فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۸۸۶۳۷
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۶ - ۱۷-۰۸-۱۳۹۰
کد ۱۸۸۶۳۷
انتشار: ۱۷:۵۶ - ۱۷-۰۸-۱۳۹۰

آرزو

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
پرطرفدارترین اسامی ایرانی در بین ایرانیان کدام‌ها هستند؟ باغ عدن کجا بوده؟ / پنج مکانِ احتمالی در دنیای واقعی (+عکس) بهترین راه‌ برای کاهش نشخوار فکری و بازگرداندن آرامش به زندگی روزمره شش نوع انگیزه شکل دهنده موفقیت شغلی و شخصی؛ چرا بعضی افراد تا آخر مسیر دوام می‌آورند و بعضی‌ها نه؟ تفاوت کودک خلاق و درس‌خوان؛ از ترس اشتباه تا جسارت تجربه‌کردن تاکنون مزه «خورش دروغگو» را چشیده اید؟ چرا بعضی بچه‌ها رئیس خانه می‌شوند؟/ این اشتباه تربیتی اقتدار والدین را زیر سوال می برد راز «فسیل‌های دریایی» 450 میلیون‌ساله که روی «قلۀ اورست» پیدا می‌شوند(+عکس) این گردترین حیوان جهان است (+عکس) ترفندهای نظامی فریبکارانه در طول تاریخ؛ از اسب تروآ تا جنگ‌های نوین آیا شاهدخت‌های مصری جنگجو بودند؟ کشف شواهد تازه از مومیایی‌های زن کمان‌دار مرموزترین «در» جهان بعد از 12 هزار سال باز می‌شود زرافه‌ها هم ریاضی بلدند ۵ راهکار طلایی برای تقویت تمرکز کودکان ۱۰ نقل‌قول بامزه از آلبرت اینشتین؛ نابغه‌ای که شوخ‌طبع هم بود