مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی میگوید: «ایران هیچوقت از حضور در دوسالانه ونیز انصراف نداد. اتفاقاً موافقت اولیه برای حضور در ونیز را داشتیم و هنوز در حال رایزنی هستیم. طرحی را برای حضور به صورت نمایشگاهی به دوسالانه ارائه دادهایم که احتمالا طی چند روز آینده پاسخش به ما ابلاغ میشود.»
به گزارش ایسنا، هفته گذشته، یک روز مانده به آغاز پیشنمایشهای شصتویکمین دوسالانه هنری ونیز در این هفته، بنیاد دوسالانه اعلام کرد که ایران در نمایشگاه پاویون ملی شرکت نخواهد کرد.
آیدین مهدیزاده ـ مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ در این باره جواب داد:
ـ ماجرای اینکه درست یک روز پیش از آغاز پیشنمایشهای دوسالانه ونیز از غیبت ایران در این رویداد اطلاع داده شد، چه بود؟ آیا ایران از شرکت در دوسالانه انصراف داد؟
ما هیچوقت انصراف ندادیم. اتفاقاً موافقت اولیه برای حضور در ونیز را داشتیم و هنوز در حال رایزنی هستیم. دوستان نیز در مرحله طراحی بودند. اما اینکه چرا دوسالانه یک روز مانده به افتتاح از غیبت ایران اطلاع داد، به ساختار خود ونیز برمیگردد. آنها تا آخرین لحظه صبر و حضور کشورها را در این رویداد بررسی میکنند؛ زیرا ممکن است هر لحظه در گوشهای از شهر با یک پدیده یا غرفه از یک کشور مواجه شوند. بنابراین ساختار سنتیای که از قبل تابلویی نصب شود و همهچیز مشخص باشد، در ونیز وجود ندارد؛ به همین دلیل تا آخرین لحظه منتظر میمانند که ببینند آیا پاویون ایران اعلام موجودیت میکند یا خیر.
نه نامه انصرافی دادیم و نه اعلام کردیم که نمیرویم؛ بلکه اعلام کردیم که میرویم و از آنها زمان خواستیم. در گفتوگوهای اولیه مخالفتی نشد و نگفتند که امکان زمان دادن وجود ندارد. اتفاقاً همکاری خوبی هم از سوی آنها صورت گرفت؛ حتی بیش از آنچه انتظار میرفت.
مسئله این بود که چالشهای حضور رسمی پاویون ایران حل نشد و با وجود جلسات متعدد و تلاشهای فراوان، در نهایت نتوانستیم این مسائل را برطرف کنیم. مهمترین چالش، اتفاقات سیاسی اخیر بود. ما پیش از جنگ و حتی در ماه رمضان، واقعاً نمیدانستیم روابط ایران و ایتالیا و اساساً امکان حضور ما در آنجا به چه شکل خواهد بود. بسیاری از هنرمندان نگران بودند و نمیدانستند چه اتفاقی قرار است رخ دهد. در نتیجه، برنامهریزیها به نتیجه نرسید؛ چون حرف و حدیثها و اظهارنظرهای ضدونقیض زیاد بود و امکان تصمیمگیری قطعی فراهم نشد.
چالش دوم که دستکمی از مسئله اول نداشت، مسائل مالی بود. چندین بار برآورد هزینه انجام شد و با رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا هم گفتوگو کردیم، اما اعداد بسیار بزرگ بود. ما مجبور بودیم هزینههای زیرساختی سنگینی را در آنجا انجام دهیم.
اگر امکان اجاره چهارساله وجود داشت، شاید هزینهها منطقیتر میشد، اما این امکان فراهم نشد. از طرفی ما اصرار داریم که حتماً در رویداد معماری سال آینده حضور داشته باشیم و این موضوع برایمان بسیار مهم است، چون معتقدیم فرصتی است که طی این سالها از دست رفته است.

در چنین شرایطی، از نظر عقلانی درست نبود که آن هزینه سنگین را، آن هم در وضعیت پیچیده اقتصادی و فشارهایی که معمولاً در اواخر سال به هنرمندان وارد میشود، صرف حضور در یک رویداد بینالمللی کنیم؛ بهخصوص وقتی با آن حجم از ریسک سیاسی مواجه بودیم و مطمئن نبودیم هزینه و فایده آن به نتیجه مطلوب برسد. هرطور محاسبه کردیم، به جمعبندی مثبتی برای حضور نرسیدیم.
در نهایت تصمیم گرفتیم سطح حضورمان را کاهش دهیم و اعلام کردیم که شاید در طول آن هفت ماه امکان حضور کامل برایمان وجود نداشته باشد، چون نوسانات سیاسی بسیار زیاد بود. در نتیجه نامهنگاری کردیم و پیشنهاد دادیم که مدلی کوتاهمدتتر تعریف شود؛ مثلاً بهجای حضور هفتماهه، دو یا سه ماه در رویداد حاضر شویم، اما به هر حال حضور ایران حفظ شود. با این حال با این پیشنهاد مخالفت کردند.
بعد از جنگ، عملاً همهچیز بسیار پیچیدهتر شد. با اینکه حتی طرحهایمان هم آماده بود و تقریباً مدل حضور و رفتنمان مشخص شده بود، اما پیچیدگی ناشی از جنگ باعث شد کل ماجرا به یک چالش جدید تبدیل شود. از یک طرف مسائل اقتصادی و سیاسی به هیچ وجه امکان حضور را فراهم نمیکرد، اما از طرف دیگر ضرورت حضور و رساندن پیام مظلومیت ایران، بهویژه به کشورهای غربی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشد.
اتفاقات تلخ از جمله مدرسه میناب، ناو دنا، پل B۱ و ... از نظر تصویری و محتوایی، سوژهها و دستاوردهای مهمی بودند که حتی خود کشورهای غربی هم اذعان داشتند اتفاقات مهمی رخ داده است. بسیاری هم در خارج از کشور پیشنهاد میدادند که با محوریت شهر میناب و اتفاقاتی که آنجا افتاده طراحی و حضورمان را شکل دهیم. ما هم این مسیر را آغاز کردیم و طراحیها در همین راستا شروع شد.
اما مسئله اصلی این بود که زمان از دست رفته بود و باید اسفندماه اعلام حضور رسمی میکردیم، در حالی که اصلاً معلوم نبود جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا میکند و هنوز هم مشخص نیست شرایط به چه سمتی خواهد رفت.
میتوان گفت که تأثیر اصلی را «جنگ» گذاشت؛ در کنار تحریمهایی که همیشه علیه ایران وجود داشته است. این هجوم و حملهای که به ایران شد، حضور ما در ونیز را تحت تأثیر قرار داد، بهخصوص اینکه زمانبندی جنگ دقیقاً با زمانبندی برگزاری و برنامهریزی ونیز همپوشانی داشت.
ما باید در همان بازه، طرحهایمان را اعلام میکردیم، هزینه پاویون و اجاره فضا را پرداخت میکردیم و بعد هم از اوایل اردیبهشت در محل حاضر میشدیم؛ یعنی دقیقاً در همان بازه چهلروزهای که شرایط جنگی حاکم بود. واقعیت این است که در آن وضعیت، چنین تصمیمی عقلانی نبود و عملاً امکان تحقق آن وجود نداشت.
از سوی دیگر، متأسفانه زیرساخت جدی و ثابتی هم در ایتالیا نداریم که بتوانیم با خیال راحت روی آن حساب کنیم؛ مثلاً فضای دائمی، نیروی مستقر یا ساختار پشتیبانی مشخص. تا جایی که میدانم، رایزنی فرهنگی ما در ایتالیا هم شاید یکی دو کارمند بیشتر نداشته باشد و اساساً امکان حضور و مدیریت مداوم در ونیز برایشان فراهم نیست.