فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۲۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۸ - ۲۱-۰۹-۱۴۰۴
کد ۱۱۲۲۶۱۰
انتشار: ۱۳:۰۸ - ۲۱-۰۹-۱۴۰۴

علت عجیب زن دوم گرفتن پدر مرتضی عقیلی/ «کارت دعوت عروسی پدرم آمد دم در خونه»

علت عجیب زن دوم گرفتن پدر مرتضی عقیلی/ «کارت دعوت عروسی پدرم آمد دم در خونه»
«بعد از دو روز یکی از کارگرها یک کارت دعوت آورد برای خانه عروسی حاج یونس عقیلی و بانو دوشیزه فلانی»

عصرایران- مرتضی عقیلی بازیگر مشهور کشورمان به تازگی در مصاحبه با علی ضیا به خاطره ای عجیب از پدرش اشاره کرده است:

«مادر من عاشق بشریت بود، عاشق این دنیا بود.بابای من یادم است یک بار داشتیم شام می خوردیم عدس پلو داشتیم با خرما و کشمش. سنگی زیر دندان بابای من رفت. بابای من خیلی مستبد بود در خانه،عصبانی شد و دیس شام و همه رو بهم زد.

پدر مرتضی عقیلی

همه ما باید همزمان سر سفره شام می بودیم.حتی مثلا اگر برادرم می گفت:«من شام نمی خورم» پدرم چندتا قلوه سنگ می گذاشت داخل بشقابش. پدرم‌ می‌گفت:«اگر گرسنه اش بشود سنگ ها را بخورد.حتما سیر است که نمی خورد.»

همیشه هم اینطوری بود.بعد عصبانی شد و به مادرم گفت:«این چه زندگی است،کلفت داری،راننده داری، آشپز داری این چه غذایی است که درست کردی» مادرم گفت:«حاجی دلت هم بخواهد یک همچین زنی داشته باشی، مادرم مثلا خواست شوخی کند».پدرم گفت:«من دوست داشته باشم زنی مثل تو داشته باشم؟!»بلند شد لباس پوشید رفت.

مادرم گفت:«حاجی کجا می روی؟» حاجی عصبانی شد و رفت.بعد از دو روز یکی از کارگرها یک کارت دعوت آورد برای خانه عروسی حاج یونس عقیلی و بانو دوشیزه فلانی ...

بعد پدرم آمد خانه به مادرم گفت:« به کارگر بگو یک اتاق عروس آن طرف ساختمان درست بکنند من فردا شب خانمم را بیاورم اینجا. خانم را آورد مدتی گذشت پدرم گفت:« که می خواهم طلاقش بدهم»مادرم گفت:«چرا طلاقش بدهی! سیده خدا آمده داخل این خانه» پدرم گفت:« من می خواستم یک خرده تو تنبیه بشوی»

مادرم گفت:« تو یک دختر آوردی در این خانه او به امید آمده پیش تو ،تو حق نداری او را طلاق بدهی،خدا را خوش نمی آید.» پدرم گفت:«نمی خواهم تو اذیت بشوی»مادرم گفت:« من اذیت نمی شوم روزی او را خدا بهش این طوری داده، شما می تواند یک مدت  پیش ایشان باشی یک مدت پیش من.»

پدرم گفت:«من آن اتاق را دوست ندارم.» مادرم گفت:« او زن شماست، نباید طلاقش بدهی.» و این قدر مادر من نگذاشت این جدا بشود که صاحب سه فرزند شد پدر من.این صبر و تحمل و بزرگواری را من از مادرم یاد گرفتم.»

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
رسانه ها نفس ندارند؛ «گوگل دیسکاور» را برگردانید آتش نشان های تهران ۴۲۷ نفر را از زیر آوار جنگ نجات دادند علم الهدی: دیگر مذاکره معنایی ندارد پیام محرمانه وزارت خارجه آمریکا به سفارتخانه‌ها هواشناسی: النینو در راه است نقد درون ماندگار فوکویاما: «میانه‌روی» رمز بقای لیبرالیسم امام جمعه قم: آینده خلیح فارس بدون آمریکا ترسیم شده مخبر: فعالان سکوهای اقتصاد دیجیتال، کنسرسیومی عمل کنند پیام پزشکیان به مناسبت روز کارگر: صیانت از حقوق و معیشت کارگران را وظیفه خود می‌دانیم امام جمعه تهران: با کسانی که به سفره ملت آسیب می‌زنند به عنوان مجرم جنگی برخورد شود تراژدیِ معصومیت؛ آیا مهربانیِ «روکو» جنایت‌بار است؟ / گاهی معصومیت، دردناک‌ترین سلاحِ جهان است گران ترین خودرو نمایشگاه پکن 2026 / ماشین چینی 2.7 میلیون دلاری هم دیده شد! (+عکس) سوگ نوشتی برای اصغر دادبه در چهلمین روز کوچ ادیب فقید روز کارگر امسال: استقامت، همدلی و ضرورت بازاندیشی در مناسبات کار در دوران دفاع میهنی زلزله ۵.۱ ریشتری در نوادای آمریکا