فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۵۳۲۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۷ - ۲۲-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۵۳۲۲
انتشار: ۱۴:۳۷ - ۲۲-۰۱-۱۴۰۵

جغرافیای ایران؛ مزیتی که باید بیشتر بشناسیم و بشناسانیم

جغرافیای ایران؛ مزیتی که باید بیشتر بشناسیم و بشناسانیم
این که خیلی‌ها نمی دانستند پل بی یک کجاست و بلندترین پل در خاورمیانه است یا از قابلیت و اهمیت تنگه هرمز آگاهی نداشتند نشان از مظلومیت درس جغرافی و ایدیولوژی زدگی آموزش و پرورش است...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در طول جنگ 40 روزه که 9 اسفند 1404 به ایران تحمیل شد و خوش بختانه در 19 فروردین سال جدید – ولو موقتا- متوقف شده بیش از هر زمان دیگری دربارۀ "تنگۀ هرمز" شنیدیم و نیز تازه بسیاری دانستند که سال هاست در ایران مرتفع ترین پل خاورمیانه در استان البرز در حال ساخت و در آستانه بهره برداری بوده است و بیش از هر تهدید دیگری"زیر ساخت" ها حساسیت ایجاد کرد.

توجه همه به نیروگاه های بزرگ جلب شد و وقتی خبر حمله به ورزشگاه 12 هزار نفری استادیوم آزادی منتشر شد بسیاری خاطرات خود از این سالن زیبا را تازه کردند که منحصر به  والیبال و فوتسال هم نیست و در آن کنسرت موسیقی و تجمع سیاسی هم برگزار شده و مشهورترین مورد اخیر در خرداد 1388 و آغاز رقابت های انتخابات بسیار نفس گیر ریاست جمهوری  آن زمان بود.  

نویسندۀ این سطور برگزاری نمایشگاه گل و گیاه در دهۀ 70 در این ورزشگاه را هم به یاد می آورد چون در آن سال میان اتحادیه گل و گیاه و شهرداری تهران بر سر محل برگزاری نمایشگاه اختلاف افتاد و در هر دو جا برگزار شد.

نکته مورد نظر این یادداشت توجه به جغرافیا و امکانات و مزیت های طبیعی سرزمینی ایران در عین معرفی سازه ها و بناها به نسل تازه است تا تحت تأثیر تبلیغات تلویزیون های برانداز نگویند این " خراب شده" و بدانند ایران ما " خراب شده" نیست و آباد است و تازه ویرانه های آن را هم باید دوست داشت.

این که خیلی ها نمی دانستند پل بی یک کجاست و بلندترین پل در خاورمیانه است یا از توانایی نیروگاه ها آگاهی کامل نداشتند بیش از همه ناشی از 4 موضوع است: یکی تمرکز و توجه بیش از حد آموزش و پرورش و متون درسی به مباحث ایدیولوژیک در حالی که موفق هم نبوده اند و اگر دانش آموزی نمازخوان یا باحجاب است به خانواده او مربوط است نه به مدرسه و به جز مدارس مذهبی خاص مدارس دولتی توفیق محسوسی نداشته اند. 

دیگری به سبب افول شدید صدا و سیما که عملا به ارگان گروهی خاص تبدیل شده هر چند اخیرا با میان برنامه های کوتاه " ایران مان" و "ایران جان" درصدد جبران مافات برآمده اند.

دلیل سوم بی توجهی و کم قدر دانستن درس جغرافیاست. آن قدر هم و غم همه کنکور است که ارزش هر درسی با ضریب و امتیاز آن در کنکور ارزیابی می شود و ارزش بقیه دروس و حتی جایگاه معلمان آنها نیز تقلیل داده شده است.

از سوی دیگر درس جغرافیا مثل ریاضیات خشک وبی روح عرضه می شود. در حالی که به جای اصرار بر تحمیل محفوظات و پرسش هایی که به راحتی در گوگل قابل جست‌و‌جو برای پاسخ هستند باید بچه ها را به تحقیق فراخواند تا خودشان به کتاب و منابع مراجعه کنند.

  آسان ترین کاری که می توان و باید انجام داد این است که در هر کلاس درس نقشه ایران با موقعیت ایران در منطقه و جهان نصب شود.

  وقتی هر کشوری بر اساس جغرافیای آن در ذهن تصویر و تصور شود قدرت او هم قابل ارزیابی است و تماشای عظمت ایران حس خوبی می دهد.

  هیچ وقت حیرت دخترم را فراموش نمی کنم که وقتی داشت بر اساس گفته های دوست خود از زیبایی های قبرس می گفت و آرزو می کرد در آن جزیره زندگی کند موقعیت قبرس را در نقشه به او نشان دادم و از نسبت جغرافیای ایران با قبرس یا قطر شگفت زده و حیران شده بود و می گفت: اینها که اندازۀ کیش ما هستند! در پاسخ گفتم  البته 100 برابر کیش چون مساحت کیش 90 کیلومتر مربع است و مساحت قبرس 9000 کیلومتر مربع و چون تازه از سفر سئول بازگشته بودم بلافاصله اضافه کردم: مساحت کره جنوبی 90 هزار کیلومتر مربع و بعد سال ها سه عدد 90 و 9 هزار و 90 هزار را به خاطر دارد.

  در کره هم این قضیه جالب بود که نقشه های آنان به گونه ای بود که تصور ما را نداشتند که در دورترین نقطه در شرق آسیا قرار دارند بلکه دوری و نزدیکی را بر اساس کشور خودشان ارزیابی می کردند.

  کوتاه این که روشن شد یکی از مزیت های مهم ایران در جنگ اخیر جدای مباحث نظامی و دفاعی و اعتقادی و سیاسی و ملی، جغرافیای ایران است.   این کشور به قدری بزرگ است که بسیاری از باشندگان آن صدای هیچ بمب و موشکی را نشنیدند. 

  آن قدر دست به خود تخریبی و خود تحقیری زده ایم که قدر داشته های خودمان را نمی دانیم و خیال می کنیم پول نفت باید مستقیم به حساب ما واریز شود در حالی که همین بنزین 1500 یا 3000 یا حتی 5000 تومانی پول نفت است  یا خانه های بهداشت در سراسر ایران و البته گاز که همه دنیا در حسرت آن هستند.

از موضوع اصلی دور نشویم. جغرافیا و درس جغرافیا را دریابیم. اگر با جغرافیای این سرزمین بیششتر آشنا شویم احساسات ملی ما بیشتر خواهد شد.

  این که اطلاعات ما از قابلیت های جغرافیایی محدود به کوه دماوند و دریای خزر باشد زیبندۀ یک ملت با تمدن نیست.

  جدای قابلیت های جغرافیایی، تنگه هرمز با این نام ملی و پارسی و زیبا هم حس خوبی داد و لازم است اگر قرار بر کسب درآمد از آن باشد همه بدانند عواید آن صرف چه می شود.

  چه کسی تصور می کرد رابطه ای چنین عاشقانه میان مردم و پل ها برقرار شود یا باشد؟

  شوخی نبود در اوج خطر حلقه های انسانی تشکیل شد و روی پل ها ایستادند یا گردادگرد نیروگاه ها حلقه زدند. 

  بر سر مسایل اعتقادی و سیاسی و فرهنگی و سبک زندگی طبعا اختلاف است ولی کی شک دارد که پل طبیعت یکی از زیباترین جاذبه های تهران است؟ یا وقتی به بندر انزلی حمله شد همه نگران پل آن بودند.

  یکی از بستگان در جریان جنگ 40 روزه برای اولین بار به زاهدان رفته بود.چون فرزند او پزشک است و آنها هم به او پیوستند. با این که در شمال ویلا دارند و مجال سفر به خارج از کشور و دیدار با فرزند دیگرشان هم فراهم است اما آن قدر از مردمان زاهدان گفت و طبیعت سیستان و بلوچستان او را جذب کرده بود که نشان می داد در حسرت است که چرا تا به حال نمی دانسته و نرفته.

  این که نام شهرها را تنها با امام جمعه هایی به یاد آوریم که علایق آنها شباهتی با اکثریت مردم ایران ندارد به تصویر ما از آن شهر هم آسیب می رساند یا با نوع تصویر سازی در برخی سریال ها.

  جغرافیای ایران را باید بیش از پیش به فرزندان مان بشناسانیم ودرس جغرافیا را از این وضع مهجور به درآوریم و به خاطر کنکور آن را کم قدر نشماریم. ایران ما با همین کوه و دریا و تالاب و جنگل و کویر ایران شده و با همین پل ها و سازه ها و زیرساخت هایی چون نیروگاه و ورزشگاه و سد و فرودگاه مدرن شده.

   ایران را بیش از هر زمان دیگری دوست بداریم و در کلاس درس مدرسه و دانشگاه و در محل کار نقشه ایران را بزرگ روی دیوار نصب کنیم و بالای آن شعر نظامی را بنویسیم:

همه  عالَم  تن است و ایران، دل

نیست گوینده زین قیاس، خجل

نه ایران "خراب‌شده" است نه ما ملتی "خاک‌بر‌سر"یم. تقلای مشتی دور از وطن برای ویرانی این سرزمین و تغییر ساختار سیاسی با بمب و موشک و کشتار شاید به خاطر این بود که واقعیت محل زندگی خودشان با تصورات و آمال آنها سازگار نبود و خجل شده بودند و این شرم در قالب ویرانی‌طلبی بیرون زد و بوی گند آن حالا حال خودشان را هم به هم زده.

برچسب ها: پل ، جنگ ، جغرافیا ، تنگه هرمز
ارسال به دوستان