزه بازی کند. به همین خاطر این شایعه قوت گرفت که پرهیز از پرویز به دلایل سیاسی یا منع ساواک بوده چون بیم داشتند در جام جهانی جبران کند هر چند نظامیان حاکم بر آرژانتین روابط خوبی با رژیم شاه داشتند.

    حشمت مهاجرانی اما سه سال پیش در گفت‌و‌گو با پوریا ژافره خبرنگار تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی این ادعا را رد کرد و گفت: "من او را به اردوی پاری سن ژرمن دعوت کرده بودم و کسی هم از دستگاه امنیتی یا فدراسیون آقای آتابای بر من خرده نگرفت که چرا این کار را کرده‌ام. از او خواستم بیاید و در یک بازی تدارکاتی حضور یابد تا از نزدیک او را ببینم منتها خود او نیامد و طبعا من هم دیگر او را به جام جهانی آرژانتین نبردم."

   حالا باید مشخص شده باشد که چرا این نویسنده باز سراغ او رفته است: سیاست و این سیاست دربارۀ او سه وجه دارد: 

   یکی گرایش او خصوصا به جریان‌های چپ که سبب شد نه با رژیم پهلوی کنار بیاید و نه با جمهوری اسلامی. 

   دیگری آن اعتراف تلخ تلویزیونی که برای او بسیار گران تمام شد و در کوران انقلاب در کیهان عذر خواست هر چند روشن نشد آن تصویر نیم‌رخ حاضر در کادر، مرحوم عطا بهمنش است یا نه و همان تنها نقطۀ منفی گزارشگر باسواد و متشخصی بود که دیگر تکرار نشد و بر خلاف گزارشگران امروزی که با نوشتن و مطالعه بیگانه‌اند نویسنده‌ای قهار بود. راستش را بخواهید یک بار که تلفنی با او صحبت کردم تا به آیین تجلیل از پیش‌کسوتان در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ( در بهمن 1387) دعوت کنم، دلم نیامد این پرسش را با او در میان گذارم چون بیم داشتم برنجد و نیاید. البته نیامد اما به خاطر بیماری و لوح و تقدیر به نمایندۀ او اهدا شد. 

   سومی اما مد نظر است و آن خاطرۀ 29 اردیبهشت 1347 است؛ روزی که در ورزشگاه امجدیۀ تهران، تیم ملی فوتبال ایران، تیم اسراییل را در فینال جام ملت‌های آسیا با دروازه‌بان غول‌آساشان - اسحاق ویسوکر- شکست داد.

      گل پرویز قلیچ‌خانی در دقایق پایانی را می‌توان تاریخی‌ترین گل فوتبال ایران دانست؛ شوتی که خود او هم باور نمی‌کرد به گل بدل شده باشد و برگشته بود و حسرت می‌خورد که چرا گل نشده و وقتی بازیکنان بر سر او ریختند تازه دریافت که توپ به تور بوسه زده است!

      هر چند نسل جدید، گل‌های خداداد عزیزی (به استرالیا در ۸ آذر ۱۳۷۶ خورشیدی) و حمید استیلی و مهدی مهدوی‌کیا (به آمریکا در پایان خرداد ۱۳۷۷ و ۲۰ سال قبل) و برد ژاپن در قطر را به عنوان گل‌های تاریخی می‌‌شناسد اما اگر قرار بر پیوند با سیاست باشد بازی 58سال قبل را می‌توان مهم‌ترین بازی سیاسی فوتبال در ایران دانست.

اهمیت آن برد را از این منظر هم می توان تحلیل کرد  که تا قبل از این مسابقه چهره‌های انقلابی اعم از مذهبی و مارکسیستی نگاهی منفی به فوتبال داشتند و پذیرش اسراییل در تهران را نیز نشانه‌ای دیگر بر صحت همین نگاه تلقی می‌کردند. اسراییل، قهرمان دورۀ قبل در کشورهای دیگر پذیرفته نشده بود و ایران به خاطر روابطی که با اسراییل داشت میزبانی را پذیرفته بود.

 در آن بازی، اسراییل در نیمه نخست با یک گل جلو افتاد. گفته می‌شود در بین دو نیمه مصطفی شعاعیان چریک سرشناس چپ، شعار علیه اسراییل را با نیروهای خود که در جاهای مختلف نشسته بودند هماهنگ کرد تا بتوانند از فرصت پایان بازی استفاده کنند اما بیم باخت ایران، امید آنان به سر دادن شعار از جانب جمعیت را کم‌رنگ کرده بود. با این حال نمی‌خواستند این فرصت را از دست دهند.

  نیمۀ دوم شروع شد. این تصور وجود داشت که توپ همایون بهزادی از خط نگذشته اما کمک‌داور پاکستانی گل اعلام کرد و داور هندی هم مُهر تأیید زد و صدای اعتراض حریف برخاست. داور اما زیر بار نرفت و جمعیت هلهله می‌کرد و در این گیر و دار جالب اینکه حسین کلانی که به خاطر مصدومیت باید از بازی بیرون می‌رفت اصرار داشت بماند تا در این برد شریک باشد.

 بازی اما با تساوی یک - یک به پایان نرسید. چون پرویز قلیچ‌خانی چند بازیکن حریف را با دریبل پشت سر گذاشت و گل برتری ایران را به ثمر رساند تا نه تنها امجدیه که تهران و ایران منفجر شود و مردم جشن و سرور بر پا کنند و پس از 58 سال هنوز هستند کسانی که آن شعار را به یاد می‌آورند: با اره بریدند سر موشه دایان را / عجب ختنه سورونی، عجب ختنه سورونی!

  قصه به همین جا ختم نشد. چون  فردای آن روز دفتر هواپیمایی شرکت اسراییلی ال - عال در خیابان ویلای تهران (کامران نجات‌اللهی) با بمب منفجر و چندی بعد اسدالله لاجوردی به اتهام طراحی و اجرای این عملیات بازداشت شد. هم او که پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در دهه ۶۰ دادستان انقلاب و در شهریور 77 ترور شد.

 پرویز قلیچ‌خانی البته در سال‌های بعد نیز گل‌های به یاد ماندنی دیگری هم به ثمر رساند مانند آن دو گل در بازی استرالیا ولی با فعالیت‌های سیاسی و اعتراف تلویزیونی در حضور سردبیران مجلات ورزشی و دعوت نشدن به جام جهانی ۱۹۷۸ خبرساز شد و تنها چند ماه بعد در اوج انقلاب ۱۳۵۷ به خاطر حضور در آن برنامه  از مردم ایران عذر خواست و پیام داد به ایران بازمی‌گردد. 

این خبر در حالی درج شد که در مقدمه آن روزنامه‌ها نوشتند او از حضور در جام جهانی 1978 خودداری کرد و البته با سخنان نقل شده در بالا از حشمت مهاجرانی هم تناقض ندارد چون او هم گفته به اردوی فرانسه نرفت.

 کامل‌ترین بازیکن تمام تاریخ فوتبال ایران فرصت جام جهانی را به هر دلیل از دست داده بود: یا به سبب نگرانی از بازداشت به دست پلیس آرژانتین و تحویل به ایران یا بی میلی به بازی در آن فضای سیاسی یا انتقام به خاطر واداشتن به اعتراف.

    او  اما در حافظه مردم  نه با آن اعترافات اجباری که با گل‌های تاریخی فرا یاد می‌آید و مشهورتر از همه همان که شرح آن آمد و باز برای این که نگویید نویسندۀ تاریخ سیاست را باتاریخ فوتبال چه کار این اشاره خالی از لطف نیست که در همان بازی هم این شایعه درگرفت که حاج حبیب‌الله القانیان سرمایه‌دار یهودی و رییس بعدی انجمن کلیمیان تهران هم‌کیشان خود را در ساختمان مشرف به امجدیه مستقر کرده تا تیم اسراییل را تشویق کنند. ساختمان البته متعلق به القانیان بود منتها جمعیت حاضر که مشرف به امجدیه بودند نه اسراییل که تیم ایران را تشویق می‌کردند؛ مثل جمعیت حاضر در ورزشگاه.

   ایران با پیروزی بر اسراییل برای اولین بار به قهرمانی جام ملت‌های آسیا رسید؛ افتخاری که سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۵ خورشیدی نیز تکرار شد تا ایران سه دوره پیاپی قهرمان جام ملت‌های آسیا شود. 

  در سال های اخیر به جز یک بار که مجلۀ متفاوت «دنیای فوتبال» یک ویژه‌نامۀ پُر‌ و‌ پیمان با عکس روی جلد را به پرویز قلیچ خانی اختصاص داد در رسانه‌های ورزشی کمتر دربارۀ او خواندیم و شنیدیم شاید به دو سبب: یکی به خاطر مواضع سیاسی او و دیگری این که غالب ورزشی‌نویسان ما جوان هستند و دورتر از بازی ایران و استرالیا یا ایران و امریکا را تجربه نکرده‌اند. هر چند نسل تازه‌تر شاید آن بازی را هم نه چون از آن نیز 29 سال می‌گذرد!

  باری، امروز دوم خرداد 1405 پرویز قلیچ خانی درگذشت. چندان که 15 سال قبل در دوم خرداد 1390 ناصر حجازی چشم از جهان بست. 

   شاید اگر زنده می‌ماند و می‌توانست به تماشای بازی‌های تیم ملی فوتبال ایران در آمریکا می‌رفت؛ به تماشای سیاسی‌ترین جام جهانی برای ایرانیان.

ارسال به دوستان