فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۰۲۲۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۳ - ۲۶-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۵۰۲۲۳
انتشار: ۱۱:۲۳ - ۲۶-۱۲-۱۴۰۴

یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت‌زهرا / جان ها که رفتند، جگرها که سوختند

یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت‌زهرا / 
جان ها که رفتند، جگرها که سوختند
"بچه من كارمند بانک بود. نظامي نبود. بچه من 28 ساله بود. سخت حرف مي‌زند و با ضجه خانواده زارعي ضجه مي‌زند". 
روزنامه اعتماد در گزارشی از بهشت زهرا تهران نوشت: صبح جمعه بود و قرار بود الهام و الهه و فريبرز و رضا و پدر و مادرشان صبحانه را با هم بخورند. آن روز برايشان روز خانواده بود؛ روز با هم بودن. در آن خانه گرم و صميمي برادران صبحانه را آماده مي‌كردند يا خواهرها؟ جمعه‌ها روز استراحت مادرهاي خانواده است. براي ايران خانم هم روز استراحت بود. آقا فيض‌الله براي بچه‌هايش آرزوهاي قشنگي داشت و هر روز اين آرزوها را دوره مي‌كرد. فريبرز تازه روي دستش تتوي فرزند ايران را زده بود. ناگهان صدا پيچيد؛ چنان مهيب كه حتي اجازه آه كشيدن به الهه و الهام نداد. 
 
حالا ديگر جواديه يك‌پارچه سياه شده، فريبرز و رضا از شناس‌هاي جواديه بودند. راكت دقيقا خورد وسط خانه‌شان، در حمله صبح جمعه. به جز خانه آقا فيض‌الله چند خانه ديگر هم تخريب شد. كسي نمي‌داند در آن لحظات و ثانيه‌ها بر آقا فيض‌الله، الهه و الهام و فريبرز و ايران خانم چه گذشت. در آن لحظات سخت جان دادن زير آوار به چه فكر مي‌كردند، حسرت كدام آرزوي برآورده نشده‌شان را مي‌خوردند، چطور عشق در دل‌شان خاموش مي‌شد ولي برادران و خواهران آقا فيض‌الله، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هايش، برادرهاي ايران خانم دور هم جمع شدند در بهشت زهرا قطعه 42، به سر و سينه كوبيدند و از مرگ 5تايي آنها گفتند، صداي ناله و سينه زدن‌هايشان چنان در محوطه مي‌پيچيد كه مي‌شد فهميد چقدر آرزو و زندگي به خون كشيده شده است.
 
یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت‌زهرا / جان ها که رفتند، جگرها که سوختند

زنان و مردان جوان حلقه زده دور مزارها به سر و سينه مي‌كوبيدند، هر نام كه مداح مي‌خواند شيوني عميق به عرش مي‌رفت. از الهام كه مي‌گفت، دايي‌هايش تا عمق جان ناله مي‌كردند. از الهه كه مي‌گفت دخترعموها گيس‌ها را مي‌كندند و از فريبرز كه مي‌گفت بچه محل‌ها آه به آسمان مي‌راندند، از ايران خانم كه مي‌گفت با همه قدرت در حنجره شكايت به خدا مي‌بردند. از آقا فيض‌الله كه مي‌گفت بغضي خفه مي‌شد در گلوي برادرهايش به پا و سر و صورت مي‌كوبيدند. آخر آقا فيض‌الله قوي‌ترين عضو خانواده بود، هيچ‌وقت از دردهايش براي بچه‌ها نمي‌گفت.
 
اسم‌ها كه به فريبرز مي‌رسيد چيزي وجود همه را مي‌لرزاند. چطور بايد به فريبرز كه تازگي‌ها روي دستش فرزند ايران را تتو كرده بود مي‌گفتند ديگر نه خانه‌اي هست و نه خانواده‌اي. چطور بايد به فريبرز مي‌گفتند زخم‌هايي عميق‌تر از زخم‌هاي جسمش به جانش نشسته و داغ سه خواهر و برادر و پدر و مادر را يكجا ديده است؟ چطور بايد به اين تن زخمي بگويند جان‌ها رفته و جگر‌ها سوخته است.
 
زني جوان در ميان آن جمعيت ضجه‌زنان ناله سر مي‌داد: عمه‌تون بميره كه اين روز رو ديده! 4 مرد و 4 زن دور مزارها جمع شدند و آن‌قدر سينه زدند كه يكي از آنها از حال رفت. جمعيت آنها را به خارج از محل تدفين برد اما گروه ديگر جايگزين شدند. مداح سوزناك مي‌خواند؛ از بدن‌هاي پاره پاره شده و دختري از حال رفت. خانمي چادري با حمايل سبز نزديك شد. براي دختر آب و كمي گلاب آورد.
 
دختر داشت از عمويش مي‌گفت: عمو زخمي بود. سوار آمبولانس شديم عمو تو بغل خودم جون داد! مي‌گفت و گريه مي‌كرد. زني چند رديف آن طرف‌تر نشسته بود، با عكسي در بغل. هنوز جاي خراش‌هايي روي صورتش ديده مي‌شد. زخم‌ها خوب شده اما ردش روي صورتش مانده بود. آمد و كنار دختر نشست. كمي كنار او گريه كرد و بعد بلند شد. شيون جمعيت بالا بود كه زني با دختري جوان، ريز نقش و غمگين نزديك شدند. ايستادند. گريه كردند. عزاداران را بغل كردند و عقب رفتند.  رنج‌ها همديگر را زود پيدا مي‌كنند. لازم نيست كسي از دردش بگويد. رنج رد عميق روي صورت مي‌گذارد. چال دور چشم مي‌اندازد. لبها را خشك و دستها را ناتوان مي‌كند، حتي قدرت بالا دادن عينك و جابه‌جا كردنش روي صورت را مي‌گيرد.
 
مثل پدر آن بسيجي كه چند رديف آنطرفتر از خانواده آقا فيض‌الله نشسته بود بر مزار پسرش. حتي توان گريه هم نداشت. فقط گاهي سرش را به آسمان مي‌برد و دستش را دور عينكش مي‌چرخاند.  در ضلع شرقي قطعه 42 كارگرها داشتند كار مي‌كردند. مزارها را آماده مي‌كردند. خانم‌هاي حمايل سبز راه مي‌رفتند بين مردم. سر هر مزاري كه زن ومردي نشسته بود، آب مي‌بردند و به حرف‌ها گوش مي‌كردند. دو روحاني در قطعه 42 حاضر بودند، سينه مي‌زدند و گريه مي‌كردند. در صحبت هايمان فهميديم كه آنها از صبح آنجا هستند و تا غروب كه تدفين‌ها تمام مي‌شود، مي‌مانند و نماز براي شهدا مي‌خوانند. 
 
10 شهيد ايست‌هاي بازرسي هفته گذشته را كنار هم دفن كرده بودند. خانواده‌ها بر سر مزار بودند، نگاهي به سنگ مزارها و تاريخ شهادت نشان مي‌داد اين قطعه از جنگ 12 روزه براي شهدا در نظر گرفته شده است.
 
یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت‌زهرا / جان ها که رفتند، جگرها که سوختند
 
معاون زندان اوين و چند سرتيپ كه محل و تاريخ شهادت‌شان روي سنگ مزارهاي‌شان نوشته شده بود، مشخص مي‌كرد آنها شهداي جنگ 12 روزه بودند. زن پرستاري هم ميان آنها بود و پسر نوجوان فوتباليستي كه نرمي خاك مزارش تازگي داغ را نشان مي‌داد. 
 
چند جوان بالاي مزاري تازه، نشسته بود. براي ديدار با رفيقشان كه از شهداي ايست بازرسي رباط‌كريم بود، آمده بودند. همان لحظه بود كه مداح دوستان رضا را خطاب قرار داد و گفت: با رفيق‌تان خداحافظي كنيد! خداحافظ رفيق! جمعيت دست‌هايشان را بالا بردند، حتي آنها كه بر سر مزارهاي ديگرنشسته بودند. داغ، آدم‌ها را به هم نزديك مي‌كند. همانطور كه مادر فائزه و خواهر مهدي را به خواهر آقا فيض‌الله نزديك كرد. رد داغ چنان عميق است كه لازم نيست اسم بگويي و حرف بزني. مادر فائزه مي‌گويد: بچه من كارمند بانك بود. نظامي نبود. بچه من 28 ساله بود. سخت حرف مي‌زند و با ضجه خانواده زارعي ضجه مي‌زند. 
 
خانواده شهداي نظامي آرام‌تر بودند، شيون و گريه مي‌كردند اما شوكه نبودند، سعي مي‌كردند خانواده زارعي را تسكين دهند. چند مرد جوان كه لباس خاكي به تن داشتند شمع‌هاي روي مزارها را مرتب مي‌كردند. گل‌هاي خشك را جمع مي‌كردند و به مزارها سر مي‌زدند كه مداح گفت حالا به فريبرز كي ميخواد بگه چي شده! عموي فريبرز مستأصل و ناتوان نشست كنار مزار برادر. حتي ديگر توان زدن خودش را هم نداشت. 
 
مداح اعلام كرد كه مراسم سوم و هفتم برگزارنمي‌شود و همه همين جا خداحافظي كنند. اهالي محل و اقوام با آقا فيض‌الله و خانواده‌اش در خانه جديدشان خداحافظي كردند. داغداران ديگر كه هر كدام عزيزي از خانواده را در اين جنگ زير خاك گذاشته بودند، سر مزار عزيز خودشان رفتند.
 
 بچه‌هاي جواديه دست برادران آقا فيضي و ايران خانم را گرفتند تا راهي‌شان كنند. همه رفتند اما آقا فيضي و خانواده كنار هم ماندند و كسي نگفت چه كسي به فريبرزي 27 ساله تن زخمي از طغيان مصيبت بگويد.

 

برچسب ها: بهشت زهرا ، جنگ ، شهدای
ارسال به دوستان
انتقاد تند زیدآبادی از لیلاز؛ کشور چقدر خسارت ببیند، رضایت می‌دهید؟! سقوط ۱۳ میلیون تومانی قیمت سکه جدید در بازار تهران قلعه‌نویی: برنامه اعزام تیم ملی به آمریکا و ترکیه تغییر کرد مهدی تاج: سیاست قطعی ما حضور جدی در جام جهانی است نبیه بری: عراقچی به ما اطمینان داد که لبنان بخشی از توافق آتش‌بس است گفت و گوی تلفنی ماکرون با پزشکیان واکنش پورموسوی به لیگ ۱۸ تیمی و وضعیت بحرانی تیم ملی در جام جهانی قطر: احتمال دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن بالاست ادعای سی ان ان از جزئیات توافق ایران و آمریکا فرودگاه صبیحا استانبول به «فرودگاه بی‌صدا» تبدیل می‌شود بیانیه سفارت ایران در وین در پاسخ به « مواضع اتریش در ارتباط با امارات » بنیانگذار شبکه «سی‌ان‌ان» درگذشت آغاز ثبت‌نام آزمون EPT دانشگاه آزاد از امروز ۱۶ اردیبهشت جزئیات مالیات ۹.۳ همتی نقل‌وانتقال سهام و عملکرد بورس انرژی افزایش ساعت معاملات صندوق‌های کالایی بورس کالا از شنبه