باری روزن، دیپلمات آمریکایی که سال ۵۷ در زمان تسخیر لانه جاسوسی ۴۴۴ روز در ایران بود نوشت:
سی و چند ساله بودم که دانشجویان ایرانی مرا به اتاقی کشاندند و گفتند که به جایی نمیروم. چهارصد و چهل و چهار روز بعد، از آنجا بیرون آمدم.
از آن زمان، دههها را صرف تلاش برای درک آنچه اتفاق افتاده - و آنچه همچنان اتفاق میافتد - بین دو کشورمان کردهام. پس با من طوری درباره ایران صحبت نکنید که انگار یک امر انتزاعی است. من درون آن رویارویی زندگی کردم. آن را حس کردم. به همین دلیل است که آماده نیستم این آتشبس را نادیده بگیرم، حتی با اینکه همه چیز در مورد آن دیوانهکننده است.
مذاکرات در پاکستان ممکن است هیچ نتیجهای نداشته باشد. مذاکرات میتواند قبل از شروع، فرو بریزد. من شاهد شکست دیپلماسی آمریکا با ایران به دفعاتی بودهام که نمیتوانم بشمارم و معمولاً به دلایل یکسان - غرور بیش از حد، صبر بسیار کم و نگه داشتن کبریت توسط اسرائیل در گوشه اتاق.
اما این چیزی است که من با تمام وجودم میدانم: جنگ دیگری ایران را نخواهد شکست. ما فقط تلاش کردیم. جواب نداد. ایران نمیشکند - جذب میکند، سازگار میشود و منتظر میماند. من این وضعیت را به مدت ۴۴۴ روز از نزدیک تماشا کردم.
چیزی که بیشتر از همه مرا آزار میدهد این نیست که ایران در حال حاضر در حال پیروزی است - بلکه این است که ما آن را به آنها واگذار کردیم. چارچوب تهران این مذاکرات را پیش میبرد. ایران هنوز تنگه هرمز را کنترل میکند. هنوز عوارض میگیرد.
ترامپ به پیشنهاد آنها نگاه کرد و آن را عملی خواند. من هرگز فکر نمیکردم که آن روز را ببینم، اما اینجاییم. ایران همه چیز را روی میز میخواهد - تحریمها، حق غنیسازی، خروج نیروهای آمریکایی و توافقی که اتفاقات لبنان و غزه را نیز پوشش دهد.
این خیلی سخت است. و اسرائیل، که به این گفتگو دعوت نشده بود، از قبل روشن کرده است که قصد ندارد توسط آن محدود شود. این بخشی است که بیشتر از همه مرا نگران میکند. زیرا اگر اسرائیل به بمباران ادامه دهد و واشنگتن نتواند یا نخواهد آن را متوقف کند، هیچ یک از اینها پابرجا نمیماند.
با این حال فکر نمیکنم که به جنگ تمام عیار برگردیم. نه به این دلیل که کسی ناگهان عاقل شده است، بلکه به این دلیل که محاسبات درست کار نمیکند. دور دوم هم به همین منوال تمام میشود. ایران هنوز تنگه هرمز را کنترل میکند. اقتصاد جهانی هنوز هم وقتی تهران انعطاف نشان میدهد، متزلزل میشود.
آنچه ما به سمت آن میرویم صلح نیست. چیزی کوچکتر و متزلزلتر است - دو کشوری که امروز در سکوت توافق میکنند که یکدیگر را نابود نکنند، بدون هیچ سند و مدرکی و هیچ تضمینی. من میدانم زنده ماندن با چیزی به این شکنندهای چه حسی دارد. برای ۴۴۴ روز، این تمام چیزی بود که داشتم.
