فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۹۴۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۹-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۹۴۰
انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۹-۰۵-۱۴۰۵

یورگن هابرماس؛ فیلسوفِ «گفت‌وگو»

گفت‌وگو و دموکراسی
شاید بزرگ‌ترین میراث یورگن هابرماس همین باشد که دموکراسی را نه صرفاً نظامی برای انتخاب حاکمان، بلکه شیوه‌ای برای زندگی مشترک می‌دانست. از نگاه او، آزادی فقط حق سخن گفتن نیست؛ آزادی، آمادگی برای شنیدن نیز هست. جامعه‌ای که شهروندانش دیگر حاضر نباشند به سخنان یکدیگر گوش دهند، دیر یا زود صندوق‌های رأی را نیز به میدان جنگ تبدیل خواهد کرد.

عصر ایران؛ احمد فرتاش - اگر قرار باشد تنها یک پرسش برای توصیف اندیشه یورگن هابرماس انتخاب کنیم، شاید این باشد: «آیا انسان‌ها هنوز می‌توانند با گفت‌وگو، اختلاف‌های خود را حل کنند؟» این پرسش، در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما تقریباً تمام زندگی فکری هابرماس حول آن شکل گرفت. او معتقد بود دموکراسی، پیش از آنکه به صندوق رأی وابسته باشد، به گفت‌وگو وابسته است. جامعه‌ای که شهروندانش دیگر توان یا تمایل شنیدن یکدیگر را نداشته باشند، حتی اگر انتخابات آزاد هم برگزار کند، به تدریج روح دموکراسی را از دست خواهد داد.

هابرماس در سال ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان به دنیا آمد. کودکی او هم‌زمان با قدرت گرفتن حزب نازی سپری شد و نوجوانی‌اش با ویرانی‌های جنگ جهانی دوم. او از نسلی بود که باید با این پرسش دشوار روبه‌رو می‌شد که چگونه یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای اروپا توانست به فاجعه نازیسم برسد. این تجربه، تا پایان عمر بر اندیشه او سایه انداخت. هابرماس معتقد بود جامعه‌ای که گفت‌وگو، نقد و عقلانیت را از دست بدهد، ممکن است دوباره در دام اقتدارگرایی گرفتار شود.

او از شاگردان نسل دوم مکتب فرانکفورت بود؛ جریانی فکری که پس از جنگ جهانی دوم تلاش می‌کرد سرمایه‌داری، اقتدارگرایی و فرهنگ مدرن را به شیوه‌ای انتقادی تحلیل کند. اما هابرماس، برخلاف بسیاری از استادانش، بدبین مطلق نبود. متفکرانی مانند آدورنو بیش از هر چیز بر سلطه، صنعت فرهنگ و شکست عقلانیت تأکید می‌کردند، اما هابرماس هنوز معتقد بود انسان‌ها می‌توانند از راه گفت‌وگوی آزاد و عقلانی، به تفاهم برسند. شاید به همین دلیل است که او را خوش‌بین‌ترین فیلسوف مکتب فرانکفورت می‌دانند.

مهم‌ترین مفهوم در اندیشه هابرماس «حوزه عمومی» است. او می‌گفت میان دولت و زندگی خصوصی مردم، فضایی وجود دارد که در آن شهروندان درباره مسائل عمومی بحث می‌کنند؛ در روزنامه‌ها، انجمن‌ها، دانشگاه‌ها، کافه‌ها، رسانه‌ها و امروز، در فضای مجازی. دموکراسی فقط به این دلیل زنده نمی‌ماند که مردم هر چند سال یک‌بار رأی می‌دهند؛ بلکه به این دلیل دوام می‌آورد که هر روز درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ و آینده کشور با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. اگر این فضای گفت‌وگو از میان برود، صندوق رأی نیز به‌تدریج معنا و کارکرد خود را از دست می‌دهد.

یورگن هابرماس

از همین جا، هابرماس به مهم‌ترین نظریه خود رسید؛ «کنش ارتباطی». او میان دو نوع رابطه انسانی تفاوت قائل می‌شد. گاهی انسان‌ها با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند تا طرف مقابل را شکست دهند، فریب دهند یا صرفاً به هدف خود برسند. اما گاهی هدف از گفت‌وگو، رسیدن به فهم مشترک است. هابرماس معتقد بود جامعه سالم بر پایه نوع دوم گفت‌وگو بنا می‌شود. از نظر او، گفت‌وگو زمانی واقعی است که هیچ‌کس صرفاً به دلیل قدرت، ثروت یا مقام خود بر دیگری غلبه نکند، بلکه استدلال بهتر، امکان پذیرش بیشتری پیدا کند.

شاید این دیدگاه امروز آرمان‌گرایانه به نظر برسد، اما هابرماس آن را بنیان دموکراسی می‌دانست. او باور داشت اگر شهروندان بتوانند آزادانه سخن بگویند، اطلاعات درست در اختیار داشته باشند و از فشار و ترس رها باشند، احتمال رسیدن به تصمیم‌های عادلانه بیشتر خواهد شد. بنابراین دموکراسی فقط مجموعه‌ای از نهادها نیست؛ بلکه نوعی فرهنگ گفت‌وگو است.

یکی دیگر از ایده‌های مهم هابرماس، مفهوم «استعمار زیست‌جهان» است؛ اصطلاحی که در نگاه اول پیچیده به نظر می‌رسد، اما مثال‌های امروزی آن فراوان است. هابرماس می‌گفت انسان‌ها بخشی از زندگی خود را بر پایه دوستی، خانواده، اعتماد، اخلاق و فرهنگ بنا می‌کنند. این همان «زیست‌جهان» است. اما به تدریج دو نیروی بزرگ، یعنی بازار و بوروکراسی، وارد این قلمرو می‌شوند و همه چیز را با معیار سود، کارایی و منفعت می‌سنجند. در نتیجه، روابط انسانی نیز رنگ و بوی اقتصادی و اداری پیدا می‌کند.

اگر هابرماس امروز زنده بود، احتمالاً شبکه‌های اجتماعی را نیز نمونه‌ای از همین روند می‌دانست. فضایی که قرار بود گفت‌وگو را گسترش دهد، گاه به رقابتی برای جلب توجه، تولید خشم، انتشار اطلاعات نادرست و کسب درآمد از طریق الگوریتم‌ها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، گفت‌وگو جای خود را به نمایش، اقناع جای خود را به تحریک احساسات و استدلال جای خود را به شعار می‌دهد.

یورگن هابرماس

هابرماس در سال‌های پایانی عمر نیز از صحنه عمومی کنار نرفت. او درباره بحران مالی اروپا، مهاجرت، آینده اتحادیه اروپا، همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین و حتی پیشرفت هوش مصنوعی اظهار نظر می‌کرد. برای او، فلسفه فعالیتی نبود که فقط در کلاس درس یا کتابخانه انجام شود؛ فیلسوف باید در مهم‌ترین بحث‌های زمانه خود نیز حضور داشته باشد.

منتقدان هابرماس البته کم نبودند. فیلسوفانی مانند فوکو معتقد بودند گفت‌وگو هرگز کاملاً آزاد و برابر نیست، زیرا روابط قدرت همیشه بر آن سایه می‌اندازند. برخی دیگر نیز استدلال می‌کردند انسان‌ها بیش از آنکه با استدلال تصمیم بگیرند، تحت تأثیر احساسات، هویت‌ها و منافع خود قرار دارند. با این حال، حتی بسیاری از منتقدان او نیز پذیرفته‌اند که بدون نوعی گفت‌وگوی عمومی، دموکراسی نمی‌تواند دوام بیاورد.

هابرماس در سال ۲۰۲۶، در نودوشش‌سالگی، چشم از جهان فروبست. مرگ او پایان زندگی یکی از آخرین فیلسوفانی بود که هم در دانشگاه مرجعیت داشت و هم در عرصه عمومی. اما پرسشی که او بیش از شصت سال پیش مطرح کرده بود، امروز از همیشه مهم‌تر به نظر می‌رسد. در جهانی که شبکه‌های اجتماعی جامعه را قطبی‌تر کرده‌اند، اخبار جعلی اعتماد عمومی را فرسوده‌اند و بسیاری از مردم فقط صداهای همفکران خود را می‌شنوند، آیا هنوز می‌توان به گفت‌وگویی عقلانی امیدوار بود؟

شاید بزرگ‌ترین میراث یورگن هابرماس همین باشد که دموکراسی را نه صرفاً نظامی برای انتخاب حاکمان، بلکه شیوه‌ای برای زندگی مشترک می‌دانست. از نگاه او، آزادی فقط حق سخن گفتن نیست؛ آزادی، آمادگی برای شنیدن نیز هست. جامعه‌ای که شهروندانش دیگر حاضر نباشند به سخنان یکدیگر گوش دهند، دیر یا زود صندوق‌های رأی را نیز به میدان جنگ تبدیل خواهد کرد. اما اگر گفت‌وگو زنده بماند، حتی عمیق‌ترین اختلاف‌ها نیز می‌توانند در چارچوب دموکراسی حل شوند. شاید به همین دلیل است که اندیشه هابرماس، بیش از آنکه متعلق به قرن بیستم باشد، فلسفه قرن بیست‌ویکم است.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
محققان: خوردن کپسول حاوی مدفوع انسان می‌تواند آلرژی به بادام زمینی را کاهش دهد فرار کودک و نوجوان را دست کم نگیریم؛ فریادی برای کمک که باید شنیده شود تالاب تشنه/ گزارشی از دلایل آتش‌سوزی‌های هورالعظیم سایمگو ۲۰۲۶؛ دندانپزشکی دانشگاه تهران بر بام ایران و غرب آسیا سال‌ها منتظر آزاد شدن بوکس زنان بودیم کنگو کوما؛ مردی که معماری ژاپن را با چوب و نور بازتعریف کرد (+تصاویر) پایان سرقت های باند سه نفره در شرق تهران طلا یا دلار؟ کدام بازدهی بیشتری خواهد داشت؟ از آب‌بازی در پارک آب‌وآتش تا تجمع برای نیما تکیدو؛ «این نسل هرآنچه حکومتی نیست می‌پسندند»/ الگوهای رسمی دیگر مرجع نیستند/ یقه نوجوان‌ها را نگیرید! الیاس حضرتی در پیام تبریک به محسن رضایی: مردم منتظر تصمیمات آینده‌نگر هستند مدیرکل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر: افزایش ظرفیت مراکز ماده ۱۶باید با نیازسنجی و استانداردهای درمانی همراه باشد ۹ نشانه که می‌گویند بدن شما سریع‌تر از سنتان پیر می‌شود تولد بیست و دو سالگی سارا و نیکا دوقلوهای سریال پایتخت (+عکس) واکنش صریح وزیر ارتباطات به حجم‌خوری اینترنت: این موضوع خط قرمز من است هوش مصنوعی دروغ‌ها را به خاطر می‌سپارد و هفته‌ها بعد از آن‌ها استفاده می‌کند!