محمدعلی سافلی
تسنیم
گفتوگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و سرپرست تیم مذاکره کننده کشورمان در اسلامآباد، که با فاصلهای چند روزه از نشست پاکستان و پس از فروکش کردن التهابات میدانی و رسانهای انجام شد، نه صرفاً یک گزارش کار که ارائه نقشه راهی از استراتژی ایران در تقابل با آمریکا و رژیم صهیونیستی بود.
در روزهای گذشته، متأسفانه برخی اظهارنظرهای شتابزده و تحلیلهای سطحی از سوی افراد دلسوز یا جریانهای مغرض، تصویری مخدوش از مذاکرات اسلامآباد و تحولات میدانی مانند آتش بس لبنان و وضعیت تردد در تنگه هرمز ارائه دادند. در این فضا، سخنان دیشب قالیباف نهتنها ابهامزدایی کرد، بلکه نشان داد آنچه در پشت درهای بسته دیپلماسی گذشته تداوم همان رزمندگی در خط مقدم میدان است.
1- اولین نکته در تحلیل این گفتوگو، درک چرایی فاصله زمانی میان رویدادها و گفتوگوی تلویزیونی است. باید توجه داشت که در دوره سکوت صحنه نبرد و در اوج درگیریهای اطلاعاتی و امنیتی، رعایت پروتکلهای حفاظتی برای مسئولان ارشد نظام یک ضرورت انکارناپذیر است؛ هرگونه حضور رسانهای پیش از تثبیت آتشبس و پایان جنگ، میتواند کمک به سرویسهای جاسوسی دشمن باشد برای نیات شوم آنها باشد لذا بخشی از تأخیر در این مصاحبه را باید به حساب ملاحظات امنیتی رسانهای وی دانست. اگرچه قطعاً بهتر بود که بلافاصله پس از پایان مذاکرات دور اول اسلامآباد، در همان هتل محل مذاکرات گزارش اولیهای توسط آقای قالیباف ارائه شود.
2- بخش مهمی از نگرانیهای اخیر ناشی از قیاس مذاکرات اخیر با تجربیات تلخ گذشته بود اما آقای قالیباف با صراحت اعلام کرد مذاکره یک روش مبارزه است و این جمله را باید بیـتالغزل همه تحلیلها دانست. درست است که در برهههایی از تاریخ، مذاکره با وعدههای فریبنده آمریکا همراه بود اما باید توجه داشت بسیاری از جنگها با مذاکرات به سمت آتش بس و پایان رفته و نفس مذاکره به معنای شکست نیست.
قالیباف بهوضوح اعلام کرد که تا ۴۸ ساعت مانده به آتشبس، هیچ مذاکره مستقیمی در کار نبوده و تنها پس از اذعان ترامپ به درخواست آتشبس و عقبنشینی دشمن از اهدافش، ایران اجازه ورود به فاز دیپلماسی را صادر کرده است؛ این یعنی پایان جنگ با تحمیل اراده ملت ایران بود و نه با چراغ سبز به باج خواهی آمریکا.
3- نکته بعدی درباره شخصیت خود قالیباف است که هماینک بخش قابل توجهی از بار میدان و دیپلماسی را همزمان به دوش می کشد؛ رسانههای آمریکایی در گزارششان از سرسختی و صلابت تیم ایرانی به سرپرستی قالیباف گفته بودند و اینکه شخصیت وی تیم آمریکایی را تحت تاثیر قرار داده بود؛ این بازتابی از همان روحیهای است که در سخنان دیشب او متجلی بود و نمایانگر فداکاری و ایثار وی در پذیرش این مسئولیت سخت در عین تسلط لازم بر انجام آن است.
قالیباف با سابقه مشخص در میدانهای سخت دفاع مقدس و فرماندهی لشکر 5 نصر خراسان و بعد از آن فرماندهی نیروی هوایی سپاه و نیروی انتظامی، مذاکره را نه با ذهنیت یک تاجر یا دیپلمات صرف که با ذهنیت یک فرمانده آشنا به جنایتها و شیطنتهای دشمن پیش میبرد. آنجا که به هیأت آمریکایی اخطار میدهد ۱۵ دقیقه فرصت دارید مینروب را عقب بکشید وگرنه شلیک میکنیم، مرز میان دیپلمات پشت میز و رزمنده پشت خاکریز محو میشود. او بهدرستی کاغذ مذاکره و کالک نقشه جنگی را یکی میداند و این همان رمز هر موفقیت احتمالی در این مذاکرات است.
نکته بعدی واکنشی به فضاسازی های روزهای گذشته علیه تیم مذاکره کننده بود که برخی تلاش کردند آنها را زیر سوال ببرند؛ این نظر قالیباف که گفت "هم جانم را آمادهام تقدیم کنم و هم آبرویم را، هم حاضریم خون بدهیم و هم حاضریم خون دل بخوریم، مهم این است که حق ملت و سرافرازی ایران حفظ شود" بیانگر این است که طبق آیه شریفه "لا يخافون لومة لائم"، تیم فعلی مذاکره کننده نه از سرزنش ها و ایرادگیری ها می ترسند و نه با تندروی و یا رادیکال کردن فضا و دادن جواب تند به مخالفان، قصد دارند به فضای دوقطبی دامن بزنند بلکه هدف اصلی و مهم، تثبیت دستاوردهای میدان و حفظ اقتدار و پیروزی ایران است.
4- گفتوگوی دیشب قالیباف حاوی پیامی مهم برای دو جریان بود: نخست برای آمریکا و رژیم صهیونیستی که بدانند نه جنگ روانی ترامپ و نه تهدید به ترور فرماندهان، خللی در عزم ایران ایجاد نمیکند و دوم برای برخی محافل داخلی که با نگاه بدبینانه، سعی در تخریب دستاوردهای ملی دارند.
آقای قالیباف با یادآوری تصاویر زنجیرههای انسانی مردم در اطراف پلها و نیروگاهها، نشان داد که قدرت اصلی ایران نه صرفاً منحصر در لانچرها، بلکه بیش از آن در قلوب و اذهان و بازوان مردمی است که برای این برهه تاریخی مهم مبعوث شدهاند.