آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با مبینا محمدی- روز بیست و هشتم به دوره 6 درس قبلی اختصاص دارد.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
اینجا فرصتی است که تمامی لغات 6 درس قبلی را یکجا مشاهده کنید، بازخوانی سریع در ذهن خود داشته باشید و بدون رجوع به صدای ضبط شده تمامی جملات را به انگلیسی تلفظ کنید. هر جا احساس کردید مشکلی وجود دارد، در آرشیو دروس به آن درس مراجعه و صدا را هم گوش و رفع اشکال کنید.
|
|||||
|
او دارد توصیف کارش را می دهد. |
He is giving a description of his job. |
||||
|
|||||
|
این اولین طراحی من نیست. |
This is not my first design. |
||||
|
|||||
|
آیا الان پشت میزت نشستهای؟ |
Are you sitting at your desk now? |
||||
|
|||||
|
آنها دارند همه ی جزئیات را بررسی میکنند. |
They are checking all details. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک گفتوگو برای کلاس مینویسیم. |
We are writing a dialogue for class. |
||||
|
|||||
|
من دارم این کلمه را در فرهنگ لغت پیدا میکنم. |
I am looking for this word in the dictionary. |
||||
|
|||||
|
گلها زیر آفتاب دارند می میرند. |
The flowers are dying in the sun. |
||||
|
|||||
|
آیا الان رژیم داری؟ |
Are you on a diet now? |
||||
|
|||||
|
او دارد تفاوت را توضیح میدهد. |
She is explaining the difference. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک راه متفاوت را امتحان میکنیم. |
We are trying a different way. |
||||
|
|||||
|
این امتحان برای من دارد سخت میشود. |
This test is becoming difficult for me. |
||||
|
|||||
|
ما الان داریم شام میخوریم. |
We are eating dinner now. |
||||
|
|||||
|
او دارد اتاق کثیف را تمیز میکند. |
She is cleaning the dirty room. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند درباره مشکل بحث میکنند. |
They are discussing the problem. |
||||
|
|||||
|
او دارد ظرفها را میشوید. |
He is washing the dishes. |
||||
|
|||||
|
من دارم تکالیفم را انجام میدهم. |
I am doing my homework. |
||||
|
|||||
|
دکتر دارد بیمار را معاینه میکند. |
The doctor is checking the patient. |
||||
|
|||||
|
سگ دارد بیرون پارس میکند. |
The dog is barking outside. |
||||
|
|||||
|
او دارد ده دلار پرداخت میکند. |
She is paying ten dollars. |
||||
|
|||||
|
او دارد در را باز میکند. |
He is opening the door. |
||||
|
|||||
|
او پایین را نگاه کرد. |
She looked down. |
||||
|
|||||
|
پایین پله ها منتظرم. |
I am waiting downstairs. |
||||
|
|||||
|
پسر دارد یک نقاشی میکشد. |
The boy is drawing a picture. |
||||
|
|||||
|
او دارد یک لباس زیبا میپوشد. |
She is wearing a beautiful dress. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند آب مینوشند. |
They are drinking water. |
||||
|
|||||
|
او دارد به محل کار رانندگی میکند. |
He is driving to work. |
||||
|
|||||
|
راننده در ماشین منتظر است. |
The driver is waiting in the car. |
||||
|
|||||
|
ما داریم در طول زنگ تفریح صحبت میکنیم. |
We are talking during the break. |
||||
|
|||||
|
او الان دارد یک دیویدی تماشا میکند. |
She is watching a DVD now. |
||||
|
|||||
|
هر دانشآموز دارد یک کتاب میخواند. |
Each student is reading a book. |
||||
|
|||||
|
او هدفون را روی گوشهایش میگذارد. |
He wears headphones over his ears. |
||||
|
|||||
|
من در روزهای کاری زود بیدار میشوم. |
I wake up early on weekdays. |
||||
|
|||||
|
خورشید از شرق طلوع میکند. |
The sun rises in the east. |
||||
|
|||||
|
این تکلیف برای من آسان نیست. |
This homework is not easy for me. |
||||
|
|||||
|
آیا در مدرسه ناهار می خوری؟ |
Do you eat lunch at school? |
||||
|
|||||
|
من برای صبحانه دو عدد تخممرغ میخورم. |
I eat two eggs for breakfast. |
||||
|
|||||
|
در سبد هشت سیب وجود دارد. |
There are eight apples in the basket. |
||||
|
|||||
|
پسرخالهام هجده سال دارد. |
My cousin is eighteen years old. |
||||
|
|||||
|
مادربزرگ من هشتاد سال دارد. |
My grandmother is eighty years old. |
||||
|
|||||
|
فیل دارد علف میخورد. |
The elephant is eating grass. |
||||
|
|||||
|
یازده بازیکن دارند در زمین میدوند. |
Eleven players are running on the field. |
||||
|
|||||
|
آیا داری چیز دیگری میخری؟ |
Are you buying anything else? |
||||
|
|||||
|
او الان دارد یک ایمیل مینویسد. |
She is writing an email now. |
||||
|
|||||
|
ما داریم تا پایان منتظر میمانیم. |
We are waiting until the end. |
||||
|
|||||
|
فقط از لحظه لذت ببر. |
Just enjoy the moment. |
||||
|
|||||
|
ما غذای کافی برای دو روز نداریم. |
We don’t have enough food for two days. |
||||
|
|||||
|
او دارد ده یورو پرداخت میکند. |
He is paying ten euros. |
||||
|
|||||
|
من عاشق عصر امروز هستم. |
I love the evening today. |
||||
|
|||||
|
ما داریم یک رویداد برنامهریزی میکنیم. |
We are planning an event. |
||||
|
|||||
|
آیا تا به حال در ایتالیا بوده ای ؟ |
Have you ever been in Italy ? |
||||
|
|||||
|
او الان دارد به هر دانشآموز زنگ میزند. |
She is calling every student now. |
||||
|
|||||
|
چرا همه بیرون هستند؟ |
Why is everybody outside? |
||||
|
|||||
|
همه دارند به معلم گوش میدهند. |
Everyone is listening to the teacher. |
||||
|
|||||
|
او دارد همهچیز را حمل میکند. |
He is carrying everything. |
||||
|
|||||
|
من دارم برای امتحان آماده میشوم. |
I am preparing for the exam. |
||||
|
|||||
|
الان نمی توانم یک مثال خوب بزنم |
I can’t give a good example now. |
||||
|
|||||
|
آنها دارند برای سفر هیجانزده میشوند. |
They are getting excited about the trip. |
||||
|
|||||
|
این بازی دارد هیجانانگیز میشود! |
This game is getting exciting! |
||||
|
|||||
|
او الان دارد ورزش میکند. |
She is doing exercise now. |
||||