۱۲ دی ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۰۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۵۶۳۰۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۶ - ۲۸-۰۶-۱۳۹۳
کد ۳۵۶۳۰۰
انتشار: ۱۲:۴۶ - ۲۸-۰۶-۱۳۹۳

نویسنده‌ها در مردن هم شانس ندارند!

حالا یکی مثل سیمین بهبهانی نوع فعالیتش به گونه‌ای بوده که اهل ادبیات و موسیقی برایش پیام تسلیت می‌دهند؛ ولی برای یکی مثل احمد بیگدلی که سال‌ها عمرش را پای نوشتن گذاشته، پس از درگذشتش دو پیام تسلیت منتشر می‌شود
در ایران اگر نویسنده و شاعر باشید، شانس بیاورید چند روز بعد از مرگ‌تان پیام یا پیامک تسلیتی منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، نویسنده و شاعر جماعت هرقدر هم مشهور و برجسته باشند، شاید به اندازه یک بازیگر درجه چندم تلویزیون هم شناخته نمی‌شوند، پس اصلا به رسمیت شناخته نمی‌شوند. تازه وقتی هم که می‌میرند، مسؤولان مربوط برای انتشار پیام تسلیت گاهی مثل درگذشت سیمین بهبهانی به این نتیجه می‌رسند که کلا سکوت کنند، گاهی هم مثل درگذشت احمد بیگدلی – نویسنده‌ای که برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی شده - تازه دو روز بعد از درگذشت، پیام تسلیت منتشر می‌کنند.

حالا یکی مثل سیمین بهبهانی نوع فعالیتش به گونه‌ای بوده که اهل ادبیات و موسیقی برایش پیام تسلیت می‌دهند؛ ولی برای یکی مثل احمد بیگدلی که سال‌ها عمرش را پای نوشتن گذاشته، پس از درگذشتش دو پیام تسلیت منتشر می‌شود؛ یکی در همان روز از سوی بنیاد شعر و ادبیات داستانی و یکی دو روز بعد از درگذشتش از سوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. این در حالی است که این‌همه صندوق و تعاونی و مؤسسه حمایت از نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، پیشکسوتان و چه و چه که این روزها برای رونمایی از کارت‌های اعتباری برای هنرمندان یا انتشار پیامک‌هایی مخصوصا وقتی یکی از فعالیت‌های رقیب‌شان در حال انعکاس خبری است، از هم سبقت می‌گیرند، احمد بیگدلی را اصلا نمی‌بینند، اما مثلا این پیام تسلیت را صادر می‌کنند: «عرض تسلیت مدیرعامل ... به دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به‌مناسبت درگذشت والده مکرمه ایشان...»

در ایران در بین نویسنده‌ها معمولا به جز یکی دو چهره‌ را مردم با قیافه نمی‌شناسند، چون اهل قلم و ادبیات در تلویزیون و عموما در صفحه اول روزنامه‌ها جایی نداشته‌اند که مانند بازیگران و ورزشکاران، شهره عام و خاص باشند. در گوشه‌ای نشسته‌اند و نوشته‌اند و کتاب‌های‌شان بعد از کلی بالا و پایین شدن و انتظار، منتشر شده است. حتا آن‌ها هم که کتاب‌های‌شان در این وضعیت کتاب‌خوانی خوانده می‌شود، باز چهره‌شان برای مردم آشنا نیست و این یعنی ظاهرا برای مسؤولان و دست‌اندرکاران هم مهم نیستند. بعضی هم به‌خاطر نوع موضع‌گیری‌های‌شان محبوب و مورد قبول مسؤولان نیستند و هرچند در زمینه کاری‌شان از سرآمدان باشند، باز مرگ‌شان هم چیزی را عوض نمی‌کند.

خلاصه این‌که به نظر می‌رسد باید جور دیگری به اهل قلمی که عمری را به پای نوشتن و فرهنگ این سرزمین می‌گذارند و از این راه نه به ثروت می‌رسند و نه به شهرت آن‌چنانی، نگاه شود و قدرشان دانسته شود. همیشه گله می‌شود که چرا بعد از رفتن پیشکسوتان به یاد آن‌ها می‌افتیم و تازه برای‌شان مراسم بزرگداشت می‌گیریم، اما به نظر می‌رسد گاهی مرگ هم باعث توجه به آن‌چه از دست داده‌ایم نمی‌شود.

نکته‌ پایانی این‌که باید یادآوری کنیم «احمد بیگدلی» ظاهرا یک «دگراندیش» نبود که این سال‌ها جرم محسوب می‌شود. او همان فردی است که زمانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ابراز توجه حاکمیت به ادبیات، کتاب او را - به هر دلیلی - برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در دهه فجر معرفی کرد. اما شاید بدشانسی او این بود که مسیری را انتخاب کرد که به‌اندازه شاعر برره هم برایش شهرت به ارمغان نداشت، پس حتما مهم نبود!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
رسوم جالب روز نخست سال نو در کشورهای مختلف جهان نعیمه نظام‌دوست خطاب به خیابانی: من را نعیمه صدا کن!/ جواد خیابانی: من هرگز این بی‌احترامی را نمی‌کنم(فیلم) منیزیم یا روی: کدام برای خواب بهتر عمل می‌کند؟ سر پل تجریش در زمان قاجار (عکس) چشم سوم در آسمان؛ این خودروهای چینی پهپاد اختصاصی دارند! (+عکس) غذاهایی برای فیلتر کردن کلیه‌ها فلاحت پیشه: تصمیم بی سابقه ای در راه است؛ پزشکیان صادقانه سخن گفت چرا بیشتر مدیرعامل‌های شرکت‌های بزرگ دنیا مهندس‌اند؟ آتش سوزی میخانه در سوئیس: 155 کشته و مجروح در شب اول سال نو چرا سالمندان کره عروسک‌بازی می‌کنند؟ «اَبَر پروژه امید» ؛ راه حل نهایی برای پایان اعتراضات و آغاز ایران جدید/ اگر تعقّل کنند! هشدار متخصص کودکان: آلودگی هوا رشد مغزی کودکان را به مخاطره می‌اندازد عکس‌های تماشایی از آخرین هیزم‌فروشان تهران را ببینید! چرا سیب‌زمینی و غلات نمی‌توانند جایگزین یکدیگر در رژیم غذایی سالم باشند؟ ساغر عزیزی: ۳ مرد شهادت دروغ دادند که من رابطه نامشروع داشتم/ نزدیک بود سنگسار شوم