عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ از جایی که ایستاده بود، دروازههای شهر برویا را میدید؛ شهری که امروزه آن را با نام حلب در سوریه میشناسیم. ارتش عظیم و قدرتمند ایران، به فرماندهی پنجمین شاه اشکانی، مهرداد یکم، در فاصلهای نهچندان دور از برویا مستقر شده بود. سال ۱۴۱ پیش از میلاد بود و ظاهراً پیشروی ایرانیان به پایان رسیده بود؛ زیرا ادامه پیشروی میتوانست همان اشتباهی باشد که سلوکیان مرتکب شده بودند: ورود به جنگی بزرگتر با رومیها.
مهرداد یکم که در نبرد با سلوکیان به پیروزی رسیده و بخش بزرگی از سرزمینهای ایرانِ هخامنشی را از آنان بازپس گرفته بود، نمیخواست وارد جنگ تازهای با رومیها شود؛ همان رومیهایی که سلوکیان را بهطور کامل نابود کرده بودند.
او همانجا، پشت دروازههای برویا، به شهری دورتر میاندیشید؛ شهری در نزدیکی حمص و حما که نام معشوقه سلوکوس اول را بر خود داشت: آپامه. همان جایی که سلوکیان ناچار شدند معاهدهای را با رومیها بپذیرند و قدرت خود را برای همیشه از دست بدهند؛ معاهدهای که به اشکانیان فرصت داد تا بار دیگر ایران را از دست متجاوزان سلوکی، این بازماندگان یونانیتبار اسکندر مقدونی، پس بگیرند. مهرداد شاید آن زمان به شهر آپامیا و معاهده صلح آپامیا میاندیشید.
به بیش از ۵۰ سال قبل بازگردیم؛ به سال ۱۹۱ پیش از میلاد، یعنی حدود ۲۲۰۰ سال قبل. آنتیوخوس سوم، شاه سلوکیان که با نام آنتیوخوس کبیر هم شناخته میشود، در اوج قدرت خود قرار دارد. او مدتی است مردمانی از ایران را که با نام پارتها یا همان اشکانیان شناخته میشوند و در شمال شرقی قلمرو سلوکیان به قدرت رسیدهاند، به رسمیت شناخته است.
بیش از ۶۰ سال از زمانی میگذرد که پارتها، از دوران ارشک اول، موفق شدهاند حاکمیتی قدرتمند در سرزمینی که امروزه بخشی از خراسان، ترکمنستان و نواحی اطراف آن را شامل میشود، تشکیل دهند.
از مجموعه معاهدههای تاریخی ایران معاهده صلح آنتالکیداس را اینجا ببینید و بخوانید
در تمام این سالها سلوکیان بارها تلاش کردند آنان را سرکوب کنند، اما هر بار بخشی دیگر از قلمرو خود را از دست دادند. اکنون اما آنتیوخوس سوم تصمیم گرفته بود پارتها را به رسمیت بشناسد؛ چرا که در سر، رویایی بزرگتر داشت. او میخواست با بزرگترین قدرت زمان، یعنی رومیها، روبهرو شود تا سرزمینهای یونانی را بازپس گیرد و شکوه قلمرو یونانیان را، که سلوکیان خود را وارثان اسکندر مقدونی و مدعی آن میدانستند، دوباره احیا کند.
سال ۱۹۱ پیش از میلاد است. در شهر نسا، پایتخت اشکانیان ــ که امروزه در ترکمنستان و در نزدیکی عشقآباد قرار دارد ــ پریاپاتیوس، سومین شاه اشکانی، بر تخت سلطنت نشسته است. او که بارها در برابر آنتیوخوس سوم مقاومت کرده بود، اکنون در انتظار اخبار نبرد میان سلوکیان و رومیهاست.
آنتیوخوس سوم، که پیشتر موفق شده بود بخشهایی از آسیای صغیر و یونان را تصرف کند، در نبرد بزرگ ترموپیل در برابر رومیها قرار گرفت. این نبرد با شکست سنگین سلوکیان پایان یافت و آنتیوخوس نهتنها ناچار شد مناطق یونانیِ تصرفشده را بازگرداند، بلکه تا آسیای صغیر عقبنشینی کرد.
رومیها که جاهطلبیهای آنتیوخوس سوم را تهدیدی برای خود میدانستند، به پیشروی ادامه دادند. شاه اشکانی نیز از این فرصت بهره برد و بخش بزرگی از نواحی جنگلهای هیرکانی و مرکز خراسان را به قلمرو پارتها افزود. اکنون قلمرو اشکانیان از عشقآباد تا جنگلهای هیرکانی و مرکز خراسان گسترش یافته بود.
سلوکیان، بیتوجه به فتوحات پارتها، تمام تمرکز خود را بر ارتش قدرتمند رومیها معطوف کرده بودند؛ ارتشی که پیوسته پیشروی میکرد و آینده حکومت سلوکی را به خطر میانداخت.
در آن زمان، قلمرو سلوکیان از هند تا آسیای صغیر گسترده بود؛ سرزمینی پهناور که از فتوحات عظیم پس از اسکندر مقدونی به جا مانده بود. سلوکیان با در اختیار داشتن بخشهایی از هند، به سلاحی مخوف دست یافته بودند که هیچ قدرت دیگری توان دستیابی به آن را نداشت. در واقع بخش مهمی از فتوحات آنها نیز مدیون همین سلاح بود: فیلهای جنگی.
آنتیوخوس میدانست که بهزودی نبردی سرنوشتساز با رومیها در پیش خواهد داشت. به همین دلیل دستور داد بزرگترین و مجهزترین ارتش آن زمان گردآوری شود. ارتشی متشکل از بیش از ۷۰ هزار جنگجو، همراه با ارابههای داسدار و فیلهای سرتاپا مسلح.
ارتش سلوکیان هر فرماندهای را به وحشت میانداخت، اما لوکیوس کورنلیوس، فرمانده بزرگ رومیها و فاتح نبردهای هانیبال، از آن هراسی نداشت؛ زیرا به تاکتیکهای جنگی و نظم آهنین ارتش روم تکیه کرده بود.
سرانجام دو قدرت بزرگ آن روزگار در شهر ماگنزیا، در سرزمین لیدیه ــ جایی در غرب ترکیه امروزی ــ روبهروی یکدیگر قرار گرفتند. آنتیوخوس سوم هم شخصاً در میدان نبرد حضور داشت و فرماندهی جناح راست ارتش را برعهده گرفته بود. چندین فرمانده بزرگ و نامدار مقدونی، سلوکی و یونانی نیز در این نبرد شرکت داشتند.
نبرد آغاز شد و اگرچه در ابتدا سلوکیان پیروزیهایی به دست آوردند و فیلها صفوف ارتش روم را در هم شکستند، اما خیلی زود ورق برگشت. کورنلیوس با بهرهگیری از تاکتیکهای پیشرفتهای که از دشمن قدیمی خود، هانیبال، آموخته بود و با اتکا به نظم خارقالعاده ارتش روم، پیروزیهای سلوکیان را به شکستی سنگین تبدیل کرد. در نهایت، با رم کردن فیلها و عقب راندن آنها به سوی سپاه سلوکی، رومیها فاتح میدان شدند.
گفته میشود سلوکیان در این نبرد حدود ۵۰ هزار کشته دادند و آنتیوخوس هم از میدان گریخت. اکنون دیگر ایستادگی در برابر ارتش روم ممکن نبود. به همین دلیل آنتیوخوس سوم تصمیم گرفت با رومیها صلح کند؛ درخواستی که رومیها پذیرفتند، به شرط آنکه آنان بندهای معاهده صلح را بنویسند.
معاهده صلحی که میان رومیها و سلوکیان امضا شد، در شهر آپامیا به ثبت رسید؛ پیمانی که بعدها به «معاهده آپامیا» مشهور شد. این معاهده در سال ۱۸۸ پیش از میلاد به امضا رسید و به سالها جنگ میان جمهوری روم و امپراتوری سلوکی پایان داد.
همانگونه که رومیها میخواستند، تمام بندهای این معاهده را خود آنان تدوین کردند؛ بندهایی بسیار سختگیرانه که هدفشان تنها پایان دادن به جنگ نبود.
رومیها میخواستند مطمئن شوند که نهتنها قدرت و نفوذ امپراتوری سلوکی کاهش مییابد، بلکه سلوکیان دیگر هرگز قادر نخواهند بود به قدرت پیشین خود بازگردند. آنان به دنبال تضعیف دائمی سلوکیان و تضمین برتری سیاسی و نظامی روم در منطقه بودند.
رومیها در نخستین گام، قلمرو آنتیوخوس سوم را کوچک کردند. او مجبور شد تمام سرزمینهای خود در اروپا و همچنین نواحی غربی کوههای توروس را واگذار کند. بخشهایی از آسیای صغیر نیز از قلمرو سلوکیان جدا شد. با این حال، رومیها کاری به فتوحات سلوکیان در ایران نداشتند؛ ظاهراً میدانستند که نگه داشتن سرزمینهای ایران برای آنان چندان بهصرفه و آسان نخواهد بود.
پس از آن نوبت به محدودیتهای شدید نظامی رسید. سلوکیان تنها قدرت نظامی آن دوران بودند که فیلهای جنگی در اختیار داشتند؛ سلاحی که قدرت ارتش آنها را چند برابر کرده و برتری مطلقی در منطقه برایشان به همراه آورده بود. رومیها سلوکیان را مجبور کردند تمام فیلهای جنگی خود را تحویل دهند و از آنجا که هند همچنان بخشی از قلمرو سلوکیان بود، در متن معاهده تصریح شد که آنان هرگز حق نگهداری و استفاده از فیل جنگی را نخواهند داشت.
سلوکیان همچنین در دریانوردی و کشتیسازی مهارت زیادی داشتند. رومیها در معاهدهای که به آنتیوخوس سوم تحمیل کردند، تعداد کشتیهای جنگی سلوکیان را به ۱۲ فروند محدود کردند و آنان دیگر اجازه ساخت یا در اختیار داشتن ناوگان بزرگ جنگی را نداشتند.
بر اساس این معاهده، سلوکیان همچنین حق نداشتند مزدورانی را که از مناطق شمالی و نواحی آن سوی کوههای توروس ــ سرزمینهایی که به متحدان روم واگذار شده بود ــ میگریختند، به خدمت بگیرند.
رومیها همچنین از سلوکیان خواسته بودند تمام اسیران و فراریان را بازگردانند. افزون بر این، سلوکیان موظف شدند هیچ فردی را که دشمن روم به شمار میرود، در قلمرو خود نپذیرند.
در بخش دیگری از معاهده، غرامتی سنگین برای آنتیوخوس تعیین شد. سلوکیان مجبور شدند ۱۵ هزار تالنت نقره به روم بپردازند. از این مبلغ، ۵۰۰ تالنت باید بلافاصله پرداخت میشد، ۲۵۰۰ تالنت دیگر پس از تصویب سنای روم، و باقیمانده نیز در قالب اقساط سالانه حدود هزار تالنت، طی ۱۲ سال به رومیها پرداخت میشد.
این معاهده ضمانتهایی نیز داشت؛ از جمله گروگانهایی که آنتیوخوس باید در اختیار روم قرار میداد. مهمترین گروگان این پیمان، آنتیوخوس چهارم، فرزند آنتیوخوس سوم بود که میبایست بهصورت دائمی در اختیار رومیها باقی بماند. علاوه بر او، گروگانهای دیگری نیز وجود داشتند که هر سه سال یکبار تعویض میشدند.
امضای این معاهده باعث شد سلوکیان بخش بزرگی از قدرت خود را از دست بدهند؛ همان چیزی که اشکانیان سالها در انتظارش بودند. با به قدرت رسیدن فرهاد یکم، قلمرو اشکانیان بیش از پیش گسترش یافت. فرهاد موفق شد دروازههای ری، در محدوده تهران امروزی، را نیز فتح کند؛ بیآنکه نگران ضدحملهای از سوی سلوکیان باشد.
اما سرنوشت واقعی سلوکیان زمانی رقم خورد که مهرداد یکم، برادر فرهاد، به قدرت رسید؛ پادشاهی که هنوز هم از او بهعنوان قدرتمندترین شاه اشکانی یاد میشود و بسیاری او را با کوروش هخامنشی مقایسه کردهاند. او ابتدا به سمت شرق لشکر کشید و سرزمینهای شرقی را تحت نفوذ خود درآورد، سپس مسیر خود را به سوی غرب تغییر داد و با سرعتی چشمگیر، هگمتانه ــ همدان امروزی ــ را نیز از سلوکیان بازپس گرفت.
مهرداد یکم بلافاصله پس از فتح همدان، به سوی بابل ــ جایی که سلوکیان هنوز در میانرودان قدرتنمایی میکردند ــ لشکر کشید. او چنان قدرت سلوکیان را در بابل در هم کوبید که آنان ناچار شدند تا سوریه عقبنشینی کنند. اما آنچه بیش از هر چیز به فروپاشی قدرت سلوکیان انجامید، فتح شهر سلوکیه احتمالا بغداد امروزی که یکی از مهمترین مراکز قدرت آنان به شمار میرفت.
با این حال، مهرداد از تعقیب سلوکیان دست برنداشت. او در یکی از نبردهای بزرگ، موفق شد آنتیوخوس را هم شکست دهد و سلوکیان را به چند شهر کوچک در سوریه محدود کند. اکنون آنان از یک سو با قدرت روبهگسترش روم روبهرو بودند و از سوی دیگر با فتوحات برقآسای مهرداد یکم.
مهرداد توانسته بود قلمرو خود را تا نزدیکی شهر حمص امروزی در سوریه گسترش دهد. کشورگشایی اشکانیان تا دروازههای آپامیا ادامه یافت، اما پیشروی بیشتر به معنای رویارویی مستقیم با رومیها بود؛ جنگی که مهرداد در آن زمان تمایلی به آغازش نداشت. او اکنون به همان جایی رسیده بود که سالها پیش، معاهده صلح آپامیا در آن امضا شده بود؛ پیمانی که در نهایت به اشکانیان فرصت داد تا ایران را بار دیگر از سلطه سلوکیان خارج کنند.
بسیاری از مورخان بر این باورند که اگر آنتیوخوس سوم جاهطلبیهای خود برای شکست روم را کنار میگذاشت و مهمترین سلاحش، یعنی فیلهای جنگی، را از دست نمیداد، اشکانیان هرگز نمیتوانستند به این سادگی ایران را از سیطره سلوکیان خارج کنند. از همه مهمتر، اگر سلوکیان وارد جنگهای فرسایشی و پرهزینه با رومیها نمیشدند، شاید هرگز مجبور به امضای معاهدهای نمیشدند که در پی آن، بنیان قدرت نظامی و سیاسی خود را از دست بدهند.