عصر ایران؛ رضا رییسی- به طور طبیعی در فضای مملو از تنش نبردهای نظامی با غلیان احساسات و در پیامدش واکنشهای تند و هیجانی و گفتارهای شدیداللحن و رجزخوانی های پیامدی در سطوح مختلف با ربط و بیربط مواجه هستیم که میبایست در فضای رسانههای رسمی و تریبونهای استراتژیک و محافل دیپلماتیک با پرهیز از افراط و تفریط و در قالب واکنشهای عقلانی و به دور از هیجانزدگی و در راستای تلطیف فضا و مدیریت شرایط و برقراری موازنه، از سوی عقلا تدبیر و تبیین مواضع شود.
این در حالی است که مع الاسف، این روزها شاهد رخ نمایی از چنین رویکردهایی نبوده و بر عکس البته نه از زبان مقامات ارشد که در شماری از تریبون های رسمی همانند صدا و سیما یا از زبان منابع موسوم به منابع آگاه، چنان مواضعی رونمایی و بیان میشود که باید برای علاج و مهار همین گفتارها صرف انرژی و وقت فراوانی کرد و چنین اظهاراتی نه تنها دردی از مشکلات گشوده نمیکند که خود مشکل ساز و بحرانآفرین میشود.
به عنوان مثال، کارشناسی به شبکه خبر آمده بود که با لحنی تند و تیز برای حاکمان امارات متحده عربی و بحرین خط و نشان کشیده و با به کارگیری تعابیری چون کشورک در مورد امارات یا اشاره به این نکته که بحرین جزوی از خاک ما بوده و اگر لازم باشد، آن را به مام میهن باز میگردانیم، کشورهای حاشیه خلیج فارس را دعوت به تغییر رفتار و پرهیز از ماجراجویی کرده و به آنان گوشزد میکرد به جای پناه بردن به دشمنان آمریکایی و صهیونی، در مسیر حسن همجواری حرکت کرده و با پذیرش نطم نوین موجود و قدرت فائقه ایران برای امنیت و توسعه پایدار به سمت ایران دست دوستی دراز کنند.
بر کسی پوشیده نیست که این کشورهای حاشیه خلیج فارس، علاوه بر در اختیار گذاری خاک خود به متجاوزان، در ابعاد مختلف علیه ایران دست به اقدام زدند، از بحرین گرقته که تلاش وافری در محافل جهانی از جمله شورای امنیت انجام داد که علیه ایران پرونده سازی کند تا امارات که رسما به پایگاه فعالیتهای ضد ایرانی تبدیل شده و رفیق شفیق صهیونیست ها شده بود و به ادعای گزارش اخیر بلومبرگ، حتی کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس را دعوت به حمله نظامی و اتحاد علیه ایران کرده بود و دشمنی ریشه دار شماری از سران آن با ایران قابل کتمان نیست.
اما نکته آن است که چنین اظهارات تند و تیز و حساسیت برانگیزی، نه تنها مشکلی را حل نمیکند که خود میتواند معضل ساز باشد و آب به آسیای دشمنان ایران بریزد. چه، همانطور که مسوولان جمهوری اسلامی تاکید و تصریح داشتهاند ما و آنها چه بپسندیم و چه نپسندیم براساس جبر جغرافیایی همسایگان همیشگی یکدیگر هستیم و در نهایت اگر عقلانیتی حاکم بر سردمداران کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد، به خصوص با توجه به شرایطی که در دوران جنگ سپری کردیم، چارهای جز نوعی برقراری روابط مسالمت آمیز و پرهیز از اقدامات ضد امنیتی علیه ایران برای آنان وجود ندارد و آنان باید بپذیرند امنیت جمعی در منطقه متکی به بازیگران درون منطقهای است و بیگانگان نمیتوانند از فرسنگ ها دورتر امنیت زایی به ارمغان بیاورند و ایران هم در طول دوران جنگ نشان داد که قدرت غیر قابل حذف از معادلات منطقهای است اما باید ما هم به نحوی حرکت کنیم و در گفتار و رفتار تدبیر و درایت از خود نشان دهیم که طرف مقابل هم مجاب به پذیرش و همراهی شود، نه آنکه با سحنان تند و تیز و تحقیرآمیز و حساسیت افزا، راهی برای مسالمت جویی و بازگشت از مدار تندروی جریان های ضد ایرانی که مشغول تحریک مداوم ملتهای عربی هستند، فراهم آوریم، نمونه آنکه عربستان و قطر در همان اواسط جنگ راه خود را از این اقدامات ایذایی و تحرکات ضد امنیتی جدا کردند و به وضوح نشانههایی از مسالمت جویی نشان دادند و باید پالسهای مثبت برای ترغیب آنان ارسال و تفهیم شود.
در نمونهای دیگر یکی از خبرگزاری های منتسب به ارگانهای رسمی و البته چندین و چند رسانه متعلق به جریان اصولگرا، در طول چند روز اخیر به نقل از منابع آگاه، اخباری از وجود پیش شرط های مذاکراتی ایران به بیرون درز میدهند، که در جای خود بسیار قابل تامل و تفکر است.
البته در سوی مقابل رسانههای جریان اصلی همسو با ایالات متحده هم از شرط و شروط آمریکای ها به نحوی سخن میگویند که گویی دو طرف با توجه به درز این اخبار، حداکثر تلاش ممکن را به خرج میدهند تا به هیچ وجه من الوجوه، هیچ مذاکرهای در شرایط پیش رو و در وضعیت آتش بس موقت موجود شکل نگیرد.
بنابر این ادعاها طرفین آنچنان شروط حداکثری و یکطرفهای به نفع خود قائل هستند، که هیچ جای داد و ستد و بالطبع مذاکرهای باقی نمیماند، چرا که در هر مذاکرهای علی القاعده طرفین باید امتیازی داده و بگیرند تا به نقطه تفاهم و توافق رهنمون شوند و گویی این رسانهها در دو طرف اقیانوس و به نقل از منابع آگاه، چنان فضایی از شکاف موجود در خواستههای دو طرف ترسیم میکنند که هیچ گسل شناس و میانجی و واسطی را یاریگر تلطیف فضا نیست و به قصد عدم نتیجه بخشی هرگونه روند دیپلماتیکی میان طرفین، این فضا سازی به انجام میرسد.
البته که نقل آن نیست که چه کسی به دنبال مذاکره است و از اساس مذاکره در برابر جنگ می تو اند چه عایدی و دستاوردهایی داشته باشد و از اساس اراده و عزمی برای مذاکره و توافق واقعی در میان دو طرف ماجرا وجود دارد یا نه بلکه نقل آنست که با این دست فرمانی که شماری از رسانهها بر مدار آن حرکت میکنند و نگاه صفر و صدی را ترویج و به خورد مخاطب میدهند از اساس نمیتوان انتظار کوچکترین فعل و انفعال مثبتی در روندهای دیپلماتیک را داشت و میان نقطههای مشترک اختلاف صد و هشتاد درجهای عنوان میشود که با هیچ خط و خطوط و میانبری به هم نمیرسند، در حالی که در نهایت و پس از هر میزان نبرد و نزاع و درگیری، راهی جز رجوع به میز مذاکره در نهایت وجود نداشته و ندارد.