فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۹۳۴
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۱ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۹۳۴
انتشار: ۱۵:۴۱ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵

چرا رأی‌دهندگان آمریکایی مدام نظرشان را عوض می‌کنند؟

چرا رأی‌دهندگان آمریکایی مدام نظرشان را عوض می‌کنند؟
تحلیلگران سیاسی معمولا پس از هر شکست انتخاباتی، تصمیم‌های کوتاه مدت رئیس‌جمهور و حزب حاکم را بررسی می‌کنند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند ریشه این بی‌ثباتی به عوامل عمیق‌تری در اقتصاد، جامعه و ساختار رأی‌دهندگان آمریکا مربوط می‌شود؛ عواملی که فعلا نشانه‌ای از پایان آن‌ها دیده نمی‌شود.

کاهش محبوبیت دونالد ترامپ، احتمال قدرت گیری دموکرات‌ها در انتخابات پیش رو کنگره آمریکا را افزایش داده است، اما تحلیلگران آمریکایی معتقدند ریشه بی‌ثباتی سیاسی آمریکا فقط به عملکرد یک رئیس‌جمهور محدود نمی‌شود. شکاف‌های عمیق فرهنگی، فشار اقتصادی بر طبقه متوسط، نابرابری درآمدی و ناتوانی دو حزب در پاسخ دادن به مطالبات مردم، شرایطی را ایجاد کرده است که رأی‌دهندگان آمریکایی در بیشتر انتخابات، حزب حاکم را کنار می‌زنند و قدرت را به رقیب آن می‌سپارند.

به گزارش عصر ایران، رونالد براونشتاین در سی ان ان نوشت: تغییرات سریع در قدرت سیاسی حالا به بخشی عادی از سیاست آمریکا تبدیل شده است. افت شدید محبوبیت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، احتمال ادامه یکی از مهم‌ترین روندهای سیاسی قرن بیست و یکم را افزایش داده است.

کاهش مداوم محبوبیت ترامپ، شانس دموکرات‌ها را برای بازپس‌گیری مجلس نمایندگان در انتخابات میان دوره‌ای سال ۲۰۲۶ افزایش داده و حتی احتمال بازگشت آن‌ها به سنا را هم بیشتر کرده است.

اگر دموکرات‌ها کنترل یکی از دو مجلس کنگره(مجلس نمایندگان و سنا)، را به دست آورند، روندی ادامه پیدا خواهد کرد که طی آن قدرت سیاسی در آمریکا به شکلی بی‌سابقه میان دو حزب جابه‌جا شده است.

در ۱۱ انتخابات از ۱۳ انتخابات برگزار شده از سال ۲۰۰۰ تاکنون، کنترل مجلس نمایندگان، سنا یا کاخ سفید میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها تغییر کرده است. این در حالی است که در ۱۳ انتخابات پایانی قرن بیستم فقط پنج بار چنین تغییراتی رخ داده بود. همچنین در ۲۰ انتخابات پایانی از سال ۱۹۶۰ تا پایان قرن بیستم فقط هفت بار قدرت میان دو حزب جابه‌جا شده بود.

تحلیلگران سیاسی معمولا پس از هر شکست انتخاباتی، تصمیم‌های کوتاه مدت رئیس‌جمهور و حزب حاکم را بررسی می‌کنند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند ریشه این بی‌ثباتی به عوامل عمیق‌تری در اقتصاد، جامعه و ساختار رأی‌دهندگان آمریکا مربوط می‌شود؛ عواملی که فعلا نشانه‌ای از پایان آن‌ها دیده نمی‌شود.

داگ ساسنیک، مشاور سیاسی پیشین بیل کلینتون، درباره این روند گفته است: «اگر پنج یا شش سال دیگر دوباره درباره این موضوع صحبت کنیم، احتمالاً خواهیم گفت مردم در ۱۴ انتخابات از ۱۶ انتخابات به تغییر رأی داده‌اند.»

کارشناسان بخشی از این بی‌ثباتی را نتیجه اکثریت‌های شکننده دو حزب در واشنگتن می‌دانند. هر دو حزب زمانی که قدرت را در اختیار می‌گیرند، معمولاً فقط با اختلافی اندک پیروز می‌شوند و همین موضوع باعث می‌شود حتی تغییرات محدود در افکار عمومی هم کنترل کنگره یا کاخ سفید را تغییر دهد.

برندیس کینز رون، استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد، گفته است: «شکست حزب رئیس‌جمهور در انتخابات میان دوره‌ای پدیده جدیدی نیست، اما در گذشته حزب حاکم معمولاً آن شکست را تحمل می‌کرد و همچنان اکثریت را حفظ می‌کرد. حالا اکثریت‌ها آن‌قدر شکننده شده‌اند که حتی تغییرات کوچک هم باعث جابه‌جایی قدرت می‌شود.»

همین وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری هم دیده می‌شود. هر دو حزب بخش بزرگی از آرای الکترال را تقریباً برای خود تثبیت کرده‌اند و حالا تغییرات محدود در چند ایالت کلیدی می‌تواند نتیجه انتخابات را تعیین کند.

اما این پرسش همچنان مطرح است که چرا رقابت دو حزب تا این اندازه نزدیک و شکننده شده است.

کاهش رأی‌دهندگان مردد و افزایش شکاف‌های فرهنگی

لین واورک، استاد علوم سیاسی دانشگاه UCLA، در کتاب «بحران هویت» نوشته است که انتخابات سال ۲۰۱۶ نقطه اوج تغییری بلندمدت بود که محور اصلی رقابت سیاسی آمریکا را از مسائل اقتصادی به مسائل فرهنگی منتقل کرد.

واورک و همکارانش معتقدند دونالد ترامپ با تمرکز بر موضوعاتی مانند مهاجرت، تنوع نژادی و حقوق همجنس‌گرایان، سیاست آمریکا را به میدان نبردی بر سر هویت آمریکایی تبدیل کرد.

واورک گفته است: «در بیشتر سال‌های گذشته، سیاست آمریکا بر سر اندازه دولت و مسائل اقتصادی جریان داشت. آن دوران تمام شده است. حالا مردم بر سر این موضوع اختلاف دارند که چه کسی واقعاً آمریکایی محسوب می‌شود.»

او معتقد است چنین اختلاف‌هایی باعث شده است بسیاری از رأی‌دهندگان دیگر نتوانند به راحتی از یک حزب به حزب دیگر رأی بدهند، زیرا اختلاف میان دو حزب فقط سیاسی نیست و به موضوعی هویتی و احساسی تبدیل شده است.

کارشناسان سیاسی معتقدند حدود ۸۵ درصد رأی‌دهندگان آمریکا به شکل ثابت از یکی از دو حزب حمایت می‌کنند و تعداد رأی‌دهندگان مردد نسبت به گذشته کاهش یافته است.

با این حال، همین گروه کوچک رأی‌دهندگان مردد حالا نقش تعیین کننده‌تری پیدا کرده‌اند. این افراد معمولاً کمتر درگیر جنگ‌های فرهنگی و سیاسی هستند و بیشتر به وضعیت اقتصادی زندگی خود توجه می‌کنند.

مایکا رابرتز، پژوهشگر جمهوری‌خواه به سی ان ان گفته است: «از سال ۲۰۱۷ تاکنون حتی یک سال هم وجود نداشته است که رأی‌دهندگان مستقل نگاه مثبتی به وضعیت اقتصادی داشته باشند.»

فشار اقتصادی و نارضایتی طبقه متوسط

اقتصاددانان آمریکایی معتقدند بسیاری از شهروندان آمریکا، به ویژه افرادی که تحصیلات دانشگاهی ندارند، احساس می‌کنند شرایط اقتصادی آن‌ها نسبت به نسل‌های قبل دشوارتر شده است. افزایش نابرابری درآمدی از دهه ۱۹۷۰ تاکنون یکی از مهم‌ترین دلایل این نارضایتی به شمار می‌رود.

جاش بیونز و همکارانش در مؤسسه سیاست اقتصادی اعلام کرده‌اند اگر سهم درآمدی طبقات ثروتمند تا این اندازه افزایش پیدا نمی‌کرد، درآمد خانواده‌های عادی آمریکایی می‌توانست به شکل قابل توجهی بیشتر باشد. این گروه معتقد است افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید، فشار زیادی بر طبقه متوسط آمریکا وارد کرده است.

رشد کند دستمزدها در سال‌های گذشته نارضایتی اقتصادی را افزایش داد، اما تورم پس از همه‌گیری کرونا این نگرانی‌ها را شدیدتر کرد. بسیاری از خانواده‌های آمریکایی حالا احساس می‌کنند نه تنها پیشرفت نمی‌کنند، بلکه از نظر اقتصادی در حال عقب رفتن هستند.

هرچند شاخص‌هایی مانند نرخ بیکاری و بازار سهام وضعیت نسبتاً مناسبی دارند، اما بسیاری از مردم آمریکا بیش از هر چیز به هزینه‌های روزمره خود توجه می‌کنند. قیمت بنزین، اجاره خانه و هزینه خرید مواد غذایی همچنان از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصادی خانواده‌ها به شمار می‌رود.

همین نارضایتی اقتصادی در انتخابات ۲۰۲۴ به سود دونالد ترامپ تمام شد، زیرا دموکرات‌ها در آن زمان قدرت را در اختیار داشتند. حالا نیز تحلیلگران معتقدند ادامه نگرانی‌های اقتصادی می‌تواند به چالشی جدی برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای ۲۰۲۶ تبدیل شود.

زیاده‌روی رؤسای جمهور و تشدید بی‌ثباتی

تحلیلگران سیاسی معتقدند تغییر رویکرد رؤسای جمهور آمریکا هم به افزایش بی‌ثباتی سیاسی کمک کرده است. بیشتر رؤسای جمهور آمریکا در دو دهه گذشته تلاش کرده‌اند برنامه‌های مهم خود را بیشتر با حمایت حزب خود پیش ببرند و همین موضوع شکاف سیاسی را عمیق‌تر کرده است.

باراک اوباما قانون بیمه درمانی خود را با مخالفت شدید جمهوری‌خواهان تصویب کرد و ترامپ هم برنامه‌های اقتصادی و سیاسی خود را با کمترین همراهی دموکرات‌ها دنبال کرد.

چارلی دنت، نماینده پیشین جمهوری‌خواه کنگره، معتقد است دو حزب آمریکا حالا کمتر از گذشته برای تصویب طرح‌های بزرگ به دنبال توافق مشترک می‌روند و بیشتر بر رقابت حزبی تمرکز دارند.

کارشناسان می‌گویند همین رویکرد باعث شده است هر رئیس‌جمهور خیلی زود با موجی از مخالفت سیاسی روبه‌رو شود.

چرخه‌ای که پایان مشخصی ندارد

تحلیلگران سیاسی شباهت‌هایی میان وضعیت امروز آمریکا و دوره‌های پرتلاطم تاریخ این کشور مشاهده می‌کنند. برخی کارشناسان شرایط کنونی را شبیه دوره‌هایی می‌دانند که آمریکا با تغییرات بزرگ اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو بود.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند تا زمانی که مشکلات اقتصادی و نگرانی‌های معیشتی مردم کاهش پیدا نکند، بی‌ثباتی سیاسی در آمریکا ادامه خواهد داشت و رأی‌دهندگان همچنان میان دو حزب جابه‌جا خواهند شد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان