عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی- فرانک کاستیگلیولا، مورخ سیاست خارجی آمریکا هشدار میدهد ترامپ و هگست (وزیر جنگ) دچار این توهم شدهاند که چون مداخلات اخیرشان تلفاتی نداشته، شانس در برابر ایران نیز با آنها یار است. غافل از اینکه تهران میخواهد ثابت کند آنها اشتباه میکنند.
در آستانه مذاکرات سرنوشتساز روز جمعه میان ایران و آمریکا در ژنو، و در حالی که منطقه در تبوتاب احتمال درگیری نظامی میسوزد، فهم «منطق رفتاری» کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری حیاتی است.
به همین بهانه، با فرانک کاستیگلیولا (Frank Costigliola)، مورخ برجسته سیاست خارجی ایالات متحده و استاد دانشگاه کنتیکت به گفت و گو نشستیم. او در این مصاحبه، با عبور از تحلیلهای هیجانی رسانهای، تلاش میکند تا با عینک تاریخ و مقایسه دولت ترامپ با اسلاف خود در اوایل قرن بیستم، شانس موفقیت دیپلماسی در برابر گزینه جنگ را ارزیابی کند. روایتی صریح که نشان میدهد چرا در این شرایط پیچیده، خوشبینی کار سادهای نیست.
تمرکز اصلی آکادمیک کاستیگلیولا بر پویاییهای جنگ سرد، دیپلماسی قرن بیستم و واکاوی انتقادی تصمیمات رهبرانی چون روزولت، چرچیل و استالین قرار دارد. او با بررسی اسناد تاریخی و ویرایش آثار مهمی نظیر خاطرات روزانه «جورج کنان» (طراح استراتژی مهار)، رویکردی تحلیلی به فرآیند تصمیمسازیهای کلان دیپلماتیک ارائه میدهد. وی تحلیل خود را در مورد مذاکرات روز جمعه بین ایران و آمریکا هم ارایه کرده است:
* شما سالها در زمینه سیاست خارجی آمریکا پژوهش کردهاید. به نظر شما، کدام یک از روسای جمهور پیشین ایالات متحده رویکردهایی مشابه ترامپ داشتهاند؟
- لطفاً در نظر داشته باشید که من کارشناس خاورمیانه نیستم و هیچ اطلاعات درونی و محرمانهای در مورد دولت ترامپ ندارم. با این وجود، متأخرترین دولتهای ایالات متحده که بیتفاوتی ظاهری ترامپ نسبت به حقوق بینالملل و خویشتنداریِ مورد انتظار از دولتهای به رسمیت شناختهشده را از خود نشان دادند، دولتهای پرزیدنت تئودور روزولت و وودرو ویلسون در اوایل قرن بیستم هستند.
هم روزولت و هم ویلسون به لحاظ نظامی در کشورهای دیگر مداخله کردند، هرچند فقط در منطقه کارائیب و آمریکای مرکزی. به نظر میرسد ترامپ ایالات متحده را از پیامدهای جدی ناشی از حملاتش به سایر کشورها مصون میداند.
* در هفتههای اخیر، برخلاف ادعای دولت ترامپ مبنی بر عدم آغاز جنگی جدید، شاهد افزایش نیروهای آمریکایی در خاورمیانه با هدف اعمال فشار بر ایران بودهایم. به نظر شما احتمال وقوع درگیری چقدر است؟
- نمیدانم. بخش عمدهای از سیاستهای این دولت ناشی از هوسها و تصمیمات ناگهانی رئیس جمهور ترامپ است. شکست او در سیاست تعرفهها به دلیل رأی دیوان عالی، ممکن است او را ترغیب کند تا قدرت ادعایی خود را با حمله به ایران نشان دهد. او بسیار مایل است به یک توافق جامع با ایران دست یابد . اما سوال اینجاست که او به جز یک توقف در بمباران، چه چیزی برای ارائه به ایران دارد؟ و علاوه بر این، خطر اسرائیل برای ایران نیز وجود دارد که به نظر میرسد شرایط کنونی را فرصتی برای دستیابی به اهداف سیاسی از طریق اقدام نظامی میداند.
* در کنار این تنشها، شاهد تلاشهای اسرائیل برای متقاعد کردن واشنگتن به جنگ با ایران بودهایم. نقش اسرائیل در سیاست خارجی دولت ترامپ چقدر تعیینکننده است؟
- به سختی میتوان نظر داد. قطعاً دولت اسرائیل در دستکاری و اعمال نفوذ بر واشنگتن موفق بوده است. نه تنها در این دولت، بلکه در دولتهای دیگر. با این حال، اگر بخواهیم مقایسه کنیم، ترامپ نسبت به برخی از پیشینیان خود، استقلال بیشتری از اسرائیل دارد.
* قدرتهای بزرگ جهانی (چین، روسیه و اتحادیه اروپا) این مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنند و آیا تلاشهای آنها میتواند از بروز درگیری در منطقه جلوگیری کند؟
- بر اساس آنچه خواندهام، اکثر قدرتها از این نگراناند که جنگ بین ایالات متحده و ایران از کنترل خارج شود. نکته اساسی این است که ایالات متحده و ایران در حال بازی با نیروهایی هستند که کنترل آنها بر این نیروها به شدت ناقص و شکننده است.
* با توجه به برگزاری دور سوم گفتگوهای ایران و آمریکا در ژنو، آیا طرفین بر یک «توافق جامع» متمرکز هستند یا استراتژی فعلی دستیابی به یک «تفاهم موقت» (مانند مدلهای «توقف در برابر توقف») برای مدیریت فوری تنشها است؟
- یکی از عواملی که احتمالاً به صلح کمک میکند، تمایل ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل است. اما باز هم باید پرسید که او چه چیزی میتواند به ایران ارائه دهد تا تهران را متقاعد کند از غنیسازی هستهای و موشکهای خود دست بکشد؟ در اینجا، یک عامل بسیار مهم این خواهد بود که ایالات متحده، اسرائیل را از حمله به ایران بازدارد.
* با توجه به دیوار بلند بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن، چه «اقدامات اعتمادساز» اولیه و ملموسی از سوی هر دو طرف میتواند فضای آرامتری را برای ادامه دیپلماسی، بدون نیاز به توافقنامههای حقوقی پیچیده، ایجاد کند؟
- من کارشناس [این حوزه] نیستم. اما به نظر میرسد در این مورد و در سایر بخشهای این مذاکرات ایالات متحده میتواند از بهکارگیری کارشناسان واقعی و باسابقه در امور ایران، خاورمیانه و مسائل تسلیحات هستهای بهرهمند شود. اتکا به افراد آماتور و غیرحرفهای که شخصاً به ترامپ نزدیک هستند، شانس دستیابی به راهحلهای خلاقانهای را که میتواند برای هر دو طرف «برد-برد» به نظر برسد، کاهش میدهد.
* از منظر رئالیسم سیاسی، منافع مشترک ایران و دولت جدید ایالات متحده در زمینه «جلوگیری از جنگ» در کجا همپوشانی دارد؟ به عبارت دیگر، هزینههای استراتژیک یک جنگ احتمالی برای دولت ترامپ چیست و چه خطراتی برای ثبات منطقه خاورمیانه به همراه دارد؟
- جلوگیری از جنگ نیازمند این است که هر دو طرف، جنگ را خطرناک بدانند. یک مشکل اساسی این است که ما اکنون ۸۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم فاصله گرفتهایم و خاطره ویرانگریهای آن دوران کمرنگ شده است.
خطر جدیتر این است که جنگ ترامپ علیه ایران در اوایل سال جاری و مداخله او در ونزوئلا، همراه با حملات در غرب آفریقا، همگی از نظر تلفات انسانی برای ایالات متحده «بدون هزینه» بودهاند. ترامپ و هگست (وزیر جنگ) ممکن است اکنون تصور کنند که شانس همچنان با آنها یار خواهد بود. ایران احساس میکند که باید اشتباه آنها را ثابت کند. شاید در کمال تعجب، فشارهایی برای جلوگیری از جنگ از سوی سعودیها یا سایر کشورهای ثروتمند خلیج (فارس) اعمال شود، چرا که آنها میترسند خود به هدف تبدیل شوند.
* پیشبینی شما در مورد این مذاکرات چیست؟
- من خوشبین نیستم. یک مسئله این است که آیا واقعاً
احتمال تغییر حکومت در ایران وجود دارد یا خیر و مسئله بعدی این است که آیا چنین تغییری برای اسرائیل، سعودیها و واشنگتن تفاوتی ایجاد خواهد کرد؟ به هر حال، شاه نیز ایدههایی برای تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای در سر میپروراند. درک ایران از خود به عنوان ملتی با سنت ۳۰۰۰ ساله عظمت، با تمایل ایالات متحده به دیدن تمام کشورهای خاورمیانه به عنوان موجودیتهایی ذاتاً ضعیف و وابسته به غرب، در تضاد است.
در پایان، باید تأکید کنم که اینها صرفاً نظرات شخصی من هستند. من کارشناس خاورمیانه نیستم و هیچ کانال ارتباطی با اتاقهای فکر در واشنگتن ندارم.