قیمت نفت برنت در ۴ اسفند ۱۴۰۴ به ۷۲ دلار و ۵۰ سنت رسید؛ بالاترین سطح در حدود هفت ماه گذشته.
برنت از کف ۵۸ دلاری دسامبر ۲۰۲۵ تاکنون بیش از ۲۳ درصد رشد کرده و همین جهش، هزینه نفتهایی را که با فرمول «برنت ±» قیمتگذاری میشوند بالا برده است.
برنت شاخص مرجع بخش بزرگی از معاملات جهانی نفت است. وقتی برنت بالا میرود، نفتهای غرب آفریقا مانند نیجریه و آنگولا هم گران میشوند—و این دقیقاً همان نقطهای است که چین شروع به عقبنشینی میکند.
بر اساس گزارش رویترز، نفتهای غرب آفریقا اکنون با تخفیفهایی تا ۵ دلار در هر بشکه نسبت به برنت دیتد عرضه میشوند؛ این به طور واضح نشانهای روشن از ضعف تقاضا در بازار است. چین که معمولاً خریدار نهایی این نفتهاست، حتی با این تخفیفها هم اشتیاق سابق را نشان نمیدهد.
در مقابل، تولیدکنندگان خاورمیانه بهویژه عربستان قیمتهای رسمی فروش (OSP) را کاهش دادهاند. عربستان قیمت «عرب لایت» برای مارس ۲۰۲۶ را به پایینترین سطح از سال ۲۰۲۰ رسانده و همین باعث شده نفت خلیج فارس برای پالایشگاههای چینی، حتی با هزینه حمل، مقرونبهصرفهتر شود.
نفت «اورال» روسیه با تخفیفهای سنگین، بیشترین سود را از این چرخش برده است. پس از کاهش خرید هند از نفت تحریمی، چین سهم بیشتری از این نفت ارزان را جذب کرده و وارداتش از روسیه در فوریه ۲۰۲۶ به ۸۲۴ هزار بشکه در روز رسیده است.
چین امروز بیش از هر بازیگر دیگری به تنظیمکننده پنهان بازار نفت تبدیل شده است. الگوی رفتاری پکن در مقابل نوسانهای قیمتی را میتوان در دو جمله خلاصه کرد: وقتی قیمتها پایین میآیند، این کشور با سرعت ذخایر راهبردی خود را پر میکند و با افزایش خرید، کف قیمتی را تثبیت میسازد؛ اما بهمحض جهش قیمتها، خرید را کاهش میدهد و فشار را از سمت تقاضا کم میکند تا بازار از داغی بیفتد. همین رفتوبرگشت حسابشده، چین را در موقعیتی قرار داده است که بدون هیاهو و بیآنکه رسماً در تصمیمگیریهای اوپک حضور داشته باشد، توان اثرگذاری بر جهت کلی بازار جهانی انرژی را دارد.