فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۹۷۶۶۵
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۶ - ۰۶-۰۷-۱۳۹۲
کد ۲۹۷۶۶۵
انتشار: ۰۸:۵۶ - ۰۶-۰۷-۱۳۹۲

هیزم شکن

 هیزم شکن تبر میزد بر تنه‌ی درخت...درخت از مرگ و از افتادن نمی‌ترسید...

نگرانی‌اش از این بود که آن پرنده‌ای که سال‌ها پیش کوچ کرده بود، روزی باز گردد و جایی برای استراحت نداشته باشد!
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
ترفندهای نظامی فریبکارانه در طول تاریخ؛ از اسب تروآ تا جنگ‌های نوین آیا شاهدخت‌های مصری جنگجو بودند؟ کشف شواهد تازه از مومیایی‌های زن کمان‌دار مرموزترین «در» جهان بعد از 12 هزار سال باز می‌شود زرافه‌ها هم ریاضی بلدند ۵ راهکار طلایی برای تقویت تمرکز کودکان ۱۰ نقل‌قول بامزه از آلبرت اینشتین؛ نابغه‌ای که شوخ‌طبع هم بود این شهرها تا سال ۲۰۵۰ زیر آب می‌روند؛ زنگ خطر برای جاذبه‌های مشهور جهان (+عکس) تنها پستانداری که برای زنده ماندن در تاریکی رنگ چشم خودش را عوض می‌کند چرا گاوهای کوهستان آلپ «زنگوله» دارند؟ تسخیرناپذیرترین شهرهای جهان باستان (+عکس) تزیین ژله / ایده های شیک و ساده برای تزیین ژله مجلسی، تولد و مهمانی (عکس) رویای صدام برای تبدیل عراق به هالیوود خاورمیانه! چگونه یک چراغ راهنمایی، تاریخ فوتبال را زیر و زبر کرد؟ جزیره‌ای در یونان که تولد و مرگ در آن ممنوع بود(+عکس) خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند