فیلم بیشتر »»
کد ۲۷۲۷۴۳
انتشار: ۲۱:۴۰ - ۲۲-۰۲-۱۳۹۲

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

  دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
  
نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم
 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 
سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

از وبلاگ آناهیتا (زنان بلاگ)

 
برچسب ها: شعر
ارسال به دوستان
بزرگ ترین فروشگاه تنقلات جهان با بیش از 30 هزار نوع محصول از 70 کشور (+عکس) قابلیت جدید سری Galaxy S26 به گوشی های قدیمی تر سامسونگ می آید ۱۰ حقیقت عجیب که ممکن است درباره مریخ ندانید موتورسیکلت بخار چگونه دومین موتور سریع دنیا شد؟ سلامت عاطفی چیست و چرا اهمیت دارد؟ «مادها»؛ مردمان کمترشناخته‌شده‌ای که پایه‌های امپراتوری ایران باستان را بنا گذاشتند طرز تهیه چای مراکشی؛ دمنوشی که به کاهش التهابات بدن کمک می‌کند راز عدد ۳؛ چرا این عدد در تاریخ باستان این‌قدر مهم بود؟ خانه بدون غبار؛ ۸ گام تا هوای پاک‌تر اینجا مرگ معنایی ندارد؛ بازگشت به دنیای موازی در قلب آفریقا راهکار طلایی برای حفظ کیفیت باقی‌مانده وعده‌های غذایی آیا خوردن میوه و سبزیجات می تواند باعث سرطان ریه شود؟ گیاهانی که از گرد و غبار هوا تغذیه می کنند بلای جان قوی‌ترین ارتش‌های دنیا / چگونه جغرافیا سرنوشت جنگ‌ها را می‌نویسد؟ پنگوئن های ماکارونی به طرز شگفت انگیزی قوی هستند