عصر ایران؛ باشو بیدرانی - فوتبال برای بیش از یک قرن، ورزشی بود که در آن خطا نیز بخشی از بازی محسوب میشد. داور اشتباه میکرد، کمکداور پرچم را به اشتباه بالا میبرد و گاهی یک گل آفساید یا یک پنالتی نادرست سرنوشت مسابقهای مهم را تغییر میداد. میلیونها هوادار در سراسر جهان از این اشتباهات خشمگین میشدند، درباره آنها بحث میکردند و سالها بعد نیز آنها را به یاد میآوردند. بخشی از حافظه جمعی فوتبال از همین لحظات شکل گرفته است.
اما فوتبال امروز دیگر همان فوتبال گذشته نیست. ورود فناوری کمکداور ویدئویی یا VAR، همراه با فناوری تشخیص عبور توپ از خط دروازه و ابزارهای پیشرفته تحلیل صحنه، این ورزش را وارد عصری تازه کرده است؛ عصری که در آن دقت و عدالت بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافتهاند.
طرفداران فناوری استدلال میکنند که هدف اصلی در زمین فوتبال باید اجرای عدالت باشد. اگر دوربینها میتوانند تشخیص دهند که توپ چند میلیمتر از خط دروازه عبور کرده یا مهاجم تنها چند سانتیمتر در موقعیت آفساید قرار داشته است، چرا باید سرنوشت یک مسابقه به خطای انسانی سپرده شود؟ از این منظر، فناوری نه دشمن فوتبال، بلکه ابزاری برای محافظت از انصاف و رقابت سالم است.

نمونههای تاریخی فراوانی نیز از این دیدگاه حمایت میکنند. گل معروفی که در جام جهانی ۱۹۶۶ به سود انگلیس اعلام شد و هنوز درباره عبور کامل توپ از خط دروازه تردید وجود دارد، یا گل مردود فرانک لمپارد در جام جهانی ۲۰۱۰ که به وضوح از خط دروازه آلمان گذشته بود، از جمله لحظاتی هستند که شاید با فناوری هرگز به جنجال تبدیل نمیشدند.
با این حال، منتقدان معتقدند که فناوری چیزی فراتر از اشتباهات داوری را از فوتبال گرفته است. به باور آنان، فوتبال صرفاً مجموعهای از قوانین نیست؛ یک تجربه انسانی است. زمانی که مهاجمی گل میزند، هواداران بلافاصله از جا برمیخیزند، فریاد میکشند و شادی میکنند. اما در عصر VAR، حتی پس از به ثمر رسیدن گل نیز نوعی تردید بر ورزشگاه حاکم میشود. بازیکنان و تماشاگران چند ثانیه یا حتی چند دقیقه منتظر میمانند تا اتاق داوری تصمیم نهایی را اعلام کند. شادی آنی و غریزی فوتبال، جای خود را به نوعی انتظار و تعلیق داده است.
این تغییر تنها یک مسأله فنی نیست؛ بلکه تجربه احساسی فوتبال را نیز دگرگون کرده است. در گذشته، لحظه گل زدن غالبا یک لحظه قطعی بود. اکنون اما این لحظه در بسیاری از موارد به یک فرآیند اداری شباهت پیدا کرده است؛ گویی گل ابتدا باید از چند مرحله تأیید عبور کند تا رسمیت یابد.

از سوی دیگر، فناوری پرسشهای تازهای نیز ایجاد کرده است. آیا آفسایدی که تنها به اندازه چند سانتیمتر یا حتی نوک کفش بازیکن تشخیص داده میشود، با روح قانون آفساید سازگار است؟ آیا هدف قانونگذاران فوتبال از ابتدا چنین دقتی بوده است؟ منتقدان میگویند فناوری اگرچه خطاهای انسانی را کاهش داده، اما گاه نوعی وسواس فنی را جایگزین قضاوت انسانی کرده است.
این بحث در واقع بخشی از یک جدال بزرگتر در جهان معاصر است؛ جدال میان انسان و الگوریتم. همانگونه که هوش مصنوعی، دادههای بزرگ و سامانههای هوشمند در حوزههای مختلف زندگی نقش پررنگتری پیدا میکنند، فوتبال نیز از این روند جدا نیست. پرسش اصلی آن است که آیا هر آنچه قابل اندازهگیری است، باید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد؟
شاید پاسخ نهایی نه در پذیرش کامل فناوری باشد و نه در رد کامل آن. کمتر کسی امروز خواهان بازگشت به دورانی است که اشتباه آشکار داوری میتوانست سرنوشت تیم یک ملت را در جام جهانی تغییر دهد. اما در عین حال بسیاری از هواداران احساس میکنند که بخشی از شور، هیجان و پیشبینیناپذیری فوتبال در حال از دست رفتن است.

جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر صحنه این دوگانه شده است. در یک سو فناوریهایی قرار دارند که هر سال دقیقتر و پیشرفتهتر میشوند و در سوی دیگر احساسی قرار دارد که فوتبال را به محبوبترین ورزش جهان تبدیل کرده است. شاید چالش اصلی فوتبال در قرن بیستویکم نه انتخاب میان فناوری و سنت، بلکه یافتن تعادلی میان این دو باشد؛ تعادلی که هم عدالت را تضمین کند و هم رمانتیسیسم این بازی را زنده نگه دارد.
زیبایی فوتبال همیشه در این بوده است که کاملاً قابل پیشبینی و قابل کنترل نیست. اگر روزی فناوری همه ابهامها را از میان بردارد، شاید فوتبال عادلانهتر شود، اما این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که آیا به همان اندازه نیز دوستداشتنی خواهد ماند؟