آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با علی نجومی - در این هفته همچنان جمله ها در حال ساده و در سطح a1 هستند اما جملات کمی پیشرفته تر می شوند.
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
جدول کلمات، جمله ها و معنی آن به همراه تلفظ با سه سرعت مختلف:
|
|||||
|
هرگز به سخنرانی من نخند. |
Never laugh at my speech. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
او همیشه درس هایش را می خواند. |
She always studies her lessons. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
هرگز به او اجازه نده بیاید داخل. |
Never let him come in. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
او یک نامه برای مادرش فرستاد. |
She sent a letter to her mother. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
ما می توانیم در کتابخانه مطالعه کنیم. |
We can study in the library. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
دروغ نگفتن دشوار است. |
It is difficult not to lie. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
زندگی بسیار گران است. |
Life is very expensive. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
او شبیه برادرش است. |
She is like her brother. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
پدر من گل دوست دارد. |
My father likes flowers. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||
|
|||||
|
این خط صاف نیست. |
This line is not straight. |
||||
|
تلفظ با سرعتهای مختلف |
|||||

رم، شهر بیدفاع (به ایتالیایی: Roma, città aperta) فیلمی ایتالیایی در سبک درام جنگی به کارگردانی روبرتو روسلینی است که بازیگرانی مثل آلدو فابریتسی، آنا مانیانی و مارچلو پالی یرو در آن ایفای نقش کردهاند. داستان فیلم در شهر رم، در طول اشغال نازیها به سال ۱۹۴۴ اتفاق میافتد. فدریکو فلینی دستیار کارگردان این فیلم بود. رم شهر بی دفاع چندین جایزه از جشنوارههای مختلف برنده شده و همچنین نامزد دریافت جایزه اسکار بودهاست.
عموماً از این فیلم به عنوان یکی از بهترین آثار نئورئالیسم سینمای ایتالیا یاد میشود.
آلمانها به دنبال دستگیری جورجو مانفردی از رهبران نهضت مقاومت هستند و برای دستگیریش به آپارتمان او میروند، اما وی از مسیر پشت بام میگریزد و نزد دوستش فرانچسکو که یک روزنامهنگار است، میرود. فرانچسکو درصدد ازدواج با پینا است. در همین اوضاع گروهی از نوجوانان که مارچلو هم جزو آنهاست، در یک کامیون حامل بنزین دینامیت میگذارند. نازیها جهت دستگیری پارتیزانها به محل میآیند و فرانچسکو را دستگیر میکنند و نامزدش هنگامی که به دنبال کامیون حامل فرانچسکو میدود، با آتش مسلسل کشته میشود...