عصر ایران؛ علی بهاری - بهتازگی یک مداح اصفهانی در هیئت، نقدهایی به صحبتهای اخیر رئیسجمهور وارد کرده که جای تأمل دارد. اول عین جملات ایشان را مرور میکنیم و بعد کلاهمان را قاضی میکنیم و به بررسی آن میپردازیم:
«اگر در یک مقام رسمی هستید و میخواهید سخن بگویید، باید ابتدا به دقت ببینید و بفهمید که چه میگویید. وقتی یک نفر در عرصه عمومی حرفی میزند، طبیعی است که پاسخ او نیز در همان عرصه عمومی داده شود. بچههای عزیز ما در نیروهای مسلح از سر احترام به امام حسین(ع) و برای حفظ وحدت سکوت میکنند.
«اینکه جناب رئیسجمهور محترم در برابر ۹۰ میلیون ایرانی بگویند “ما ۲۰ میلیون بشکه نفت به نیروی هوافضا دادیم تا برود بجنگد” جای تأمل دارد. معنای این جمله چیست؟ آیا اگر این ۲۰ میلیون بشکه نفت داده نمیشد، نیروی هوافضا نمیتوانست از کشور دفاع کند؟ این برداشت حتی از خود جمله نیز بدتر است.
«گفتهاند ارز در اختیار این نیرو قرار دادهاند تا بتواند بجنگد. اولاً این وظیفه دولت است که امکانات لازم را در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. مگر قرار است ما در هیئتها کیسه بگردانیم و از مردم بخواهیم برای ارتش، سپاه یا نیروی انتظامی کمک مالی جمع کنند؟
«ما از بسیاری از این مسائل خبر داریم و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اگر اداره کشور به دست همین فرزندان ملت سپرده شود، از عهده آن برمیآیند. رهبری فرمودهاند که با مذاکره و توافق مخالف هستند. وقتی موضع روشن است، دیگر چه چیزی باقی میماند؟»
در پاسخ به این اظهارات، باید گفت:
۱. شما کجای معادله اقتصاد و سیاست کشور ایستادهای که احساس تکلیف کردی جواب حرفِ (درست یا غلط) رئیسجمهور را بدهی؟ تریبون هیئت جای روضه و بیان فضائل اهلبیت است یا محل خواندن بیانیههای سیاسی؟ هیئت امام حسین (ع) خیمه مشترک همه مردم است، نه ستاد انتخاباتی فلان حزب. این مرزها که قاطی شود، چوبش را هم سیاست میخورد هم دین. شما که دائم دم از حفظ حرمت سیدالشهدا (ع) میزنید، بیشتر از بقیه باید مراقب باشید که مجلس عزا را به دعواهای دمدستی جناحی تقلیل ندهید.
۲. شکی نیست که وظیفه دولت پشتیبانی مالی است و وظیفه نیروهای مسلح دفاع از کشور؛ هیچکدام هم منتی سر مردم ندارند. اما قصه فقط این نیست. وقتی برخی همفکران شما وسط یک جلسه رسمی، حرف نفر دوم کشور را با فریاد نابجای «حی علی الاصول» قطع میکنند، مدعی اختلاف میان رهبر و رئیسجمهور میشوند و روی اعصاب میروند، رئیسجمهور هم مجبور میشود برای دفاع از عملکردش حقایقی را بگوید.
وقتی رفقای شما در صداوسیما بهجای بیان حقایق کشور، مشغول بالا بردن توقعات مردم از دولت جنگزدهاند یا در برنامههای تأسفآوری مثل «پاورقی» اعصاب مردم را خطخطی میکنند، دیگر نباید از اینکه پزشکیان سفره دلش را باز کند گلایه کنید. یک سوزن به خودتان بزنید و یک جوالدوز به دیگران!
۳. این اولین بار نیست که طیف نزدیک به جبهه پایداری، با رئیسجمهور مستقر نه مثل یک مقام رسمی، که مثل رقیب سیاسی برخورد میکنند. ما هم به روی خودمان نمیآوریم و میگوییم «انشاءالله گربه است» و ربطی به شکست در انتخابات تیر ۱۴۰۳ ندارد!
البته این را هم میدانیم که برخیتان دغدغه اتحاد ندارید و منظورتان از وحدت این است که بقیه زیر پرچم شما بیایند و در شما هضم شوند.محض یادآوری، کشوری که بهتازگی از لبه تیغ دو جنگ سهمگین رد شده، الان بیش از نان شب به انسجام ملی نیاز دارد. در این شرایط، این حرفهای تفرقهافکن چه معنا و فایدهای دارد؟ القای تقابل بین رئیسجمهور و رهبری یا دولت و نظامیان چه دردی از کشور دوا میکند؟
شما که دم از ولایتفقیه میزنید، بد نیست حرفهای اخیر آقای حداد عادل را بخوانید که گفت: «کسانی که مذاکرهکنندگان را به برخی عناوین متهم میکنند، اقدامشان منطبق با نظر رهبر انقلاب نیست.». اگر ولایتمدارید علی الاصول باید همه جا ولایتمدار باشید. قربان روم خدا را، یک بام و دو هوا را!
4. نکته دیگری که توجه افکار عمومی را به خود جلب میکند، رویکرد نهادهای امنیتی است. شاید برای بسیاری از مردم و ناظران دلسوز این پرسش پیش بیاید که اگر مشابه این سخنان - که میتواند شائبه اختلافافکنی میان ارکان حاکمیت را ایجاد کند - از سوی یک روزنامهنگار یا فعال رسانهای منتقد مطرح میشد، باز هم "برادران" با همین تساهل با آن برخورد میکردند؟
انتظار بهحق جامعه این است که در مواجهه با مسائلی که به انسجام ملی مربوط میشود، نگاه و حساسیت یکسانی وجود داشته باشد تا این تصور پیش نیاید که برخی سلیقههای خاص حاشیه امن متفاوتی دارند.
۵. نکته جالب و البته تلخ ماجرا اینجاست که سرسختترین مخالفان هرگونه توافق و تنشزدایی با غرب (یعنی همین دوستان نزدیک به پایداری)، دقیقاً همان حرفی را میزنند که سالهاست آرزوی قلبی نتانیاهو و تندروهای اسرائیلی است. بدیهی است که نمیگوییم با آنها سر و سری دارید، اما نمیشود کتمان کرد که خروجی کارتان با خواستههای جریان جنگطلب اسرائیل مو نمیزند!
۶. تناقض ماجرا اینجاست که شما همیشه هر منتقد داخلی را به «آب ریختن به آسیاب دشمن» متهم میکنید، اما حاضر نیستید توضیح دهید چطور مواضعی که سالها توسط باند نتانیاهو مطرح بوده، حالا از زبان شما تکرار میشود؟ وطندوستی به فریاد زدن و ادعای انقلابیگری نیست؛ به قول سعدی: «مُشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید». انقلابی واقعی کسی است که باری از دوش کشور بردارد، هزینه ها را کم کند و قدرت ملی را بالا ببرد.
7. گفتهای اگر اداره کشور به دست دوستان انقلابی باشد از پس آن برمیآیند. این حرف دو بار امتحان خودش را پس داد.یک بار در دولت احمدینژاد و بار دوم در دولت نیمهتمام مرحوم رئیسی. آمار و ارقام هم خود گویای حقایق است و رای مردم هم که نظر آنان را مشخص کرد. در ضمن کشور دیگر ظرفیت ندارد نادرستی این ادعا را بار دیگر به شما و رفقایتان که اساسا اقناعناپذیرید ثابت کند. همین.