فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۲۴۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۵ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۲۴۶
انتشار: ۱۲:۰۵ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۵

هانتینگتون در کتاب «سامان سیاسی در جوامع در حال تغییر» چه می‌گوید؟

هانتینگتون در کتاب «سامان سیاسی در جوامع در حال تغییر» چه می‌گوید؟
«خشونت و بی‌ثباتی» به عنوان محصول مستقیم مدرنیزاسیون، یکی از مفاهیم کلیدی کتاب هانتینگتون است. او برخلاف نظریه‌پردازان کلاسیک که فقر را عامل اصلی انقلاب‌ها می‌دانستند، می‌گوید انقلاب و شورش محصول «نوسازی» است.

    عصر ایران؛ احمد فرتاش - کتاب «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» (یا نظم سیاسی در جوامع در حال تغییر)، اثر ساموئل هانتینگتون، در سال 1968 منتشر شده و یکی از کتاب‌های کلاسیک علوم سیاسی است که برخلاف نظریات خوش‌بینانۀ نوسازی در آن زمان، بر تقدم «نظم و ثبات» بر «دموکراسی» تاکید می‌کند.

  تز اصلی هانتینگتون در این کتاب این است که بزرگ‌ترین مشکل جوامع در حال توسعه، نه فقدان دموکراسی بلکه فقدان نظم سیاسی و نهادهای قدرتمند است. او استدلال می‌کند که وقتی سرعت «مشارکت سیاسی توده‌ها» و «بیداری اجتماعی» از سرعت «نهادمند شدن» (ایجاد ساختارها، قوانین و نهادهای لازم برای جذب مشارکت سیاسی مردم) فراتر می‌رود، نتیجۀ آن نه پیشرفت، بلکه بی‌ثباتی و کودتا و خشونت و زوال سیاسی خواهد بود.

  از نظر هانتینگتون، تفاوت اساسی میان کشورها نه در نوع حکومت‌شان (دموکراتیک یا اقتدارگرا)، بلکه در میزان «حکمرانی» در آن‌هاست؛ به این معنا که یک حکومت کمونیستی مقتدر، از یک دموکراسی لرزان و بی‌ثبات، که توانایی اجرای قانون را ندارد، در ایجاد نظم موفق‌تر است و بنابراین باید حکومتی کارآمدتر قلمداد شود.

   او در این کتاب مفهوم «شکاف» را می‌شکافد و می‌گوید: نوسازی اقتصادی و اجتماعی لزوما به ثبات منتهی نمی‌شود، بلکه با بالا بردن انتظارات مردم و وارد کردن آن‌ها به عرصۀ سیاست، فشار بر نهادهای ضعیف را افزایش می‌دهد. اگر نهادهای سیاسی نتوانند این حجم از مطالبات و مشارکت جدید را هضم و مدیریت کنند، جامعه دچار «بی‌سازمانی سیاسی» می‌شود.

  هانتینگتون معتقد بود برای دست‌یابی به توسعۀ پایدار، ابتدا باید یک دولت قدرتمند و مقتدر ایجاد کرد که توانایی حفظ نظم را داشته باشد، سپس به فکر گسترش مشارکت سیاسی افتاد. در واقع از نظر هانتینگتون، بدون وجود یک ساختار نهادینۀ مستحکم، آزادی و انتخابات فقط به آشوب دامن می‌زنند. در نتیجه او از نقش احزاب سیاسی قدرتمند به عنوان ابزاری برای کانالیزه کردن مشارکت سیاسی توده‌ها و جلوگیری از فروپاشی نظم دفاع می‌کند.

  رویکرد هانتینگتون در واقع تصویری واقع‌گرایانه و گاه بدبینانه از فرایند نوسازی و توسعه ترسیم می‌کند که هشدار می‌دهد نظم سیاسی خودبه‌خود و حفظ آن لازمۀ هر پیشرفت دیگری است.

  «خشونت و بی‌ثباتی» به عنوان محصول مستقیم مدرنیزاسیون، یکی از مفاهیم کلیدی کتاب هانتینگتون است. او برخلاف نظریه‌پردازان کلاسیک که فقر را عامل اصلی انقلاب‌ها می‌دانستند، می‌گوید انقلاب و شورش محصول «نوسازی» است.

    از این منظر، زمانی که یک جامعه شروع به رشد اقتصادی می‌کند و سطح سواد بالا می‌رود، آگاهی سیاسی مردم و میل آن‌ها به مشارکت سیاسی به سرعت رشد می‌کند اما چون ساختارهای سیاسی قدیمی (مانند سلطنت‌های سنتی یا الیگارشی‌های کوچک) ظرفیت پذیرش این نیروهای جدید را ندارند، انفجار سیاسی رخ می‌دهد.

هانتینگتون تاکید می‌کند نوسازی شهری، طبقۀ متوسط جدیدی ایجاد می‌کند که تشنۀ قدرت است و اگر این طبقه راهی برای ورود به ساختار قدرت پیدا نکند، به سوی رادیکالیسم و براندازی می‌رود. او در این‌جا به زیبایی تضاد میان «شهر» و «روستا» را تحلیل کرده و شهر را به عنوان «کانون تلاطم» معرفی می‌کند؛ مگر آنکه حکومت بتواند با ایجاد نهادهای فراگیر، پیوندی میان این دو برقرار کند.  

  بخش دیگری از استدلال هانتینگتون بر اهمیت «حزب سیاسی» متمرکز است. او حزب را تنها نهاد مدرنی می‌داند که می‌تواند در جوامع در حال گذار، جایگزین پیوندهای سنتی و قبیله‌ای شود. از نظر او، قدرت یک نظام سیاسی به تعداد انتخاباتی که برگزار می‌کند بستگی ندارد، بلکه به قدرت و گستردگی احزابش وابسته است. احزاب قدرتمند می‌توانند مطالبات پراکندۀ مردم را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را به سیاست‌های اجرایی تبدیل کنند و نگذارند که این مطالبات به صورت شورش‌های خیابانی سرریز شوند.

  هانتینگتون حتی تا جایی پیش می‌رود که می‌گوید در مراحل اولیۀ توسعه، وجود یک نظام تک‌حزبی منضبط و مقتدر (مانند حزب کمونیست در نظام‌های کمونیستی)، ممکن است از یک نظام چندحزبی ضعیف که مدام در حال نزاع داخلی است، برای عبور جامعه از بحران نوسازی کارآمدتر باشد. هانتینگتون بر مبنای این نگاه پراگماتیک، منتقدی جدی کسانی بود تصور می‌کردند دموکراسی غربی برای هر جامعه‌ای در هر سطحی از رشد، قابل تجویز است.

  در نهایت هانتینگتون با صورت‌بندی مفهوم «نظامی‌گری»، هشدار می‌دهد که در جوامع فاقد نهادهای مدنی قدرتمند، ارتش و نیروهای نظامی به تنها بازیگران سازمان‌یافته تبدیل می‌شوند که خلأ قدرت را پر یم‌کنند. در چنین جوامعیف چون سیاستمداران در موضع ضعف قرار دارند، ارتش به بهانۀ برقراری نظم وارد میدان می‌شود، اما خود به بخشی از مشکل تبدیل می‌گردد.

  هانتینگتون نتیجه می‌گیرد راه خروج از این بن‌بست، نه صرفا رشد اقتصادی بیشتر و نه کپی‌برداری صوری از پارلمان‌های غربی، بلکه تمرکز بر «نهادسازی» است. او می‌گوید که یک حکومت، پیش از آنکه بخواهد به شهروندان اجازه دهد در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند، اول باید یاد بگیرد که چگونه حکومت کند و نظم را برقرار سازد. 

     این دیدگاه سرسختانه، کتاب او را به مانیفستی برای طرفداران «اقتدارگرایی توسعه‌گرا» تبدیل کرد و تاثیر شگرفی بر سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی و نحوۀ نگاه به کشورهای جهان سوم در دهه‌های پایانی قرن بیستم گذاشت و دقیقا به همین دلیل کتاب هانتینگتون به یک کتاب کلاسیک در دانش علوم سیاسی تبدیل شد.

  اما با ظهور دگردیسی‌ها و انقلاب‌ها و حتی کودتاهای معطوف به دموکراسی در فاصلۀ سال‌های 1974 تا 1990، دیدگاه سیاسی هانتینگتون هم دموکراتیک شد و او دیگر همانند سابق از «نظم اقتدارگرایانه» دفاع نکرد. این تحول در کتاب مهم دیگر او، یعنی در کتاب «موج سوم دموکراسی» به خوبی آشکار است.

   در واقع آنچه که از نظر هانتینگتون در کتاب «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» مصداق «آشوب و بی‌نظمی» بود، در کتاب «موج سوم دموکراسی» مصداق «گذار به دموکراسی» قلمداد شد. این تحول نگرش، تا حد زیادی هم در شکست حکومت‌های کمونیستی ریشه داشت. وقتی که هانتینگتون کتاب «سامان سیاسی...» را می‌نوشت، یعنی در فاصۀ سال‌های 1965 تا 1968، هنوز ناکارآمدی حکومت‌های بلوک شرق آشکار نشده بود و آن‌ها در اوج رقابت با بلوک دموکراتیک جهان غرب بودند.

   ناکارآمدی حکومت‌های کمونیستی از اوایل دهۀ 1980 تقریبا به تمامی هویدا شد و تز اصلی هانتینگتون در کتاب «سامان سیاسی...» هم تا حد زیادی زیر سؤال رفت. یعنی معلوم شد یک نظام سیاسی تک‌حزبی، یا هر گونه نظام سیاسی غیردموکراتیک دیگری که به بهانۀ برقراری نظم و حکمرانی کارآمد مانع افزایش مشارکت سیاسی شهروندان می‌شود، لزوما در حال زمینه‌سازی برای تحقق چنین مشارکتی در آینده نیست. 

  به عبارت دیگر، دیکتاتوری به تدریج به مذاق دیکتاتورها خوش می‌آید و آن‌ها حتی پس از چند دهه حکمرانی، همچنان اجازه نمی‌دهند مشارکت سیاسی مردم در قالب احزاب متکثر تحقق یابد؛ چراکه نفس تشکیل احزاب آزاد (نه احزاب فرمایشی)، در حکم مطرح شدن انتقادهایی در خصوص نحوۀ حکمرانی فرد یا حزبی است که قدرت را کاملا در اختیار گرفته و آن را با دیگر افراد و احزاب تقسیم نکرده است.

  در واقع وسواس نسبت به حفظ نظم سیاسی و عدم ابتلای جامعه به بی‌ثباتی سیاسی، غالبا مانع دموکراتیک‌شدن نظام‌های سیاسی می‌شود؛ زیرا گذار از دیکتاتوری به دموکراسی در غیاب هر گونه تنش سیاسی، پدیده‌ای تقریبا نایاب است. خود هانتیگتون هم در کتاب «موج سوم دموکراسی»، می‌گوید در جریان دموکراتیک‌شدن کشورهای گوناگون از 1974 تا 1990، حدود بیست‌هزار نفر در ناآرامی‌های سیاسی کشته شدند. ولی او این رقم را با توجه به تعداد کشورها و نیز با توجه به قربانیان جنگ‌ها در گوشه‌وکنار جهان، رقم بالایی قلمداد نمی‌کند.

  در مجموع باید گفت  در کتاب «سامان سیاسی در جوامع دست‌خوش دگرگونی»، ما با ساموئل هاننتینگتونی مواجه هستیم که دغدغۀ «نظم» دارد نه دغدغۀ «دموکراسی». اما نظم مد نظر هانتینگتون، به علت سرشت غیردموکراتیکش، به سختی می‌تواند زمینه‌ساز گذار به دموکراسی شود. نظم اگرچه مهم است اما نمی‌توان با دفاع از اقتدارگرایی و حکومت‌های تک‌حزبی، راه عبور از «نظم غیردموکراتیک» به «نظم دموکراتیک» را خواسته یا ناخواسته مسدود کرد.    

ارسال به دوستان
شوک نفتی ۵۰۰ میلیون دلار به هزینه‌های ماهانه مرسک اضافه کرد صعود زیر سایه ریسک/ بیت‌کوین تا کجا دوام می‌آورد؟ منبع پاکستانی به العربیه: ترامپ خواستار پاسخ فوری ایران است علت گرانی و کمبود کود در بازار چیست؟ حکم اعدام برای ۲ وزیر دفاع سابق چین بدهی جهانی به رکورد ۳۵۳ تریلیون دلار رسید تصاویر جعلی غیر اخلاقی از جورجیا ملونی خبرساز شد کاهش صادرات سوخت جت/ زنگ خطر برای صنعت هوانوردی و تجارت جهانی روایت پزشکیان از دیدار با مقام رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای سفیدشویی مجید واشقانی برای یک چهره مفسد که ریش گذاشت بانک مرکزی: الویت اصلی کنترل تورم است شکایت از جیمز کامرون و والت دیزنی به دلیل استفاده غیرمجاز از تصویر یک بازیگر در فیلم «آواتار» دو حمله اسرائیل به بیروت و غزه / ترور فرمانده رضوان حزب الله و پسر رهبر حماس روایت پزشکیان از دیدار با مقام رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای/ ما یا باید با همه مردم باشیم و سلایق متفاوت را بپذیریم، یا باید تن به تسلیم و ذلت بدهیم قرارداد مهم خودرویی توگ ترکیه با کمپانی بزرگ چینی (+عکس)