یک پژوهشگر امنیت بینالملل و آیندهپژوهی با اشاره به پیامدهای راهبردی هرگونه درگیری با ایران گفت: چنین رویکردی نهتنها به تثبیت هژمونی آمریکا منجر نمیشود، بلکه میتواند روند انتقال قدرت در نظام بینالملل را تسریع کرده و هزینههای سنگینی برای منافع واشنگتن در منطقه به همراه داشته باشد.
فریدالدّین حبیبیان، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به پیامدهای ژئوپلیتیکی هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، اظهار کرد: جنگی که از سوی دولت دونالد ترامپ علیه ایران مطرح میشود، لزوماً به تثبیت هژمونی آمریکا منجر نخواهد شد؛ بلکه حتی میتواند روند انتقال قدرت در نظام بینالملل را تسریع کند؛ روندی که سیاستورزان آمریکایی سالهاست نسبت به آن نگران هستند.
وی افزود: در چنین شرایطی، هرگونه تشدید تنش میتواند نشانهای از افول تدریجی قدرت مسلط و در عین حال زمینهساز ظهور بازیگرانی باشد که نظم موجود را نه با تقلید، بلکه با بازتعریف آن شکل میدهند.
این پژوهشگر حوزه امنیت بینالملل با اشاره به جایگاه تنگه هرمز در معادلات منطقهای، گفت: تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه یک اهرم ژئوپلیتیک مهم برای ایران در برابر فشارهای خارجی محسوب میشود.
به گفته او، ابزارهای فشار قانونی، ظرفیت بازدارندگی متقارن، کنترل معابر حیاتی انرژی و توان اعمال هزینه بر منافع آمریکا در غرب آسیا، بخشی از ظرفیتهای راهبردی ایران به شمار میروند.
حبیبیان ادامه داد: اگر تصور شود که با تهدید زیرساختها میتوان ایران را به عقبنشینی وادار کرد، این همان خطای محاسباتی است که در ادبیات روابط بینالملل نیز مورد اشاره قرار گرفته است؛ خطایی که در آن هزینهها بهدرستی برآورد نمیشود و واکنش طرف مقابل و پیامدهای زنجیرهای بحران نادیده گرفته میشود.
وی خاطرنشان کرد: هرگونه حمله به ایران میتواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری محدود داشته باشد؛ از جمله آسیب به منافع آمریکا در منطقه، اختلال در شریانهای انرژی جهانی، افزایش ناامنی در غرب آسیا و تضعیف اعتبار بینالمللی واشنگتن.
این پژوهشگر امنیت بینالملل و آیندهپژوهی با تأکید بر اینکه ایران میتواند از ظرفیتهای قانونی و ژئوپلیتیکی خود برای ایجاد بازدارندگی استفاده کند، تصریح کرد: بهرهگیری از ابزارهای حقوقی در تنگه هرمز و افزایش هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی میتواند معادله تهدید را به معادله بازدارندگی تبدیل کند. در چنین شرایطی، ایران در معادلات منطقهای صرفاً یک بازیگر منفعل نیست، بلکه میتواند در شکلدهی به تصمیمهای راهبردی نقشآفرین باشد.
حبیبیان گفت: اگر سیاست خارجی با منطق معامله کوتاهمدت اداره شود، در بلندمدت با پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و مقاومت بازیگران منطقهای روبهرو خواهد شد. به همین دلیل هرگونه رویارویی با ایران میتواند بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، به آزمونی برای محدودیتهای سیاست قدرت در نظام بینالملل تبدیل شود.