فیلم بیشتر »»
کد ۲۳۱۳۶۵
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

داستان ماهی کوچولو و ما آدم ها!

   ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد . دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.  الان چند ساعته بیدار نشده  یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده  و خودشو زده به خواب... .

 این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما  می کنند
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: ماهی ، داستان
ارسال به دوستان
captcha
اهمال‌کاری «تنبلی» نیست؛ چرا مدام کارها را به فردا می‌اندازیم؟ اگر ناپدید شوید، چه کسی سراغتان را می‌گیرد؟ برندگان ایگ نوبل ۲۰۲۶ معرفی شدند؛ جایزه‌ای برای عجیب‌ترین و بامزه‌ترین تحقیقات علمی چرا بسیاری از مجسمه‌های باستانی بینی ندارند؟ این جمله‌ها را به فرد مضطرب نگویید؛ حالش را بدتر می‌کند اضطراب چطور بیماری‌های جسمی را شعله‌ور می‌کند؟ | هشدار روانپزشک به کنترل اضطراب با ورزش ذهن‌آگاهی چیست و چگونه تمرین می‌شود؟ آموزش ساده برای حضور در لحظه چرا قورمه سبزی آب می‌اندازد یا تلخ می‌شود؟ راهکار رفع شوری، سفتی گوشت و لوبیا بدون خرید وسایل گران، خانه‌تان را نو کنید! ؛ ۱۲ ترفند ساده دکوراسیون راهنمای کامل هوش هیجانی؛ هوش هیجانی چیست و چگونه آن را تقویت کنیم؟ شامی کَوو لرستانی/ طرز تهیه یک شامی متفاوت با گردو و رب‌انار ۱۰ عادت رایج که بی‌سروصدا پول‌تان را هدر می‌دهند شفقت به خود چیست؟ راهنمای گام‌به‌گام برای رهایی از صدای منتقد درون روان‌شناسی چیست؟ تعریف، کاربردها و راهنمای ساده یادگیری روان‌شناسی طرز تهیه خورشت داود پاشا؛ غذای ترکی با طعم ملس رب انار و کوفته‌های قلقلی