مالک باشگاه تراکتور با ارسال نامه رسمی به فیفا در مورد جنگ تحمیلی اظهارنظر کرد.
به گزارش ورزش سه، در حالی که تنشهای سیاسی و نظامی در منطقه خاورمیانه ابعاد تازهای به خود گرفته و تبعات آن تنها به حوزه سیاست محدود نمانده، بلکه بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی ورزشی را نیز تحت تأثیر قرار داده است، واکنش نهادهای بینالمللی به این تحولات به یکی از موضوعات مورد توجه افکار عمومی تبدیل شده است. در این میان، فوتبال به عنوان پرمخاطبترین ورزش جهان همواره تلاش کرده خود را فراتر از سیاست و در خدمت صلح، دوستی و همبستگی میان ملتها تعریف کند.
با این حال، در ماههای اخیر شرایطی به وجود آمده که بسیاری از فعالان حوزه ورزش معتقدند سکوت نهادهای بینالمللی ورزشی در قبال برخی اتفاقات، با شعارهای همیشگی این نهادها درباره صلح، عدالت و مقابله با تبعیض همخوانی ندارد. به همین دلیل، برخی چهرههای ورزشی و مدیران باشگاهها تلاش کردهاند از جایگاه و ظرفیت فوتبال برای طرح دیدگاهها و مطالبات خود در سطح جهانی استفاده کنند.
در همین راستا، محمدرضا زنوزی مطلق، مالک باشگاه تراکتور، با نگارش نامهای رسمی خطاب به رئیس فدراسیون جهانی فوتبال، تلاش کرده است تا از منظر ورزش و فوتبال به تحولات اخیر نگاه کرده و از فیفا به عنوان بزرگترین نهاد فوتبالی جهان انتظار موضعگیری و ایفای نقش فعالتری داشته باشد.
او در این نامه با اشاره به مسائل سیاسی، انسانی و همچنین تأثیر رخدادهای اخیر بر ورزش و فوتبال، از رئیس فیفا خواسته است که این نهاد در قبال اتفاقات اخیر سکوت نکند و از ظرفیت فوتبال برای کمک به کاهش تنشها و حمایت از ورزشکاران و مردم استفاده شود.
متن کامل نامه محمدرضا زنوزی به رئیس فیفا را در زیر میخوانید:
جناب آقای جیانی اینفانتینو، ریاست محترم فیفا
با سلام و احترام،
من محمدرضا زنوزی مطلق، مالک باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور قهرمان لیگ ایران در فصل گذشته و یکی از ده ها میلیون هوادار فوتبال در ایران، از سرزمین ایران — مهد کهنترین تمدن شناختهشده و ماندگار بشری — این نامه را خطاب به شما مینویسم. از سرزمینی که همواره خاستگاه دانش و فرهنگ، هنر و خلاقیت، صلح و نوعدوستی بوده؛ بستر تعامل و تلاقی تمدنهای شرقی و غربی، شاهراه جریان کالا و تجارت، و نقطهای کانونی که ابنای بشر را به یکدیگر پیوند داده و از این رهگذر، همواره الهامبخش همزیستی مسالمتآمیز ملتها و بسترساز شکوفایی و توسعه منطقه و جهان بوده است.
یادآور میشوم که این همان تمدن هشت هزار ساله و ایرانی است که ۲۵۰۰ سال پیش، پادشاهش کوروش بزرگ — که جهانیان او را با منشور حقوق بشرش میشناسند — قوم یهود را از اسارت رهایی بخشید.
جناب آقای رئیس،
همانطور که مستحضرید، در ده ماه اخیر کشور من دو بار، بیهیچ دلیل و منطقی، مورد تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت. نخستین بار، تجاوزی دوازدهروزه در خردادماه رخ داد که علیرغم همه خسارات و صدمات وارده، کشور ما در اوج اقتدار و در عین مظلومیت، بر پایه همان روحیه صلحطلبی دیرینه، پیشنهاد کشورهای واسط برای آتشبس را پذیرفت؛ تا بار دیگر به همگان ثابت شود که ایران در چند صد سال اخیر آغازگر هیچ جنگ و تجاوزی نبوده، اما در دفاع از حریم خود با تمام وجود ایستاده است.
تجاوز دوم از حدود یک ماه پیش آغاز شد و کشور عزیزمان ایران هماکنون هدف حملات گسترده نظامی قرار گرفته است. صحنههایی از جنایت جنگی در حال رقم خوردن است که برخی از آنها حتی در تاریخ جنگها نادر به شمار میروند: حمله به مناطق مسکونی، زیرساختهای حیاتی، مراکز تفریحی، فرهنگی و ورزشی، و کشتار زنان و کودکان بیدفاع. دردناکتر و حیرتانگیزتر از همه، تراژدی مدرسه دخترانه میناب است که ابعادی کمسابقه در تاریخ جنگها به خود گرفته است. ساعتی نمیگذرد که خبر تخریب یک منزل مسکونی، مرکز درمانی یا مجموعه ورزشی در اثر این تجاوز وحشیانه در خروجی خبرگزاریهای جهانی منتشر نشود. همانطور که مطلع هستید، به موجب کنوانسیون های چهارگانه ژنو، پروتکل الحاقی و اساسنامه رم ، حمله به اماکن غیر نظامی همانند مدارس، بیمارستان ها، مراکز ورزشی ممنوع و مصداق جنایت جنگی است. لیکن در کمال شگفتی در جلسه حقوق بشر سازمان ملل، ایران را به نقض حقوق بشر محکوم میکنند ایا این جوامع مدرسه میناب و دیگر مدارس و مراکز ورزشی را نمی بینند.
از منظر ورزشی، زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری تمامی رشتههای ورزشی، بهویژه فوتبال، در جریان این تجاوز در حال نابودی است. مدارس و آکادمیهای فوتبال و کودکان و نوجوانان فعال در آنها، و همچنین شرکتهای حامی باشگاههای ورزشی و تیمهای حرفهای، همگی دچار صدماتی جبرانناپذیر شدهاند که همچنان ادامه دارد.
جناب آقای اینفانتینو،
رهبری و هدایت این تجاوزها بر عهده فردی است که از دستان شما جایزه صلح دریافت کرده است؛ اما میبینید که در کمتر از یک سال، دو تهاجم بیدلیل و بهشدت ناجوانمردانه به کشور ما صورت گرفته و اکنون تقریباً پای بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز به این معرکه کشیده شده است درحالی که باید در مقابل رژیم صهیونیستی صف آرایی می کردند و نه در کنار آن.
شایان ذکر است که رئیسجمهور ایالات متحده چند روز پیش در اظهاراتی رسمی، بازیکنان ایران را مستقیماً به نداشتن امنیت در کشور میزبان تهدید کرد با این حال، متاسفانه هیچ واکنشی از سوی فیفا — به عنوان نهاد ناظر بر رقابتهای جام جهانی — در قبال این تهدید آشکار شنیده نشد.
فیفا پیشتر نیز در دهه ۱۹۸۰، در دو جام جهانی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶، نسلی شایسته و تکرار نشدنی از فوتبالیستهای ایرانی را از حضور در جام جهانی محروم کرده بود؛ تبعیضی بزرگ علیه کشوری که در سه دوره متوالی قهرمان جام ملتهای آسیا شده بود و در دوره پیش از آن (۱۹۷۸) تنها نماینده آسیا در جام جهانی بود. هرچند این رویه تبعیضآمیز اکنون به پایان رسیده، انتظار میلیونها فوتبالدوست ایرانی از شما دفاع از بازیکنان ایران در برابر این تهدید علنی و بیسابقه بود.
تردید نکنید که این اقدامات ماشه جنگ جهانی سوم را کشیده است؛ چرا که شرایط زمانی، تکنولوژیک و درهمتنیدگی کشورهای جهان در عصر کنونی به هیچوجه با دوران وقوع جنگهای اول و دوم جهانی قابل مقایسه نیست. آثار این تجاوز نظامی و تبعات منطقهای آن هماکنون در تمام نقاط جهان و در همه ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی در حال نمایان شدن است و کمتر فرد، شرکت یا کشوری میتوان یافت که از این وضعیت متأثر نشده باشد. دامنه این تبعات از این پس بهصورت تصاعدی گسترش خواهد یافت.
آقای رئیس،
از شما به عنوان رئیس بزرگترین و مهمترین نهاد ورزشی بینالمللی، انتظار جدی میرود که نه تنها در راستای صیانت از ورزش، هنر و صنعت فوتبال، بلکه برخاسته از جایگاه و نفوذ استثناییتان، با حداکثر توان برای مهار این بحران و توقف آن تلاش کنید. بهرهگیری از ظرفیت فوقالعاده فدراسیون جهانی فوتبال و ساختارهای وابسته به آن، بهکارگیری نفوذ باشگاهها و ستارگان فوتبال جهان در رسانهها و میادین ورزشی، و اقدام از طریق سازوکارهای منطقهای و بینالمللی، چیزی است که از فردی در جایگاه شما انتظار میرود.
من این نامه را همزمان برای همتایانم در باشگاههای بزرگ و معتبر جهان و منطقه، فدراسیون های فوتبال کشور های صاحب نام نیز ارسال میکنم تا مسئولیت تاریخیشان را به یادشان آورم و مشارکت آنها را در این اقدام صلحجویانه و انساندوستانه طلب کنم و بخواهم که نسبت به این تجاوز و نقض حقوق بشر واکنش نشان دهند.
جناب آقای اینفانتینو،
به نظر اینجانب، فدراسیون جهانی فوتبال تحت مدیریت شما، در آستانه جام جهانی در آزمونی سخت قرار گرفته است. یکی از دشوارترین این آزمونها، موضعگیری در برابر نژادپرستی و دفاع از عدالت و حقوق بشر است.
آیا شما به عنوان ارشدترین مقام این نهاد، موظف نیستید موضع رسمی فیفا را اعلام و مسببان این جنایات را محکوم کنید؟ آیا سکوت در برابر چنین رویدادهایی جایز است؟ اگر چنین است، پس چگونه در جنگ اوکراین این سکوت را شکستید و وارد عمل شدید؟
تاریخ نشان داده که این روزها و این رویدادهای تلخ سپری خواهند شد؛ اما کسانی نام نیک از خود به جای گذاشتهاند که بهجای نظارهگری، به مداخله موثر پرداخته و در سمت درست تاریخ ایستادهاند — کسانی که پاسدار حقوق بشر بوده و برای پایان دادن به رنج و آلام بشری همت گماشتهاند.
علاوه بر این از شما انتظار داریم در کنگره آتی فیفا، موضع مشخصی در قبال این اتفاقات اتخاذ کنید.
امید است نام جنابعالی و نهاد فیفا با ورود مسئولانه، سریع و همهجانبه در جهت کاهش تنشها و کمک به برقراری صلح، در تاریخ به نیکی ثبت شود.
با تجدید احترام
محمدرضا زنوزی مطلق