این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر اینجا بشنوید
عصر ایران ــ در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
خانهای را که چون تو همسایه است
ده درم سیمِ بد عیار ارزد
لکن امّیدوار باید بود
که پس از مرگِ تو هزار ارزد
تمام حکایت های گلستان سعدی را با متن و صدا اینجا بخوانید و بشنوید
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر