ازدواج، لحظهای خاص و فراموش نشدنی در زندگی هر فردی است. این گام بزرگ، نهتنها یک انتخاب شخصی، بلکه یک مسئولیت اجتماعی و خانوادگی نیز محسوب میشود. در جامعهای که تغییرات زیادی در سبک زندگی و نگرشهای اجتماعی رخ داده، ازدواج همچنان به عنوان یک نهاد مهم اجتماعی باقی مانده است. اما چگونه میتوان این فرآیند را تسهیل کرد؟
به گزارش ایسنا، ازدواج، یکی از مهمترین تصمیمات زندگی هر فردی به شمار میرود. در دنیای امروز ازدواج برای جوانان اولویت نخست برای پایداری زندگی نیست و افزایش سن ازدواج زنگ خطری است که به صدا درآمده و اگر توجهی نشود معضلات زیادی به همراه دارد.
گرچه آمارها در استان نشان میدهد که سن ازدواج همچون دیگر شهرهای کشور در حال بالا رفتن است، به طوریکه میانگین سنی ازدواج در آقایان از ۳۰.۵ به ۳۱.۹ سال و در خانمها از ۲۴.۸ به ۲۶ سال رسیده است، مسالهای که تنها حوزه فرهنگی یا اقتصادی یا اجتماعی دخیل نیست و همه حوزهها باید برای رفع این پدیده اجتماعی تلاش کنند.
از طرفی هر فردی برای ازدواج معیار و ملاکهایی دارد که سختگیری بیش از حد و خواستههای بالاتر از حد معمول و بهانه شرایط اقتصادی در به تاخیر انداختن ازدواج مورد قبول نیست، چه بسا شرایط اقتصادی به جوانب مختلف دامن زده است اما ازدواج آسان هم میتواند راهگشا باشد. در صورتی که مشوقهایی تعیین شود که انگیزه جوان را دوچندان کند.
زهره، ۳۹ ساله که مجرد است، میگوید: خواهرم ۱۰ سال پیش ازدواج کرد، شرایط آن سالها با شرایط فعلی قابل قیاس نیست. البته سخت نگرفتن هم شاید دلیلی بر مجرد بودنم است، اما ساختن زندگی پایدار دو نفره هم کار آسانی نیست.
او که ترس از تنهایی دارد و همچنان بر معیارها و ملاکهایش برای ازدواج پایبند است، بیان میکند: داشتن زندگی راحت پس از دوران مجردی آرزوی هر جوانی است، من با خود اینگونه فکر میکنم که اکنون تنها هستم و از پس مخارج خودم برمیآیم، اگر قرار باشد ازدواج کنم، چطور با این وضعیت زندگی را بسازیم.
اعظم ۲۹ ساله که دوران نامزدی را میگذراند، میگوید: ما چهار خواهر و سه برادر هستیم، همه در سن پایین ازدواج کرده و اکنون صاحب فرزند هستند، به نظرم دلیل دیر ازدواج کردن من، توقعات بالا از طرف مقابل بود، اکنون که در این دوران قرار دارم با خود میگویم سختگیریهای بیمورد را اگر کنار گذاشته بودم، در سن کمتر زندگی مشترک را شروع میکردیم.
او میگوید: شاید امروزه عدم رغبت جوانان به ازدواج، فراهم نشدن شرایط لازم برای زندگی مشترک از طرف خانوادهها است، کسی که پیشقدم میشود و قصد تشکیل زندگی مشترک را دارد اگر معیار و ملاکها را آسان بگیرد و خانواده پا به پایش پیش رود و همانطور که حامی او بوده، در آن شرایط هم حمایتگر باشند قطعا فرد احساس میکند قدرت تشکیل زندگی را دارد.
او ادامه میدهد: البته بعضی از خانوادهها حمایتهای اشتباهی را انجام میدهند که باعث توقع میشود که با این مخالفم، همین که کنار فرزندشان باشند، قطعا تلاش میشود خودشان زندگی دو نفرهشان را بسازند و به دنبال حمایت مالی تا پایان عمر نیستند.
حمید فدایی دهچشمه، جامعهشناس و مدرس دانشگاه پیام نور چهارمحال و بختیاری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: آنچه امروزه و در دنیای کنونی به خصوص در جوامع امروزی به آن پرداخته میشود بحث افزایش سن ازدواج است.
وی افزود: در واقع این مقوله به عنوان یکی از مسائل اجتماعی روز جامعه شناخته میشود، حتی میتوان گفت به عنوان یک پدیده اجتماعی و یا یک دغدغه اجتماعی مطرح است و به عوامل فرهنگی و حتی دینی مذهبی تبدیل شد ه است.
فدایی در خصوص اینکه این پدیده ریشه در چه عواملی دارد، تصریح کرد: معمولا در تمام جوامع به خصوص در کشور میبینیم وقتی صحبت از علل بالا رفتن سن ازدواج میشود به سمت عواملی همچون اقتصادی، حتی فرهنگی و در کنار آن عوامل آموزشی و بسیاری از عوامل دیگر میرویم میبینیم آسیبهای اجتماعی مانع ازدواج جوانان میشود.
این جامعهشناس بیان کرد: در حقیقت ازدواج در یک چارچوب قرارداد عاطفی شکل میگیرد، اگر مسائل اقتصادی را کنار بگذاریم با یک سری آیتمها و شاخصهای مهمی مواجه هستیم، شاید گفت این آیتمها و علل افزایش سن شاید مربوط به تحولات فرهنگی، مباحث روحی روانی، لایف استایل و سبک زندگی افراد باشد، براساس مباحث جامعهشناختی انسانها نیازهای متفاوتی دارند که بر اساس آن نیازها رفتارهای خود را انتخاب میکنند. یعنی افراد نیازها را اولویتبندی میکنند که در هر فرد متفاوت است، مثلا در فردی تعلق و دوست داشته شدن نسبت به عشق و علاقه ارجحیت دارد.
فدایی با اشاره به بحث افزایش سطح تحصیلات و تغییر نقشهای جنسیتی، گفت: وقتی ما با مسائل روز و مدرنیته بودن جلو میرویم میبینیم که همه اینها نه تنها بر جامعه بلکه بر تک تک افراد تاثیرگذار بوده و این تاثیر ضعفهایی نیز به دنبال دارد، به طور مثال اینکه که در بحث آموزش ضعف داریم و بر آموزش پیش از ازدواج تاکید میکنیم، اما آیا به آموزشها به خوبی جلوه داده میشود؟ آیا به موقع و در سطح مدرن است یا مقطعی؟ لذا میبینیم افزایش سطح تحصیلات و تغییر نقشهای جنسیتی باعث یک تصمیم گیری بلندمدت میشود که گاهی این تصمیم گیری به ضرر فرد است و ممکن است بر حسب اجبار نیز باشد که این جزو مسائل اجتماعی روز جامعه است و حتی در سطح کلان نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
وی تاکید کرد: در مجموع اگر مباحث اقتصادی را دلیل بر تاخیر در ازدواج بدانیم، بسیاری از واقعیتهای زندگی را نادیده گرفتهایم، چه بسا افزایش رغبت به ازدواج نیازمند یک رویکرد چندبعدی است که هم مسائل فردی و درون روانی و هم مسائل بیرونی همچون آموزش، اقتصاد و فرهنگ را با هم در بر میگیرد.
این مدرس دانشگاه پیام نور چهارمحال و بختیاری بیان کرد: در مجموع بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان و مهندسین اجتماعی و کسانی که در حوزه دین و مذهب ورود کردهاند به مقوله ازدواج پرداختهاند اما جامعهشناسان بیشتر این موضوع را بیشتر به لحاظ جامعهشناختی و اجتماعی کالبدشکافی کردهاند و به عنوان پدیده اجتماعی از آن یاد میکنند، در حقیقت در این مساله همه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل است.
وی یادآور شد: حال این سوال مطرح است که در جامعه ما آیا بحث سادهسازی مهریه وجود دارد؟ بحث اعتماد سازی و مدیریت روابط وجود دارد؟ رسانهها و مسئولینی که در بحث اجتماعی فعالیت میکنند آیا مشوق جوانان به یک انتخاب منطقی هستند؟ به نظر من که حل این مساله که از آن به عنوان پدیده اجتماعی یاد میشود این است که در درجه اول خانوادهها با هم اتفاق نظر داشته باشند و نقطه مشترکی را برای این مساله پیادهسازی کنند و در کنار آن مسئولان و رسانهها به خوبی وظیفه خود را انجام دهند.
فدایی خاطرنشان کرد: کشور ما کشوری اسلامی است و میطلبد که جامعه دینی نیز کمک کند و باتوجه به مذهب، شعار سادهزیستی باشد، میتوان گفت همه اینها دست به دست هم میدهند تا از یک سری الگوهای غلط رسانهای که ازدواج را از یک فرآیند آسان به یک معضل تبدیل میکنند، جلوگیری شود.