فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۹۱۵۴۹
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۶ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۰
کد ۱۹۱۵۴۹
انتشار: ۱۳:۲۶ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۰

آقای گاو!

در یك مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می كردم و چند سالی بود كه مدیر مدرسه شده بودم.

قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.

هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همكاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.

در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:

با خانم... دبیر كلاس دومی ها كار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بكنم.

از او خواستم خودش را معرفی كند. گفت:
من "گاو" هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.

تعجب كردم و موضوع را با خانم دبیر كه با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، در میان گذاشتم.

یكه خورد و گفت: ممكن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من كه چیزی نمی فهمم...

از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.

خانم دبیر با اكراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.
مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی كرد: "من گاو هستم!"
- خواهش می كنم، ولی...
- شما بنده را به خوبی می شناسید.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای كه شما دیروز در كلاس، او را به همین نام صدا زدید...

دبیر ما به لكنت افتاد و گفت: آخه، می دونید...
- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشكل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید.
قطعاً من هم می توانستم اندكی به شما كمك كنم.

خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتی او رفت، كارت را با هم خواندیم.
در كنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
دكتر... عضو هیأت علمی دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه...!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۵
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Singapore
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۹
4
260
خیلی عالی بود
مهاباد
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۹
11
212
این که چیزی نیست . تو سربازی هم به ما میگفتن عتیقه و زیرخاکی.
امیر
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۹
5
199
شرمندگی ش برا خانم معلم
تا دیگر جلو زبانش را بگیرد
سلامت عاطفی چیست و چرا اهمیت دارد؟ «مادها»؛ مردمان کمترشناخته‌شده‌ای که پایه‌های امپراتوری ایران باستان را بنا گذاشتند طرز تهیه چای مراکشی؛ دمنوشی که به کاهش التهابات بدن کمک می‌کند راز عدد ۳؛ چرا این عدد در تاریخ باستان این‌قدر مهم بود؟ خانه بدون غبار؛ ۸ گام تا هوای پاک‌تر اینجا مرگ معنایی ندارد؛ بازگشت به دنیای موازی در قلب آفریقا راهکار طلایی برای حفظ کیفیت باقی‌مانده وعده‌های غذایی آیا خوردن میوه و سبزیجات می تواند باعث سرطان ریه شود؟ گیاهانی که از گرد و غبار هوا تغذیه می کنند بلای جان قوی‌ترین ارتش‌های دنیا / چگونه جغرافیا سرنوشت جنگ‌ها را می‌نویسد؟ پنگوئن های ماکارونی به طرز شگفت انگیزی قوی هستند از اسفناج متنفرید؟ این 9 ماده غذایی می توانند آنتی اکسیدان های شما را تقویت کنند آیا می‌دانید بهترین ادویه‌ها برای مرغ کدامند؟ چرا یادگیری ریاضی برای برخی کودکان دشوارتر است؟ رستورانی به خاطر برش های گوشت خوک شفافش معروف شد / سرو «گوشت نامرئی» در یک رستوران ژاپنی