فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۶۲۶۹۳
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۱ - ۰۵-۰۸-۱۳۹۳
کد ۳۶۲۶۹۳
انتشار: ۰۸:۱۱ - ۰۵-۰۸-۱۳۹۳

غرور

 در دوران گذشته دو برادر یکی به نام «ضیاء» و دیگری به نام «تاج» در شهر بلخ زندگی می کردند. ضیاء مردی بلندبالا، بذله گو، نکته سنج و خوش اخلاق بود.

اما برادرش «تاج» قدی بسیار کوتاه داشت، با این حال از علم بالایی بهره می برد، به همین سبب به برادرش به دیده حقارت می نگریست. حتی از وجود او خجالت می کشید.

روزی ضیاء به مجلس برادرش تاج که با حضور شخصیت های بزرگ برپا شده بود وارد شد، ولی غرور علمی تاج مانع از آن شد که به احترام برادرش بایستد. از این رو نیم خیز شد و به سرعت نشست.

وقتی ضیاء از برادرش آن حرکت ناپسند را دید، با کنایه ای که حکایت از نکته سنجی او داشت، فی البداهه به مزاح گفت: «چون خیلی بلند قامتی، برای ثواب، کمی هم از آن قامت سروت بدزد.»
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
ترفندهای نظامی فریبکارانه در طول تاریخ؛ از اسب تروآ تا جنگ‌های نوین آیا شاهدخت‌های مصری جنگجو بودند؟ کشف شواهد تازه از مومیایی‌های زن کمان‌دار مرموزترین «در» جهان بعد از 12 هزار سال باز می‌شود زرافه‌ها هم ریاضی بلدند ۵ راهکار طلایی برای تقویت تمرکز کودکان ۱۰ نقل‌قول بامزه از آلبرت اینشتین؛ نابغه‌ای که شوخ‌طبع هم بود این شهرها تا سال ۲۰۵۰ زیر آب می‌روند؛ زنگ خطر برای جاذبه‌های مشهور جهان (+عکس) تنها پستانداری که برای زنده ماندن در تاریکی رنگ چشم خودش را عوض می‌کند چرا گاوهای کوهستان آلپ «زنگوله» دارند؟ تسخیرناپذیرترین شهرهای جهان باستان (+عکس) تزیین ژله / ایده های شیک و ساده برای تزیین ژله مجلسی، تولد و مهمانی (عکس) رویای صدام برای تبدیل عراق به هالیوود خاورمیانه! چگونه یک چراغ راهنمایی، تاریخ فوتبال را زیر و زبر کرد؟ جزیره‌ای در یونان که تولد و مرگ در آن ممنوع بود(+عکس) خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند