۱۸ دی ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۲
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۰۸۷۵
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۸ - ۱۷-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۰۸۷۵
انتشار: ۱۶:۰۸ - ۱۷-۱۰-۱۴۰۴

دیکتاتوری لایک ؛ «اعتراضات اقتصادی» در خیابان و «انقلاب‌های مجازی» در اینترنت

دیکتاتوری لایک ؛ «اعتراضات اقتصادی» در خیابان و «انقلاب‌های مجازی» در اینترنت
جامعه در وضعیتی معلق قرار دارد؛ زخمی، ناراضی و خسته، اما همچنان در حال حرکت. مردم معترض‌اند، اما زندگی را متوقف نکرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی نه دروغ مطلق می‌گویند و نه آینه‌ی تمام‌قد واقعیت‌اند؛ آن‌ها بحران را فشرده، برجسته و هیجانی می‌کنند.

عصر ایران ؛ موحد منتقم - در هفته‌های اخیر، کشور شاهد اعتراضات اقتصادی پراکنده اما مداوم بوده است؛ اعتراض‌هایی که ریشه در فشار تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و فرسایش معیشت دارند. 

این نارضایتی‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد، اما هم‌زمان با آن، یک تناقض عجیب در تجربه‌ی زیسته‌ی شهروندان شکل گرفته است؛ تناقضی میان آنچه در خیابان‌ها و زندگی روزمره دیده می‌شود و آنچه در شبکه‌های اجتماعی بازنمایی می‌شود. 

وقتی از خانه بیرون می‌روی، شهر همچنان در حال کار کردن است؛ مترو و اتوبوس پر از آدم‌هایی است که سر کار می‌روند، مغازه‌ها بازند، خرید و فروش جریان دارد، زندگی با همان ریتم همیشگی ادامه پیدا می‌کند. هیچ نشانه‌ی آشکاری از فروپاشی نظم اجتماعی در سطح عمومی دیده نمی‌شود.

در مقابل، به محض ورود به شبکه‌های اجتماعی، با تصویری کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شوی. ویدئوها، استوری‌ها، هشتگ‌ها و تحلیل‌ها فضایی را می‌سازند که گویی کشور در آستانه سقوط است؛ گویی حکومت از کار افتاده، اعتراضات سراسری شده و جامعه به لحظه‌ی نهایی انفجار رسیده است.

در انقلاب مجازی، سقوط قدرت نه رخ می‌دهد، بلکه بازنمایی می‌شود. ویدئوها طوری تدوین می‌شوند که گویی کل شهر در اعتراض است؛ چند تصویر از چند نقطه‌ی محدود، به‌عنوان نماینده‌ی یک کشور بازنشر می‌شود؛ هر شعار، به نشانه‌ی «پایان کار» تعبیر می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی با منطق الگوریتمی خود، این تصاویر را آن‌قدر تکرار می‌کنند که حس فروپاشی، واقعی‌تر از خود واقعیت به نظر می‌رسد. 

این شکاف، جامعه را به دو جهان موازی تقسیم می‌کند: جهانی که در آن مردم همچنان زندگی می‌کنند و جهانی که در آن بحران دائمی، فروپاشی و پایان قریب‌الوقوع، مدام بازتولید می‌شود،جایی که احساسِ تغییر جای خودِ تغییر را می‌گیرد.!هم‌زمان، شبکه‌های اجتماعی نوعی «توهم لحظه‌ی تاریخی» تولید می‌کنند. 

هر موج اعتراض، هر ویدئوی تجمع، هر هشتگ داغ، به‌عنوان نقطه‌ی عطف تاریخ معرفی می‌شود؛ گویی جامعه در هر هفته در آستانه‌ی تغییر نهایی قرار دارد. 

این در حالی است که تاریخ، برخلاف روایت‌های اینستاگرامی و توییتری، معمولاً کند، فرسایشی و بی‌هیجان پیش می‌رود. تغییرات اجتماعی اغلب نه با انفجار، بلکه با انباشت تدریجی نارضایتی، شکست، عقب‌نشینی و سازگاری رخ می‌دهند. اما فضای مجازی، تابِ این کندی را ندارد و مدام وعده‌ی «این‌بار آخرش است» می‌دهد؛ وعده‌ای که با هر بار محقق نشدن، جامعه را ناامیدتر و تحلیل را سطحی‌تر می‌کند.

دیکتاتوری لایک در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی بر پایه‌ی «تعامل کاربران» طراحی شده‌اند؛ الگوریتم‌هایی که از سوی برنامه‌نویسان مأمورند کاربر را هرچه بیشتر در چرخه‌ی درگیری و ماندگاری نگه دارند. 

برای نمونه، یوتیوب در سال۲۰۱۶ هدف‌گذاری کرد به روزانه یک میلیارد ساعت تماشا برسد و سایر شبکه‌ها نیز دقیقاً با همین منطق پیش می‌روند. الگوهای الگوریتمی و هوش مصنوعی شبکه‌های اجتماعی، پس از سال‌ها آزمون‌وخطا، سرانجام به این جمع‌بندی رسیدند که کدام احساس بیشترین تعامل را تولید می‌کند؛ و پاسخ روشن بود: خشم و عصبانیت.

از دل این منطق، چیزی شکل گرفت که می‌توان آن را «دیکتاتوری لایک» نامید؛ جایی که الگوریتم‌ها رفتارهای تند، افراطی و خشن را پاداش می‌دهند. در شبکه‌ای مثل ایکس، برای دیده شدن و تعامل بیشتر، بسیاری از کاربران به سمت مواضع افراطی سوق داده می‌شوند؛ به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی و به‌خصوص راست افراطی. 

در چنین چارچوبی، نمی‌توان نقش الگوریتم‌های ایکس در تقویت موقعیت سیاسی دونالد ترامپ را نادیده گرفت؛ الگوریتم‌هایی که امروز تحت مدیریت ایلان ماسک، حامی او، عمل می‌کنند. همان‌طور که پیش‌تر، الگوریتم یوتیوب در سال ۲۰۲۲ ژائیر بولسونارو را از چهره‌ای حاشیه‌ای به رئیس‌جمهور برزیل بدل کرد.

در چنین سازوکاری، اعتراضات ایران نیز در منطق الگوریتمی شبکه‌های اجتماعی به «محتوای ایده‌آل» بدل می‌شود. ویدئوهای درگیری، خشونت و تنش  حتی اگر محدود و پراکنده باشند به‌دلیل بار احساسی بالا، بیشترین تعامل را تولید می‌کنند و الگوریتم‌ها آن‌ها را به‌سرعت در تایم‌لاین‌ها تکثیر می‌کنند. 

نتیجه این است که چند تصویر محدود، در معرض دید میلیون‌ها نفر قرار می‌گیرد و حسی از بحران فراگیر می‌سازد؛ حسی که نه الزاماً بازتاب دقیق واقعیت میدانی، بلکه محصول منطق توجه و اقتصاد خشم در شبکه‌های اجتماعی است.

حتی بخش قابل‌توجهی از توییت‌های ترامپ نیز دقیقاً در همین منطق عمل می‌کند؛ پیام‌هایی طراحی‌شده برای جلب توجه الگوریتم‌های شبکه‌ی ایکس، تحریک احساسات و تولید بیشترین تعامل. او با آگاهی از سازوکار این فضا، توجه جمعی را به سمت خود می‌کشد و آن را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر کشورهای دیگر تبدیل می‌کند.

اما در میان این دو تصویر، یک واقعیت بزرگ اغلب نادیده گرفته می‌شود: اکثریتی خاموش که نه در خیابان فریاد می‌زند و نه در شبکه‌های اجتماعی بیانیه صادر می‌کند. بخش بزرگی از جامعه درگیر «سیاست بقا»ست؛ مردمی که نه از سر رضایت، بلکه از سر فرسودگی، ترس، مسئولیت خانوادگی یا ناامیدی، ترجیح داده‌اند انرژی خود را صرف زنده ماندن کنند. 

این سکوت، نشانه‌ی رضایت نیست، بلکه حاصل خستگی تاریخی است. این اکثریت، که بار اصلی اقتصاد و زندگی روزمره را به دوش می‌کشد، در فضای مجازی تقریباً حذف شده است؛ چون سکوت، دیده نمی‌شود و بقا، وایرال نمی‌شود.

پیامد این وضعیت، سردرگمی جمعی است. عده‌ای با تکیه بر خیابان‌های نسبتاً آرام، هر اعتراضی را بزرگ‌نمایی رسانه‌ای دشمن می‌دانند و عده‌ای دیگر، با اتکا به توییت های ملتهب، هر نشانه‌ی زندگی عادی را انکار یا بی‌خبری تلقی می‌کنند. 

در این میان، خطر اصلی از دست رفتن نگاه واقع‌گرایانه است؛ نگاهی که هم اعتراضات اقتصادی را جدی بگیرد و هم اسیر هیجان فروپاشی دائمی نشود. جامعه نه آن‌قدر آرام است که مشکلی نداشته باشد، و نه آن‌قدر ملتهب که هر روز در آستانه‌ی سقوط باشد.

واقعیت این است که جامعه در وضعیتی معلق قرار دارد؛ زخمی، ناراضی و خسته، اما همچنان در حال حرکت. مردم معترض‌اند، اما زندگی را متوقف نکرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی نه دروغ مطلق می‌گویند و نه آینه‌ی تمام‌قد واقعیت‌اند؛ آن‌ها بحران را فشرده، برجسته و هیجانی می‌کنند. 

فهم وضعیت امروز، نیازمند فاصله گرفتن هم‌زمان از خوش‌بینی ساده‌لوحانه‌ی «همه‌چیز عادی است» و هیجان‌زدگی آخرالزمانی فضای مجازی است. جامعه را باید همان‌طور دید که هست: جامعه‌ای که هنوز ایستاده، اما دیگر سرپا نیست.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۲۸
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
United States of America
۱۶:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
1
15
مطمئنی موحد؟ امروز بازار تهران خرید کردی؟
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
4
11
همین الان یه سر تشریف بیارید شیراز می‌بینید تناقضی وجود نداره
ناشناس
Hungary
۱۶:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
7
5
آفرین به شما. همه چیز عادیه.اینها که جو میدهند به دنبال لایک و بازدید هستند.منکه تو تهرانم چیزی نمی بینم.دو هفته قبل هم دوروز کرج بودم باز چیزی نبود.
ناشناس
Germany
۱۷:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
9
4
این روزها فضای مجازی از هر فضای واقعی تر است بیشتر مردم ترجیح می دهند اعتراضشان را با یک کلیک نشان دهند تا اینکه به خیابان بریزند
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
3
7
بسیار واقع بینانه نوشته شده...
من اینیستاگرام و شبکه اجتماعی ندارم ۴۰ سال دارم...
خانوم هر لحظه در انیستاگرام هست...
دقیقا دو دنیای متفاوت می بینیم!
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۰۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
3
8
شهر ما هم همینه میگن بازار اعتصاب کامله میری میبینی همه مغازه ها باز هستن
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
4
8
آقای منتقم ! قطعا تو از ونک به بالا تردد داری و زندگی می کنی کمی از عاج فیل پایبن بیا و از انقلاب به پایین رو ببین ، متوجه خیلی چیزها میشی
قلم مثل شرف آدمه، شرفت رو نفروش
نگار
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۴۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
5
8
درود فراوان بر شما و قلم شما